هنر ما را به گونه اي رويايي از درد هستي رها مي سازد.
خانه » مشاهیر و مفاخر » علما و فضلا » آیت الله سید اسدالله مدنی ؛ اولین شهید محراب بعد از مولای متقیان حضرت علی علیه السلام
761 بازدید

آیت الله سید اسدالله مدنی ؛ اولین شهید محراب بعد از مولای متقیان حضرت علی علیه السلام

اولین شهید محراب ؛ آیت الله سید اسدالله مدنی

سید اسدالله مدنی 

تولد و دوران تحصیل
شهید آیت الله سید اسدالله مدنی در سال ۱۲۹۳ هجری شمسی (۱۳۲۳هجری قمری) در دهخوار قان (آذرشهر) دیده به جهان گشود. پدر ایشان ،مرحوم آقا میر علی، در بازارچه ی آذر شهر، شغل بزازی داشت. شهید مدنی در چهار سالگی ، مادر و در ۱۶ سالگی، پدر خود را از دست داد و دوران کودکی را با رنج و سختی به پایان رساند.وی در عنفوان جوانی،به قصد کسب علم وکمال،به شهر مقدس قم عزیمت کرده، به رغم مشکلات فراوان شخصی ناشی از در گذشت پدر و استبداد عصر رضا خانی،با پشتکار وافر به تحصیل علوم دینی مشغول شد.
او در حوزه علمیه ی قم، پس از گذراندن مراحل مقدماتی از محضر اساتید بزرگ فقه و اصول وفلسفه بهره مند گردید. مدتی در محضر درس محوم آیت الله حجت کوه کمری(ره) و آیت الله سید محمد تقی خوانساری (ره) حاضر شد و مدت چهار سال نیز در محضر امام خمینی قدس سره حضور یافت و از درس فلسفه و عرفان اخلاق ایشان بهره مند گردید.
آیت الله مدنی،پس از مدتی به نجف اشرف هجرت کرده ، در حوزه علمیه نجف اشرف،در کنار تکمیل تحصیلات عالی خویش،تدریس درسطوح مختلف را شروع کرده و به دستور مرحوم آیت الله حکیم(ره) ، کرسی تدریس لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه را به عهده گرفت و در اندک زمان،جزو اساتید معروف حوزه علمیه نجف اشرف به شمار آمد.
وی در نجف اشرف،در درس خارج مرحوم آیت الله سید عبد الهادی شیرازی(ره) و مرحوم آیت الله حکیم(ره) ومرحوم آیت الله خوئی (ره) شرکت کرده و از مراجع بزرگ از جمله آیت الله حکیم در نجف و آیت الله حجت کوه کمری در قم و آیت الله خوانساری اجازه اجتهاد دریافت کرد.

آغاز مبارزات
شهید بزرگوار آیت الله مدنی ،مبارزه سیا سی و اجتماعی خود را از دوران تحصیل در قم، شهر قیام و شهادت، آغاز کرد و در اولین فعالیتهای خود ،به ستیز با بهائیت بعنوان ابراز تفرقه و انحراف در منطقه آذر شهر پرداخت.

وی با سخنرانیهای روشنگرانه، مردم را علیه طرفداران تبلیغ کنندگان مرام بهائیت بسیج و با تحریم مصرف برق آن وخرید وفروش با این فرقه گمراه، جو مبارزات ضد بهائیت را شدیدتر کرده تا اینکه سر انجام شهر مذهبی آذر شهر را از لوث این فرقه استعماری پاک نمود. هنگامی که شهید نواب صفوی در نجف اشرف به فکر مبارزه با کسروی گری افتاد، آیت الله مدنی که از اساتید حوزه نجف بود، مطلع می شود که نواب صفوی، هزینه این مبارزه را ندارد. بدین رو ، کتابهای خود را می فروشد و پولش را در اختیار نواب صفوی می گذارد ، به گونه ای که دوستانش می گویند ،اسلحه ی نواب از پول کتابهای شهید آیت الله مدنی بود.

مبارزات شهید مدنی در نجف اشرف
مرحوم آیت الله مدنی،در حوزه علمیه نجف،در کنار فعالیتهای علمی،لحظه أی از فعالیتهای سیاسی غافل نبود و همواره در مسائل سیاسی و مبارزات علیه طاغوت، پیشگام و پیشتاز بود.وی در دوران زمامداری جمال عبدالناصر،در رأس هیأتی از علما وفضلای نجف،برای افشای رژیم طاغوتی ایران به مصر سفر کرد.

هنگامی که گفته شد آل سعود بر عربستان مسلط گردید،طلاب را جمع کرد و گفت باید از نجف حرکت کنیم وبرویم با آل سعود مبارزه کنیم. آیت الله مدنی در این فکر بود که در حجاز باید مبارزه ی چریکی انجام بگیرد، لکن به علت کار و فعالیت زیاد ، به خونریزی گلو وسینه مبتلا گشت و در بستر بیماری افتاد.

او در زمان عبدالکریم قاسم -حاکم وقت عراق- کفن پوشید و به میان مردم رفت، زیرا که معتقد بود اگر من نمی توانم کاظمین، بغداد و نجف راحرکت بدهم، پس با پوشیدن لباس مرگ می میرم تا باعث یک حرکت بشوم. چون حکومت عراق با گسترش اندیشه مارکسیستی علیه اسلام تبلیغ می نمود .در سال ۱۳۴۲ حرکت عظیم مردم مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خمینی در جهت سرنگونی رژیم طاغوت آغاز گردید.آیت الله مدنی،نخستین کسی بود که در نجف به ندای ((هل من ناصر ینصزنی)) امام لبیک گفته، با تعطیل کردن کلاسهای خود در نجف و تشکیل مجالس سخنرانی، در جهت افشای چهره ی پلید رژیم مزدور پهلوی گام بر داشت. وی در این زمان،در نجف، سردمدار جریان دفاع و پشتیبانی از نهضت امام به شمار می آمد. و وقایع ایران را برای طلا ب بیان می کرد.از زمان تبعید حضرت امام به نجف،آیت الله مدنی ،همواره یار ویاور امام بود و در کنار مراد خود به مبارزه علیه ظلم و ستم ادامه داد. معروف است که هر موقع حضرت امام به علتی نم توانستند برای اقامه’ نماز جماعت حاضر شوند،آیت الله مدنی به جای امام به اقامه’ نماز جماعت می پرداخت.

همدان سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۱
آیت الله مدنی، حرکت تبلیغی خود را از همدان و از روستای دره مرادبیک برای پیاده کردن برنامه های اصلاحی آغاز کرد، چنان که خود فرموده است: ((من دیدم باید همدان را حرکت بدهم از یک ده کار را شروع کردم تا مردم ببینند، بعد گرایش پیدا کنند.)) وی دستور داد کسی حق ندارد بدون حجاب اسلامی وارد بشود. همچنین فروختن وخوردن مشروبات را ممنوع کرد و دره مرادبیک،یک ده نمونه شد .

این عمل ایشان باعث علاقه مردم متدین همدان به او شد و پس از اینکه وی را شناختند، گرد او جمع شدند و از وی دعوت به عمل آوردند تا به همدان بیاید و ایشان با انتقال به همدان ،فعالیتهای خود را گسترش داد .

آیت الله مدنی، در سفرهای خود به همدان ، پیوسته ارتباط خود را با رهبری مبارزات اسلامی حفظ کرده ، در مراحل مختلف نهضت، نقش حساس خود را ایفا می کرد . همچنین مردم را با نقشهای شوم رژیم طاغوتی آشنا ساخته ، در سخنرانیهای خود، آنان را به بیداری و قیام دعوت می کرد.در سال ۱۳۴۱ ،زمانی که رژیم شاه با تبلیغات گسترده خود می خواست رفراندم به اصطلاح انقلاب سفید را برگزار کند، آیت الله مدنی در ۹ آذر ۱۳۴۱ در مسجد جامع همدان ، سخنرانی تندی علیه انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی ایراد، و مردم را نسبت به عواقب شوم آن آگاه کرد.

در این سخنرانی گفت: (( مردم، شما چقدر بی حس هستید، اگر این انتخابات ملغی نشود ،در روز قیامت ،شما مسئول می باشید .باید با علمای قم همکاری کنید و از آقایان پشتیبانی نمایید.)) اقدامات روشنگرانه آیت الله مدنی در همدان موجب می شود که ساواک منطقه در تاریخ ۸/۹/۴۱ طی نامه ای از ریاست ساواک مرکز درخواست کند که بعد از مراجعت وی به نجف،از ورود دوباره او به ایران جلوگیری شود. ساواک مرکز به خاطره نداشتن مجوزّی برای جلوگیری از ورود وی، با این پیشنهاد موافقت، نکرده اما دستور می دهد اعمال و رفتار وی تحت مراقبت قرار گیرد .

به گونه ای که تاریخ تردد وی میان عراق وایران،مسافرت به شهر های مختلف،سخنرانیها وملاقاتها، طریقه و وسیله مسافرت و مرز خروجی ، همه و همه دقیقاً توسط عوامل ساواک به مرکز گزارش می گردد. بعد از قیام ۱۵ خرداد و تبعید امام ، آیت الله مدنی به مبارزات خود شدت بخشیده ، در فرصتهای مختلف،با طرح مرجعیت حضرت امام و با ایراد سخنرانیهای انقلابی وافشاگرانه، مردم را به هوشیاری فراخواند . وی با هماهنگی روحانیون سر شناس همدان نیز اقداماتی به منظور رفع توقیف روحانیون باز داشتی به عمل آورد.

رژیم که با گسترش نفوذ آیت الله مدنی در میان مردم،به عنوان یکی از سر سخت ترین طرفداران امام ،روبه رو بود، در سال ۴۶، سخنرانی عده ای از روحانیون منطقه از جمله آیت الله مدنی را ممنوع کرد. در چنین جوی آیت الله مدنی با شهامت و شجاعت ،مرجعیت امام را مطرح و، به نفع ایشان تبلیغ می کرد، به حدی که ساواک طی گزارشی در تاریخ ۳۱/۵/۴۹ اعلام می دارد: ((نامبرده (آیت الله مدنی )در همدان به نفع ]امام[ خمینی فعالیت وبیش ازیک سوم اهالی همدان را مقلد ]امام[ خمینی کرده است ودر هر محفل و مجلسی از ]امام[ خمینی تمجید می کند و وی را اعلم مجتهد ]مجتهد اعلم[ قلمداد می نماید)).

آیت الله مدنی در دوران حضور در همدان، علاوه بر فعالیتهای مبارزاتی، خدمات ارزنده ای نیز داشته و آثار ماندگاری از خو به یادگار گذاشته است که از آن جمله می توان مدرسه ای ملی تحت عنوان مدرسه دینی در روستای دره مراد بیک، مدرسه علمیه در همدان، مسجد چهلستون، تأسیس صندوق قرض ا لحسنه مهدیه (که کار خود را با قبض های ده ریالی آغاز کرد و حاصل آن بانک مهدیه امروزی همدان است) و همچنین ساخت درمانگاه مهدیه ودارالایتام مهدیه را نام برد .

سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴ ، خرم آباد
در اوایل دهه’۵۰ در شهر خرم آباد، خلأ حضور یک عالم مجاهد ومتعهد که بتواند مرجع مذهبی و سیاسی مردم با شد و زعامت روحانیت متعهد و انقلابی منطقه را بر عهده بگیرد، بیش از هر زمان دیگر احساس می شد. مدتی بود که مرحوم آیت الله روح الله کمالوند که سالهای متمادی زعامت روحانیت منطقه و سرپرستی همه شئون مذهبی ، اجتماعی وسیاسی لرستان را در دست داشت،به دار بقا شتافته وجایگاه رفیع ایشان همچنان خالی بود. عده ای از روحانیون سر شناس و متعهد خرم آباد ، از آیت الله مدنی دعوت بعمل می آورند که فعا لیت خود را از همدان به خرم آباد منتقل کند و وی با استجابت دعوت ایشان و عزیمت به خرم آباد، فصل دیگر ی از زندگی پر فراز و نشیب و سراسر مبارزه’ خود را آغاز می کند .

شهید مدنی در خرم آباد و در حوزه علمیه کمالوند، فعالیت خود را با تدریس درس خارج آغاز می کند و بعد از مدتی با حکم حضرت امام قدس سره، سرپرستی این حوزه را نیز بر عهده می گیرد. در همین دوره، وی کتابهای امام از جمله توصیح المسائل و تحریر الوسیله را در خرم آباد توزیع می کند و به رغم خفقان حاکم ، درباره’ مرجعیت امام در مناسبتهای مختلف تبلیغ می کند . همچنین در هر فرصتی و به اشکال گوناگون ،مردم را به بیداری و آگاهی فرا می خواند، آنان را از مفاسد دستگاه آگاه ساخته ، نقشه های شوم استعمار و رژیم طاغوتی را بر ملا می سازد و رهبر واقعی را به مردم معرفی و، چهره اصلی و پلید شاه را افشا می کند .

وی علاوه بر اداره حوزه علمیه و صندوق قرض الحسنه رضوی، برای تأسیس بیمارستان و کمک به فقرا و بی سر پرستان – از جمله خانواده زندانیان سیاسی نیز اقداماتی به انجام می رساند. روز عید فطر فرا می رسد. جمعیت زیادی برای ادای نماز ظهر در مسجد شاه آباد خرم آباد حاضر می شوند . آیت الله مدنی قبل از شروع نماز می فرماید ، (مقلدین آیت الله در یک طرف قرار بگیرند.)

با این سخن، عده ای از مردم ، در صف مقلدین آیت الله خمینی قرار می گیرند. آنگاه در حین سخنرانی ، برای طول عمر آیت الله خمینی دعا می کند وسپس فتوای ایشان را در باب زکات فطره بیان می کند. پس از جریان عید فطر، ساواک وضعیت او را در کمیسیون مطرح و وی را به مدت سه سال به نور آباد ممسنی در استان فارس تبعید می کند.

سال ۱۳۵۴ ، نور آباد ممسنی
آیت الله مدنی در تبعید نیز مبارزات خود را ادامه می دهد و با حفظ ارتباط با نیروهای انقلابی خرم آباد ،آنان را به ادامه مبارزه فرا می خواند. وی در دیدار های مختلف به کسانی که از خرم آباد برای ملاقات با ایشان می آمدند، توصیه می کردند: (( مساجد و حوزه علمیه را حفظ کنید . مجتهد تربیت کنید . اسلحه شما تبلیغ است. در مقابل ظالم وستمگر، تبلیغ ، از بمب اتم هم مؤثر است.))

آیت الله مدنی در اواخر سال ۵۴ ، از کشور ممنوع الخروج می شود. ایشان نور آباد را به پایگاه مبارزه علیه رژیم تبدیل می کند، به نحوی که مردم نقاط مختلف از جمله ، شیراز ، کازرون وشهرهای دیگر استان فارس ولرستان از نقاط دور و نزدیک به حضور می رسند و پیام انقلاب ومبارزه را دریافت می دارند. ساواک از مو قعیت جدید آیت الله مدنی در نور آباد به هراس افتاد ،دستور می دهد در محل تبعید نیز از ملاقات مردم با وی ممانعت به عمل آید، اما از این تصمیم هم طرفی نمی بندند . از این رو در پایان سال دوم تبعید ،محل تبعید ایشان را به گنبد کاووس تغییر می دهند .

سال ۱۳۵۶ گنبد کاووس
آیت الله مدنی از بدو ورود به این شهر ستان ، رو حانیون منطقه را تحت تاثیر قرار داده، مدرسه علمیه منظریه و مسجد جامع این شهر را پایگاه مبارزاتی خود قرار می دهد. دیری نمی گذرد که ایادی رژیم در گنبد کاووس نیز از حضور آیت الله مدنی احساس خطر کرده، ادامه حضور و تبعید وی در این شهر را با توجه به مرزی بودن منطقه به هیچ وجه به مصلحت ندانسته، از ساواک مرکز در خواست می کنند نسبت به تغییر محل تبعید وی اقدام لازم به عمل آوردند.

به دنبال آن،این بار ، کمیسیون امنیت اجتماعی خرم آباد در تاریخ ۲۸/۳/۵۷ تشکیل جلسه داده، محل تبعید نام برده را از گنبد کاووس به بندر کنگان تغییر می دهد.

سال ۱۳۵۷، بندر کنگان
مدت اقامت آیت الله مدنی در بندر کنگان، سه هفته بیشتر طول نمی کشد، اما روشن است که این عالم مجاهد به هر جاقدم می گذاشت، روح انقلاب و مبارزه را به همراه خود به آنجا وارد می کرد.

او، مجسمه تقوا، منادی انقلاب، پیام آور بیداری و جنبش و مبلغ اسلام راستین بود. بر این اساس، حضور هر چند کوتاه وی در بندر کنگان نیز تاثیر خوبی در میان مردم این شهر می گذاشت. نظر به اینکه بندر کنگان جزء مناطق تبعید محسوب می شود و با توجه به بیماری آیت الله مدنی که احتمالا سل بوده است، محل تبعید وی از تاریخ ۳/۵/۵۷ به شهرستان مهاباد تغییر پیدا می کند.

تابستان ۱۳۵۷، مهاباد
بعد از تغییر محل تبعید به مهاباد ، ایشان را به همراه مامور بدرقه ژاندار مری بوشهر و از طریق خرم آباد، همدان، کرمانشاه و سنندج به مهاباد اعزام می کنند. آیت الله در بین راه با اخلاق حسنه خود با مامور همراه، اعتماد وی را جلب می کند و پس از ترک خدمت ما’مور، به خرم آباد می رود و با روحانیون منطقه ارتباط برقرار می کند .

سرانجام آیت الله مدنی در پایان مدت تبعید ، به در خواست علمای مبارز تبریز به این شهر عزیمت می کند تا همپای ملت ایران ،مبارزه بی امان خود را علیه رژیم پهلوی بگیرد. در تبریز فعالیتهای انقلا بی شهید مدنی روز به روز علنی تر می گردد. ساواک وجود ایشان را در تبریز تحمل نکرده ،شبانه وی را دستگیر و از تبریز تبعید می کند.

سال ۱۳۵۷، باز گشت به همدان
آیت الله مدنی در ۱/۱۰/۵۷ در میان استقبال با شکوه مردم وارد همدان می شود. معظم له با دعوت روحانیون و مردم همدان برای جانشینی مرحوم آخوند ملا علی معصومی همدانی و به منظور رهبری مبارزات مردم همدان و منسجم کردن فعالیت روحانیون متعهد، به این منطقه عزیمت می کند.

نظر به سابقه درخشان آیت الله مدنی از سال ۴۱ تا سال۵۰ در همدان با توجه به اوج گیری مبارزات حق طلبانه مردم ایران ،هجرت آیت الله مدنی به این شهر ،از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده، طبقات مختلف مردم از ساعتها قبل در مسجد جامع اجتماع و سپس جهت استقبال از آیت الله مدنی به طرف دروازه ملایر حرکت می کند.

شهید مدنی از بدو ورود به همدان ،هدایت مبارزات مردمی را به عهده گرفته ، با اقشار گوناگون جامعه ارتباط برقرار می کند. نقش ایشان در جهت دهی به مبارزات مردم همدان به حدی بوده که وقتی در جریان ۲۲ بهمن، لشگر ۸۱ زرهی کرمانشاه برای سر کوب مردم به سمت تهران حرکت می کرد ،به دستور ایشان ، مردم همدان برای سد کردن حرکت تانکها ،با دست خالی و کفن پو شان به مقابله با تانکها بر خاستند وخود آیت الله نیز در جلوی همه تظاهر کنندگان به راه افتاد و مردم موفق می شوند با دادن تعداد کمی شهید و مجروح تانکها را از حرکت باز دارند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این یار دیر ینه امام و سرباز خستگی ناپذیر انقلاب که پرچم مبارزه را لحظه ای بر زمین نگذاشته و از تبعید گاهی به تبعید گاهی دیگر و از سنگری به سنگر دیگر همیشه در صف مقدم مبارزه حرکت کرده بود و در پیروزی انقلاب ،تلاش بی وقفه ای داشت، فصل دیگری از مبارزات خود را برای حفظ و حراست و پاسداری از انقلاب شکوهمند اسلامی آغاز کرد. ایشان در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، از طرف مردم همدان به نمایندگی انتخاب می شود وسپس در کوران مشکلات و آ شفتگی اوضاع همدان از سوی امام با اختیارات کامل به امامت جمعه این شهر منصوب می شود.

فتنه حزب خلق مسلمان
تبریز این شهر قیام ومبارزه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در معرض جریانات مهم و حساسی قرار گرفت. دشمنان انقلاب با شعله ور کردن آتش تفرقه و اختلاف و آشفته کردن اوضاع عمومی شهر، کمیته های انقلاب که اکثر آنها در دست ضد انقلابیون حزب خلق مسلمان بود امید داشتند که به اهداف شوم خود برسند. یاران انقلاب تصمیم گرفتند با آوردن آیت لله مدنی به تبریز، موقعیت جناح انقلاب و خط امام را تقویت کنند. آنان این پیشنهاد را به محضر امام تقذیم کردند وامام امت طی حکمی آیت الله مدنی را روانه تبریز کردند.

ایشان در سر وسامان دادن به اوضاع سیاسی و اجتماعی تبریز تلاش مخلصانه ای کرد و آنگاه برای ادامه خدمت به شهر همدان باز گشت،ولی هنوز چند روزی از مراجعت وی نگذشته بود که حادثه دلخراش وغمبار شهادت اولین شهید محراب آیت الله سید محمد علی قاضی طبا طبائی به دست دشمنان انقلاب و مزدوران آمریکا، اوضاع شهر تبریز را دگرگون ساخت .

در این هنگام بار دیگر امام عزیز طی حکم دیگری ،آیت الله مدنی را به نمایندگی خود و امامت جمعه شهر تبریز منصوب فرمود . ایشان در تبریز با معضل بزرگ «حزب خلق مسلمان» – که جریانهای مختلف تحت پوشش آن به مبارزه با انقلاب پرداخته بودند – مواجه می گردد. سخت ترین روزهای آیت الله مدنی را می توان ایامی خواند که او در میان آشوب حزب خلق مسلمان قرار گرفت . در جریان این غائله ی خطرناک، آیت الله مدنی از جانب همین گروه ضد انقلابی بارها مورد تهد ید قرار گرفت.

آنها جایگاه نماز جمعه را به آتش کشیدند و از برگزاری نماز جلوگیری کردند، اما ایشان در روز جمعه کفن پوشید و پیشاپیش جمعیت حرکت کرد وگفت (تا من زنده ام و در این شهر نماینده امام هستم نماز جمعه را برگزار می کنم)و بدین سان با استقامت وحضور اقشار مردم در صحنه توطئه ی آمریکا و ایادیش در آذربایجان خنثی گردید.

شهید مدنی و جبهه های نبرد
شهید مدنی در تقویت روحیه رزمندگان اسلام نقش بسزایی داشتند و با شرکت خود در جبهه های نبرد و حضور در کنار سپاهیان اسلام و شرکت در مجالس دعا و نیایش آنان ،مشوق رزمندگان اسلام بودند که جنگ مقدس خود را با استکبار جهانی تا پیروزی نهایی ادامه دهند.

آقای بهاء الدینی در این زمینه خاطره ای نقل می کند: عده ای می خواستند بروند جبهه. بچه ها که رفتند، دیدم حاج آقا آمدند خانه وسخت ناراحت هستند و اشک در چشمانش حلقه زده است .گفتم: حاج آقا چرا ناراحتید؟ گفتند: تلفن بزنیر به دفتر امام واجازه بگیرید از امام که من با این بچه ها به جبهه بروم. پرسیدیم: چرا حاج آقا ؟ گفتند: آخر من نمی توانم ببینم این بچه ها می روند جبهه، آنجا می جنگند و من نروم بجنگم. خوب من پیر شده ام ،اگر من گذشت این بچه ها را نداشته باشم، ایثار این بچه ها را نداشته باشم ،و ای بر حال من ! اما خوب معلوم بودکه حضرت امام هیچ وقت اجازه نمی دادند ایشان سنگر تبریز را رها کنند و به جبهه بروند. البته این حرکت ایشان هم نشانه عشق ایشان بود به شهادت وانقطاع ایشان بود از دنیا.

شهادت در محراب عبادت
ایشان با اینکه به وضع تبریز سر و سامان می دادند از وضع همدان و خرم آباد نیز غافل نبودند ؛ حتی به شهرهای زنجان و ارومیه نیز رسیدگی می کردند . فعالیتهای ایشان ادامه داشت تا اینکه سرانجام پس از ۶۹ سال زندگی سراسر درد و رنج و مبارزه در نیمروز جمعه ۳۰/۶/۶۰ در محراب عبادت در میدان نماز تبریز به دست منافقی شقی بر اثر انفجار نارنجک به آرزوی دیرینه خود که شهادت بود رسید. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

تاکنون ۲ نظر ثبت شده است.

  1. با تشکر از مطلب خوبتون

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه