عزیزانم هنگام نشستن, بزرگان و ریش سپیدان را بر خود مقدم بدانید.(کوروش کبیر)
خانه » مشاهیر و مفاخر » علما و فضلا » آیت الله میرزا محمد مجتهد خیابانی
53 بازدید

آیت الله میرزا محمد مجتهد خیابانی

آیت الله میرزا محمد مجتهد خیابانی (بالا مجتهد)
۱۱ فروردین ۱۲۷۱ (۳۰ شعبان ۱۳۰۹) ـ ۳۰ فروردین ۱۳۵۰ (۲۲ صفر ۱۳۹۱)

میرزا محمد مجتهد خیابانی

اشاره:
در روز ۲۲ صفر سال ۱۳۹۱ هجری قمری ضایعه ای بزرگ در عالم تشیع بوقوع پیوست و میرزا محمد مجتهد خیابانی سر در نقاب خاک کشید و در همان روز گوئی شهر تبریز عزیزترین فرزند خود را از دست داده بود.
وی محققی سخت کوش و دانشمند بود و با سخنرانیهای بلیغ خود همواره راه حق و حقیقت را عمل و توصیه می کرد. او عالمی یکدل و روراست بود و از نفاق و دو دلی سخت دوری می جست و به آنچه می گفت ایمان داشت.
آیت الله میرزا محمد مجتهد خیابانی علم را با عمل توام کرده بود و آنرا همواره به عنوان بزرگترین توشه راه آخرت به مردم توصیه می کرد ، هر چند خانه اش آرایش نداشت ولی از در و دیوارش مهر و عطوفت می بارید. هر دل شکسته ای، التیام دل خود را از او می جست و هر بی پناهی بدانجا پناه می برد و با دلی مملو از امید آن خانه را ترک می کرد.
وی مجتهدی مسلم و انسانی تمام عیار بود و هرگز در هیچ حالی دین خود را به دنیایش نفروخت و از ارشاد و راهنمائیهای مردم ، چه در کوچه و بازار و چه در مسجد و تکایا کوتاهی نکرد.
تالیفات آن فقید سعید علاوه از یادداشتهای پرآکنده که در موضوعات علمی و ادبی و فقه و حدیث بیادگار مانده و بخط خود مرحوم می باشد ، دو عنوان تالیف مهم به شرح زیر است:
کتاب دعوه حق در اثبات صانع و رد بر داروین و سایر و مادیین مشتمل بر ۱۶ دعوت ، مجموعه ای از گفتار مذهبی در دو جلد مشتمل بر ۹۴ مجلس.
ایشان اجازه اجتهاد از آیت آله العظمی سید محمد حجت کوه کمری ، آیت اله محمد تقی خوانساری موسوی ، آیت اله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی و آیت آله محمد فیض قمی داشت.

میرزا محمد مجتهد خیابانی

شرح حال به قلم خود میرزا محمد مجتهد خیابانی :
حقیر محمد فرزند آخوند ملا یحیی آنهم پسر محمد باقر انهم پسر باقر آنهم فرزند یحیی فرزند کرم ، اصل ما علم بیراوش است که در قریه قیصریه معروف ساکن بوده اند ، جدّ ما محمد باقر از قریه نامبرده مهاجرت نموده در تبریز ساکن شده پدر حقیر آخوند ملا یحیی از زهاد علمای تبریز بود و در ادبیات و در فقه بی بدل بوده جمعی از فضلا از ایشان استفاده نموده اند.
در دوره حیات و زندگانی مال الامام و از حق حقوق واجبه صرف نکرده و در تاریخ انقلاب مشروطیت ایران در بلد تبریز در محله اهراب فوت کرده و قبر شریف او در قبرستان گجیل بوده که فعلاً باغ ملی کرده اند و لکن محل او معلوم نیست این قدر می دانم که نبش قبر نکرده اند و خود حقیر که آخرین اولاد او بوده ام از مادرم ستاره بیگم دختر حاجی حسین مرحوم در آخر شعبان ۱۳۰۹ هجری قمری متولد شدم و در حین فوت والدم قریب ۱۸ (هجده ) ساله بودم.
از قرائت ادبیات و شرح لمعه فارغ و مدتی در طفولیّت از عم خود عبدالمناف استفاده نمودم که مردی صالح و فقیه بود و معلم اطفال بود تحصیلات نمودم مقداری از والد جّد خودم و مدتی از ملاباشی آقای میرزا حسن فرزند محمد تقی که شوهر خواهرم بوده و بسیار آدم نازنین و فاضل بوده تلمّذ نمودم.
در زمان محاصره شجاع الدوله از آقای حاج سید محمد مولانا قوانین و مقداری رسائل خواندم و فوق العاده محبت به حقیر داشته بعداً مدتی در درس آیت اله آقای حاجی میرزا ابوالحسن آقا انگجی اعلی اله مقامه حضور یافته از محضر ایشان استفاده نمودم.
بعداً بمعاونت آقای حاج رضا چوبدار و آقای حاجی اسماعیل به نجف اشرف مسافرت نموده مدتی در محضر شیخ علی قوچانی و آقای ضیاء عراقی و شیخ محمد حسین اصفهانی و کمی از آقای شریعت اصفهانی تلمذ نموده با اقای حجت در دروس آقای شیخ را بعد از او حقیر تقریر می کردم.
بعد از مدتی از درس اعراض کردم شبی شیخ تشریف آوردند به منزل حقیر را به مباحثه خصوصی که در خانه شیخ داشت دعوت فرمودند امر کردند مباحثه خصوصی که با فضلا فراهم است غفلت نکنم حقیر هم اطاعت کردم بعد از مدتی بواسطه ضیق معاش و عدم توجه مراجع باهل علم مجبور شدیم با هزاران زحمت در جنگ بین المللی اول از طریق حله جلسان و بقعه با چند نفر از اهل علم مسافرت بایران نموده و در وقت ورود به تبریز رفقا استقبال شایان نموده و علما هم بدیدن ما تشریف فرما شدند.
مدتی در تبریز مانده دوباره بعربستان مسافرت کردم مدتی مانده دوباره به تبریز مسافرت نمودیم اصلا وضع علماء تحت قانون و انضباط نبوده مصرف وجوهات خیلی مختلف بوده و حالا هم همینطور است و خداوند توفیق بدهد علمای تبریز جمع قلیلی دارای ثروت و املاک بوده اند اباً عن جدّ ثروت و املاک جمع نموده بودند … و از عایدات و املاک و قراء خود زندگانی می نمودند.
بعضی بلکه اکثراً معاش آنان منحصر بوده به تحریرات اسناد و اجراء عقود و ایقاعات ، حقیر هم چیزی نداشتم غیر از یک قطعه حیاط فعلی که از مرحوم والدم ارثاً رسیده بوده وسائل تحریر فراهم نموده منتظر بودم که اهالی بحقیر هم مراجعه نمایند رفقا از ما پیش قدم بودند خیلی کم بما مراجعه می نمودند با فلاکت زندگانی نمودم.
ضمناً چند نفر از طلاب رجوع نموده از معالم و شرح لمعه و قوانین و رسائل و کفایه و مکاسب حسب لیاقت ایشان تدریس می نمودم که اغلب ایشان فعلاً از فضلا هستند و از حقیر قدردانی می نمایند.
تا اینکه مقدمات ثبت اسناد در مملکت اجرا گردید و رجوع به علماء متروک و حقیر هم در ضمن ایشان معطل صرف مانده اضطرار حقیر را جلب نموده که در خانه ها و مساجد منبر رفته خلق احساناً برای منبر مساعدت نمودند.
چه عسرت ها کشیدم اضطرار و فقر بر سر ما می کوبد لابد منبر را معاش قرار داده ایم این خلاصه تاریخ حقیر می باشد از خداوند متعال حسن عاقبت را درخواست و مسئلت مینمایم . علی کل شی قدیر بالاجابه جدیر.

به کوشش: محمد حسن کافیان

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه