سعادت عادت است آنرا پرورش دهید.
خانه » فرهنگ » آثار پژوهشی » بازخوانی میدان صاحب آباد از روی تصاویر شاردن و مطراقچی براساس متون تاریخی / پیروز حناچی و احد نژاد ابراهیمی سردرود
658 بازدید

بازخوانی میدان صاحب آباد از روی تصاویر شاردن و مطراقچی براساس متون تاریخی / پیروز حناچی و احد نژاد ابراهیمی سردرود

بازخوانی میدان صاحب آباد از روی تصاویرشاردن و مطراقچی براساس متون تاریخی

(ازشکل گیری تا دوره صفویه)

پیروز حناچی / احد نژاد ابراهیمی سردرود

صاحب آباد

چکیده:

مجموعه صاحب آباد تبریز که بقایای باقیمانده آن امروز به نام مجموعه صاحب الامر معروف گشته است از مجموعه های تاریخی و ارزشمند ایران می باشد طبق بررسی های انجام شده این مجموعه مدت چهار قرن مرکز حکومت ایران و مقر فرماندهی پادشاهانی چون جهانشاه، اوزون حسن، شاه اسماعیل و شاه طهماسب بوده است، اما امروزه تنها نام و یاد این مجموعه نفیس باقیمانده و تغییرات به وجود آمده در طول تاریخ باعث کاستن از شکوه و عظمت آن شده است. شروع ساخت این مجموعه به دوره آباقاخان (ایلخان مغول) در زمان صدارت شیخ محمد جوینی، وزیر کبیر وی، برمی گردد. با ساخته شدن این مجموعه روند گسترش شهر تبریز به سمت شمال رودخانه مهران رود کشیده می شود. بعدها در دوره جهانشاه دارالحکومه از محله ششگلان به این مجموعه انتقال داده می شود و از ان تاریخ تا زمان شاه طهماسب که پایتخت از تبریز به قزوین انتقال داده شد.

واژه های کلیدی:

حسن پادشاه، صاحب آباد، صاحب الامر، هشت بهشت، تبریز.

میدان امروزه به عنوان یکی از عناصر مهم شهری با شکل و فرم های مختلفی طراحی واجرا م ی گردد که طراحان کارکردها وکاربری های مختلفی در تعامل بامحیط خلق می کنند، هرچند تاپیش از قرن نهم هجری واژه میدان در ادبیات ایرانی واژه هایی چون میدان رزم وبزم، می دان جنگ وجدال و … داریم اما با شکل گیری فضاهایی همچون می دان نقش جهان اصفهان، میدان گنجعلی خان کرمان، میدان خان یزد و … می دان به صورت عنصری قوی وارد عرصه های اجتماعی ـ سیاسی و اقتصادی و … ایران گردید.

میدان صاحب آباد یکی از میادین اولیه ایران بود که باکارکرد نظامی و به خاطر سان دیدن حسن پادشاه از لشکریان خود به وجود آمد و در دوره های بعدی رشد وگسترش یافت. ساخته شدن این میدان به نبود چندین قرن فضای باز شهری در سیستم شهرسازی در شهرهای ایران پایان داد و فضای میدان با شکل و فرم جدید را وارد شهرهای ایرانی کرد.

هرچند میدان کنونی صاحب آباد بسیار کوچک تر از میدانی است که در متون تاریخی ذکر شده است و میدان مورد ادعای سیاحان و نویسندگان آن چیزی نیست که در حال حاضر قابل ملاحظه است؛ اما اینکه میدان اصلی چه بوده و چه عناصری در کنار آن وجود داشته و ابعاد، اندازه، شکل و فرم آن چگونه می توانسته باشد، سوالاتی است که باید برای آنها پاسخ پیدا کرد.

آباقاخان اولین شخصی از ا یلخانان مغول بود که پا یتخت امپراتوری خود را از مراغه به تبریز انتقال داد. وی نیز به کاخ سازی در فضاهای باز و سرسبز علاقه زیادی داشت، در زمان او اداره امور کشوری به دست کارمندان حرفه ای باقیمانده از زمان هلاکو باقی ماند. یکی از این کارمندان یا در اصل خانواده های ذی نفوذ در دستگاه حکومتی آباقاخان و ایلخانان مغول خاندان جوینی بود.

پر نفوذترین این خاندان شخصی به نام شیخ محمد جوینی بود که وزیر دربار آباقاخان و پسران او بود. احداث باغ صاحب آباد در شمال رودخانه شهر و در اصل در ضلع شمالی شهر تبریز را به ا ین شخص نسبت می دهند. از جمله قدیمی ترین متونی که به این مسئله اشاره داشته است روضات الجنان و جنات الجنان است:

“… جهانشاه دولتخانه را اینجا آورده، این باغی بوده موسوم به صاحب آباد منسوب به صاحب سعید شهید خواجه شمس الدین محمد جوینی صاحب دیوان ممالک …” (ابن کربلایی، ۱۳۸۳، ۴۷۰)

پس اینگونه مشخص می گردد که ساختمان باغ به دست شیخ احداث شده، اما جای تأسف و تعجب است که عمارت و ساختمان آن در متون تاریخی توصیف نگردیده است .ساخت این باغ باعث گردید که توسعه های بعدی شهر در شمال رودخانه مهران رود متمرکز گردید.

مجموعه صاحب آباد در دوره حکومت ترکمانان قویونلو

جهانشاه پس از به قدرت رسیدن تصمیم می گیرد که دولتخانه خود را از محله ششگلان به باغ صاحب آباد انتقال دهد. اینکه جهانشاه به این مهم دست می زند دلایل مختلفی می توانسته داشته باشد. اولاً مکان و محیط آمادگی لازم را بر ای استقرار مرکزیت حکومت را داشته است. چرا که در متون تاریخ اشاره ای به ساخت و ساز جهانشاه در این مجموعه نشده است و جهانشاه بنای شاخصی در مجموعه باغ صاحب آباد به وجود نیاورده است. اما مدت سه دهه در این مکان حکومت کرده است ؛ این می تواند به دلایل امنیتی باشد چرا که باغ صاحب آباد از نظر قرارگیری در محیط طبیعی در میان دو عامل دفاعی طبیعی قرار دارد حاشیه جنوبی به وسیله رودخانه و حاشیه شمالی به وسیله کوه محافظت می گردد و ا ین می تواند نکته بسیار قابل توجهی در انتخاب این مکان به عنوان مرکز حکومت محسوب شود.

… در محله ششگیلان موضعی است مشهور به دولتخانه کهنه. گوییا سلاطینی که پیش از جهانشاه پادشاه بوده اند آنجا منزل داشته اند جهانشاه دولتخانه را ا ینجا آورده، این باغی بوده موسوم به صاحب آباد منسوب به صاحب سعید شهید خواجه شمس الدین محمد جوینی صاحب دیوان ممالک … (ابن کربلایی، ۱۳۸۳، ۴۷۰)

بعد از کشته شدن جهانشاه قراقویونلو به دست اوزون حسن آق قویونلو، حسن پادشاه و اولاد و احفادش در همین دولتخانه جدید بر کرسی قدرت نشستند. پیش از انتخاب کردن تبریز به عنوان مقر حکومتی خود، حسن پادشاه مدتی را در شهر دیاربکر (آمد) حکومت می کرد و در سال ۸۷۳  هجری قمری پایتختی خود را از آمد به تبریز انتقال داد.

محدوده زمانی حکومت حسن پادشاه با شکل گیری حکومت عثمانی در غرب مصادف بود و حکومت های غربی در صدد یافتن فردی مقتدر و جنگجو برای مقابله با قدرت روز افزون حکومت عثمانی بودند و اوزون حسن بهترین گزینه برای این کار بود به همین خاطر توجه به امور نظامی در رأس برنامه های اوزون حسن بود. والتر هینتس حسن پادشاه را یکی از مقتدرترین فرمانروایان شرق نزدیک معرفی می کند وی اصلاً ایرانی نبود ولی مدت ده سال بر نواحی مختلف ا یران حکومت کرد.

توجه به امور نظامی باعث شد که حسن پادشاه میدان وسیع در مقابل باغ صاحب آباد برای سان دیدن از لشکریان خود به وجود آورد. البته شروع اینگونه میدان سازی از شهر آمد پایتخت اول حسن پادشاه می دانند.

” با این اعتبار می توان از سه قرن نبود سازمان تولیدی، سازمان دیوانی، سازمان شهری، سازمان فضایی و سازمان کالبدی در سیر تحول شهرگرایی و شهرنشینی در ایران نام برد. با وجود اینکه از دیدگاه معماری و هنری شاهکارهای بی بدیلی در این دوران خلق شده اند و گو اینکه الگوهای کهن شهرسازی مورد بازنگری و ابداع مجدد واقع شده اند (مجموعه امیر چخماق در یزد و میدان حسن پادشاه و مجموعه اطراف آن در تبریز) و نشان از حفظ و نگهداری و زنده بودن سنتهای شهرنشینی و شهرسازی دارند ولی بدان علت که مواردی بیش نیستند، نمی توان از زندگی شهری و فضای گسترده آن صحبت داشت. (حبیبی، ۱۳۷۸، ۸۶)

از دیگر بناهایی که در اطراف میدان صاحب آباد به حسن پادشاه نسبت می دهند و احتمالاً در زمان حیات وی ساخته شده باغ زاویه حسن پادشاه یا نصریه است. در متون آمده که این باغ در کنار میدان صاحب آباد بوده ولی اینکه در کجای میدان و کدام ضلع آن بود خبری در متون نیست اما در نزدیکی بازارچه شتربان ذکر شده است:

“مزار پیر رومی که از اجله اولیاست و آثار انوار از آن مزار در نظر اولوالابصار تابان است قریب به بازارچه شتربان در عقب باغ زاویه حسن پادشاه واقع شده، وی عارفی بوده در نهایت کمال و به غایت حسن حال، و الله اعلم. (حشری، ۱۳۷۱، ۸۵)

در مورد مزار پیر رومی مطلب دیگر اینکه مزار پیر رومی در عقب باغ نصریه ذکر گردیده و در روضات الجنان و جنات الجنان ابن کربلایی مقبره وی را اینچنین بیان کرده است:

“… و همچنین در عقب باغ نصریه به جانب شمال مقبره ایست مشهور به پیر رومی در درآمد آن درگاهی است از سنگ به خط عبداله صیرفی …” (ابن کربلایی، ۱۳۸۳، ۵۲۷)

ظاهراً باغ نصریه به نام باغ زاویه حسن پادشاه نیز معروف بوده است و در دوره حکومت ترکمانان باغ صاحب آباد به این نام ها معروف می گردند. در مورد دیگر بناهای ساخته شده در اطراف میدان حسن پادشاه دو نظریه مختلف وجود دارد .نظریه اول این است که اوزون حسن در هنگام مرگ و زمانی که در بستر بیماری بود به یکی از معتمدین خود سفارش می کند که بر او مسجد و مدرسه ای به رسم ماندگاری بسازد و وی بعد از فوت حسن پادشاه این بناها را می سازد. نظریه دیگر در مورد این است که بناها در زمان حیات حسن پادشاه شروع شده و بعد از مرگ اوزون حسن در زمان جانشینانش تکمیل شده است. مرحوم ذکاء در این بناها نوشته است:

” دو بنا در تبریز به ابوالنصر حسن بایندری منسوب است یکی به نام مدرسه نصریه یا مسجد حسن پادشاه و دیگر قیصریه که گویا هر دو در زمان زنده بودن او پایه گذاری شده و پس از مرگ او به دست جانشینانش پایان یافته است. (ذکاء، ۱۳۶۴، ۱۸۶)

حاجی خلیفه در کتاب جهان نما درباره مسجد حسن پادشاه می نویسد:

” جامع سلطان حسن که از بناهای اوزون حسن پادشاه آق قویونلو و به طرز جوامع سلاطین با سنگ تراش و سرب ساخته شده بنای متین و باشکوهی است. در کنار صفه محراب یک قطعه مرمر بلغمی بزرگ به طول و عرض چند ذراع به دیوار نصب شده و جامع را رونق بخشیده است. سنگ مرمر مزبور از نوادر دهر به شمار می رود و در جوامع دیگر نظیر آن دیده نشده است، اسماء چهار یار که در سر درب آن حک شده از طرف قزلباش ها پاک و فقط به نام علی ابقاء گردیده است. (مجله معلم امروز، ش۵، س۲ ، ص ۱۹۱)

اولیاء چلبی که به سال ۱۰۵۰ هجری قمری از این مسجد دیدن کرده این مسجد را سلطان حسن آق قویونلو بنا کرده است. وی می نویسد:

” در جنگ با سلطان ابوالفتح محمد خان ثانی شکست خورده به تبریز بازگشت همانجا درگذشت و در نزدیک این مسجد به خاک سپرده شد . بنای این مسجد یکی از شاهکارهای هنر معماری است. گنبدهای آن همه کاشیکاری شده و از چهارسو دارای منافذی هستند که با سنگ های نجفی (مرمرین) مزین و مشعشع گردیده اند. وی هر چهار دیوار این مسجد بزرگ را اسلیمی ها ، ترنج ها ، گل و بوته های گوناگون و کتبیه های متعدد حجاری و گچ بری شده، زینت بخشیده اند. این نقوش و کتیبه ها نمونه ای از مهارت و استادی هنرمندانی است که روزگاری در ایجاد آنها صرف کرده اند. بالای درها و پنجره ها نیز نبشته هایی با خط ثلث جلی وجود دارد که بی شباهت به خط زیبای یاقوت مستعصمی نیست، در طرفین محراب این مسجد دو پارچه ستون سنگی زرد رنگ قرار داده اند که بهای آنها بدون مبالغه با خراج ایران و توران برابری می کند، گویا اینها کهرباست و نظیرشان در هیچ جای دنیا پیدا نمی شود. ( ذکاء، ۱۳۶۴، ۱۸۷)

یکی از سیاحان که در زمان شاه اسماعیل به تبریز آمده و از مجموعه حسن پادشاه دیدار کرده است بازرگان گمنام ونیزی است وی در بخشی از سفرنامه خود مسجد و بیمارستان را در کنار میدان وصف می کند:

” فاصله این در از کاخ سلطنتی بیشتر از فاصله دیگر درهاست و از این نقطه منظره با شکوه میدان دیده می شود با مسجد و بیمارستانی که در آن ساخته اند و پیش از این نام برده ام. این مسجد که سلطان حسن بیگ ساخته است بسیار بزرگ است و دارای اطاق های بسیاری است که با گچ و طلا و نیل تزیین کرده اند.

این بیمارستان یا مارستان نیز بزرگ و دارای بناهای بسیار است و حتی داخل آن را زیباتر از مسجد آراسته اند. بسیاری تالارهای بزرگ دارد که درست به اندازه اوست مفروش کرده اند. میان بیمارستان و مسجد فقط دیواری کشیده اند و خارج از بیمارستان از یکسو تا سوی دیگر مصطبه ای ساخته اند که ارتفاعش یک زراع و پهنایش دو یارد است .

زنجیری آهنین نیز از یک سو تا سوی دیگر گرداگرد مصطبه کشیده بودند تا آب وارد مسجد و بیمارستان و مصطبه نگردد. در دوران پادشاهی حسن بیگ و سلطان یعقوب بیش از هزار تن از بینوایان در بیمارستان بسر می بردند و زنجیر را تا زمان مرگ سلطان یعقوب نگهداری می کردند و سپس ترکمانان آن را برداشتند. تمام این ساختمان ها را حسن بیگ بزرگ ساخته است. (بازرگان ونیزی، ۱۳۴۹، ۳۹۲)

با توجه به توصیف این بازرگان ونیزی اینگونه به نظر می رسد که بنای مورد مشاهده او بیمارستان نبود و باید دارالمساکین بوده باشد چرا که وی نیز ذکر می کند که بسیاری از بینوایان در آنجا ساکن بودند. غیر از مسجد و بیمارستان این بازرگان ونیزی از عمارتی در حاشیه میدان و مشرف به آن نام می برد که در مواقع سان دیدن از لشکریان حسن پادشاه و امیران او در آنجا مستقر می شدند و به تماشای لشکریان و مراسمات خاصی می نشستند: ” در دیگری که در سمت مشرق است در میدانی بزرگ قرار دارد و به باغ باز می شود. این در دیواری آجری به شکل طاق دارد که ارتفاعش سه یارد و پهنایش دو یارد است. خالی از تزیینات است و فقط آن را با گچ سفید کرده اند و در میانش چشمه بزرگ زیبایی دیده می شود. روی این در ساختمانی بزرگ با اطاق های بسیار و تالار سرپوشیده ای ساخته اند که مشرف به باغ است. در طرفی که رو به میدان است ایوانی گرد دیده می شود به رنگ سفید، چنان سفید که از هر چه در عمر خود دیده ام سفیدتر است .

هر وقت مراسم جشن در این میدان برپا می شد حسن بیگ با بسیاری از امیران خود به این عمارت می آمدند و غالباً هنگامی که سفیران به درگاه اوزون حسن می آمدند ایشان را در این ساختمان جای می دادند زیرا جایی است بس یار نیکو و دارای اطاق های فراوان. (بازرگان ونیزی، ۱۳۴۹، ۳۹۱)

یکی دیگر از سیاحان ونیزی شخصی به نام جیملی کاردی در دیداری از مسجد حسن پادشاه داشته است آن را اینگونه توصیف کرده است: ” این مسجد جلو خان زیبایی دارد که کاشیکاری آن در نهایت ظرافت و هنرمندی به عمل آمده است. ازاره و اطراف درب آن از مرمر خوش رنگی حجاری شده و در آن مرغ ها و گل ها و بوته های به هم آمیخته که بی شباهت به اسلوب ایتالیایی نیست تعبیه گردیده. درب سنگی این مسجد مرمر یکپارچه ضخیم صورتی رنگ است که حجاری آن نیز ظرافت و عظمتی دارد این در به دالانی باز می شود که راهی به حیاط مربع وسیعی دارد و می توان با گذشتن از زیر سه طاق بزرگ وارد مسجد شد. در قسمت جلو مسجد دو برج مزین به کاشی قرار گرفته و داخل مسجد در قسمت وسط گنبد وسیع و بلندی دارد که از پارچه های مرمر سفید حجاری شده و به طلا و لاجورد و مرصع است. ظریف ترین و قشنگ ترین طر ح ها آرابسک در آرایش این مسجد دیده می شود، محراب زیبا و مجللی دارد که مردم هنگام نماز رو به آن می ایستند. در اطراف درهایی وجود دارد که به حجره های متعدد متصلند. ایوان یا رواقی در دور تا دور طبقه فوقانی تعبیه شده که هر طرف سه ستون زیبای سنگی دارد. ولی معلوم نیست چرا این ستون ها با هم برابر نیستند و ستون هایی که در طرف مغرب و مشرق قرار گرفته اند متساوی و کوتاه تر از شش ستون دیگر شمال و جنوبی می باشد.

دیوارهای مسجد از مرمر کبود بسیار نفیس و قیمتی پوشیده شده. منبر پانزده پله یی مسجد از چوب گردو ساخته شده و منبرکاری ظریفی دارد … (ذکاء، ۱۳۶۴، ۱۸۷)

بعد از اوزون حسن مدتی سلطان خلیل بر مسند قدرت تکیه داد ولی زمانی نگذشت که با برادرش یعقوب به جنگ و جدال برخاسته و از او شکست خورد و یعقوب در سال ۸۸۳ هجری قمری بر تخت سلطنت نشست وی مدت دوازده سال حاکم تبریز و ایران بود و در زمان حکومت او آرامش نسبی بر امور جاریه مملکتی مستولی گشت و هنرمندان و نویسندگان و اندیشمندان فرصتی مناسب برای اعاده فضل و حضور پیدا کردند و فعالیت های هنری و اجتماعی خوبی در این دوره دوازده ساله شکل گرفت. مرحوم ذکاء ضمن معرفی آثار دوره حکومت ترکمانان سلطان یعقوب را این چنین توصیف می کند:

” سلطان یعقوب مردی با ذوق و دوستار دانش و فرهنگ و هنر بود و کتابخانه بسیار معتبری از کتاب های دست نوشت و مصور داشت و در دربار او در تبریز هنرمندانی فراوان به کار مشغول بودند. وی به سال ۸۸۸ هجری قمری طرح کاخی را در تبریز در همان باغ صاحب آباد انداخت که در تشبیه به روضه های هشتگانه جنت، به نام هشت بهشت نامیده شد. (ذکاء ۱۳۶۴، ۱۸۸)

پایه گذاری و ایجاد و احداث هشت بهشت در درون باغ نصریه (صاحب آباد) را به سلطان یعقوب نسبت می دهند که ظاهراً در مدت هفت سال احداث شده است . مرحوم کارنگ در کتاب آثار باستانی آذربایجان به نقل از فضل الله روزبهان در تاریخ امینی که در سال ۹۳۵ هجری قمری در شرح رخدادهای سال ۸۸۸ هجری قمری نوشته شده است، می نویسد: ” غره محرم این سال فرخنده مآل نزول موکب مسرت انگیز در دارالسلطنه تبریز بود، جهان از فتنه آرامیده و ا یام حوادث به آخر انجامیده و در این سال عمارت قصر هشت بهشت که در باغ صاحب آباد بنیاد افکنده بودند مکمل گشته بود و آن عمارتی است در وسط آن باغ همچو اورنگ فیروزه برافراخته، و صنع نیایش بر صورت مثمن و معاذی هر ضلع از خارج صفّه و طاقی دلفریب، همچو ابروی محبوبان نظرگاه مردم صاحب کمال و مزین سطح مینو همچو صورت هلال، شعر:

تبارک الله از این طاق دلفریب که هست

نظرگه همه مردم چو ابروی خوبان

رسیده پایه قدرش به قبه مینا

گذشته رفعت سقفش ز گنبد کیوان

ز عکس هر گل نقشی که ساخت نقاشش

ستاره ای است در آیینه فلک تابان” (کارنگ، ۱۳۷۴، ۱۷۳)

بازرگان و نیزی در زمان شاه اسماعیل از تبریز بازدید کرده و توصیفی کامل از کاخ ها و عمارت ها و بناهای حواشی میدان صاحب آباد ارائه می کند ولی تمامی کاخ ها و عمارت ها را به حسن پادشاه نسبت می دهد و این مطلب صحیح نمی باشد چرا که این آثار در ازمنه و در حکومت های شاهان مختلف شکل گرفته اند، توصیف این آثار برابر نوشته بازرگان و نیزی چنین است:

” … کاخ را در مرکز باغی بزرگ و زیبا نزدیک شهر ساخته اند که فقط نهری آنها را در سمت شمال از همدیگر جدا می کند و در آن محوطه مسجدی زیبا ساخته اند که بیمارستانی غنی و سودمند بدان وابسته است. این کاخ را به زبان فارسی هشت بهشت خوانند که در زبان ما به معنی هشت بخش است زیرا به هشت بخش تقسیم شده و هر بخش به چهار اطاق و چهار اطاق انتظار منقسم گشته است و در مدخل هر اطاقی یک اطاق انتظار ساخته اند و بقیه کاخ عبارت است از گنبدی مدور و زیبا. این کاخ در زیر یک سقف ساخته شده است یا باید گفت که بنائی یک طبقه است و برای رسیدن به گنبد و اطاق ها و اطاق های انتظار فقط یک پلکان ساخته اند و راه ورود به اطاق ها و اطاق های انتظار از محوطه گنبد است. این ساختمان در طبقه همسطح زمین چهار مدخل دارد با بسیاری دیگر از اطاق ها که همه آنها به طرق مختلف کاشیکاری و تذهیب شده و چنان زیباست که مشکل بتوان کلماتی برای شرح و وصف آنها یافت .چنانکه پیش از این گفته ام این کاخ را در مرکز باغی بر روی صفه ای ساخته اند یا بهتر است گفته شود که مصطبه را برای نمایش منظره اش برافراشته اند: ارتفاع صفه یک یارد و نیم و پنهایش پنج یارد و شبیه به یک پیاز است. در جلو هر یک از درهای کاخ راهی با مرمر سنگفرش کرده اند که به صفه منتهی می شود. در جلو در اصلی کاخ پلکانی کوچک از بهترین مرمرها ساخته اند که از آن به صفه می روند و این پلکان را از مرمر اعلا ساخته اند و در مرکز صفه جوی آبی با مهارت در دل سنگ های مرمر تراشیده اند … این همان کاخی است که حسن بیگ در آنجا بار می داد. به مسافت پرتاب تیر از کاخ یک طبقه دیده می شود که از بس بزرگ است هزار زن به راحتی می توانند در اطاق های گوناگون آن بسر برند … این حرم در همان باغ است و سه مدخل دارد یکی رو به جنوب، دو دیگر رو به شمال و سه دیگر رو به مشرق .

در جنوبی به شکل هلال و از آجر ساخته شده است اما بسیار بزرگ نیست و به باغ منتهی می شود و فاصله اش با کاخ به اندازه پرتاب تیر است …

… در سمت شمال باید از جایی معین که مانند نمازخانه است و آن را آجر فرش کرده و بر گردش کرسی هایی از سنگ مرمر نصب کرده اند گذشت. این مکان چندان بزرگ است که سیصد اسب در آن جای می گیرد و در زمان حسن بیگ امیرانی که به دربار می آمدند در اینجا پیاده می شدند. در اینجا دری است که به باغ در راهی که منتهی به کاخ پادشاهی می گردد. (بازرگان ونیزی، ۱۳۳۹، ۲۸۸)

میدان صاحب آباد در دوره صفویه

شاه اسماعیل در سال ۹۰۷ هجری قمری در کاخ هشت بهشتی که سلطان یعقوب ساخته بود تاجگذاری کرد و خطبه به نام شیعه دوازده امامی قرائت کرد در این دوره بنای خاص و شاخصی در تبر یز شکل نگرفت و تبریز توسعه زیادی نکرد و به دلیل اینکه بیشتر اوقات شاه اسماعیل در جنگ و جدال گذشت اثر شاخصی نتوانست بسازد. اما میدان صاحب آباد کماکان موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را حفظ کرد و همانند گذشته محل تجمع و استقرار نظامی و مردم عادی بود.

همانطور که قبلاً نیز اشاره شد بازرگان ونیزی شاه اسماعیل را در میدان صاحب آباد تبریز در حال قاپوق اندازی دیده می نویسد:

” حدود ۳ هزار نفر تماشاچی در میدان صاحب آباد گردهم آمده بودند. در بخش ورودی این باغ که احتمالاً از سمت شمال باید باشد قصر بزرگ و سالن وسیعی وجود داشت که در آنجا غذا برای امرا آماده می کردند اما شاه اسماعیل برای خوردن طعام به کاخ هشت بهشت می رود.” (سفرنامه ونیزیان، ۱۳۴۹، ۴۲۲)

شاه اسماعیل بعد از استقرار در کاخ هشت و برقراری مذهب تشیع با امرای خود در میدان صاحب آباد به بازی چوگان پرداخت (یوسف جمالی، ۱۳۷۶، ۲۷۳). از نظر سیاسی توان گفت سیاست و مجازات نافرمایان در این میدان انجام می گرفت. شاه اسماعیل امیر دبباج حکمران گیلان را به لحاظ تمرد در قفس آهنین از میان دو مناره مسجد حسن پادشاه آویخته و آتش زدند. (نوایی، ۱۳۶۸، ۳۱۰).

همچنین به لحاظ اهمیتی که میدان صاحب آباد داشت شاه اسماعیل برای نشان دادن عنایت خود تولیت مسجد و مدرسه نصریه را به امیر عبدالوهاب از خاندان اوزون حسن واگذار می کند. (عالم آرای عباسی، ۱۳۵۰، ۱۵۳) و چون ایام عاشورا فرا می رسید از طرف شاه اسماعیل در مسجد حسن پادشاه مجلس سوگواری برپا می شد (فلسفی، ۱۳۴۴، ۸۳). بعد از شاه اسماعیل پسر خردسال او شاه طهماسب در ۹۳۰ هجری قمری بر تخت نشست وی نیز با توجه به جنگ و جدال های زیادی که با ازبکان و عثمانیان داشت توسعه چندانی در تبریز به وجود نیاورد و کار عمرانی خاصی صورت نگرفت و ی در متون آمده است که مسجد سلطنتی خود را در ضلع شرقی میدان صاحب آباد برپا کرد:

” … از آثارش باروی بلده طهران و باروی مشهد مقدس و مطلا گردانیدن گنبد مبارک حضرت امام الجن و الانس و میل طلای سرگنبد و عمارات دولتخانه مبارکه دارالسلطنه قزوین و حمامات متعدد چهار بازار و باغ ارم تماماً موسوم به سعادت آباد که به لطافت و خوبی شهره جهان و نمونه ای از باغ جنان است و مسجدی در صاحب آباد تبریز. (عالم آرای عباسی، ۱۳۵۰، ۱۲۴)

اما همین مسجد در حمله عساکر عثمانی تخریب و با خاک یکسان می شود و اثری از آن مسجد فقط به خاطر اینکه ساخته شاه طهماسب می باشد باقی نمی گذارند. کاتب چلبی در کتاب جهان نما ضمن بحث از تبریز می نویسد:

” در قسمت شرقی میدان – صاحب آباد – متصل به جامع سلطان حسن، مسجد مزین دیگری وجود داشت که چون بنایش از شاه طهماسب بود عساکر عثمانی جا به جا خرابش کردند. (کارنگ، ۱۳۷۴، ۹۰) اما پس از عقب نشینی عساکر عثمانی در زمان شاه سلیمان صفوی نخستین تعمیر بر روی این مسجد صورت گرفت میرزا محمد ابراهیم وزیر آذربایجان در دربار شاه سلیمان عمارت فراوانی در تبریز تعمیر و بنا نمود. این مطلب از وقفنامه ای نوشته شده در مورخ ۱۰۹۰ هجری قمری به خوبی قابل استیفاد است. (وقفنامه ظهیریه) بعدها همین مسجد بر اثر زلزله سال ۱۱۹۳ هجری قمری دوباره تخریب شد.

میدان صاحب آباد در این دوره و حتی بعد از انتقال پایتخت کماکان جایگاه خود را حفظ کرد بطوریکه همانند گذشته مراسمات اجتماعی و فرهنگی همچنان در این میدان برگزار می گردید. یکی از این مراسمات بازی چوگان می باشد که بر اثر حضور همایون، شاه هند بود که به دربار شاه طهماسب پناهنده شد. بعد از حضور همایون شاه، سلطان طهماسب نامه ای به والی تبریز می نویسد و از او می خواهد که از همایون بخوبی پذیرایی شود. اسکندر منشی در عالم آرای عباسی در این مورد می نویسد:

” … در میدان صاحب آباد در نظر آن خسرو والانژاد چوگان بازی و اقسام بازیها و شیرین کاریها که رسم و معهود تبریزیان است کرده نشاط افزای خاطر شریف می شدند و از آنجا قصد زیارت مشایخ عظام صفویه قدس الله ارواحهم نموده بدارالاشاد اردبیل رفتند. (عالم آرای عباسی، ۱۳۵۰، ۱۰۰)

مینورسکی به نقل از علم آرای عباسی در مورد قلعه ساخته شده توسط عثمان پاشا آورده است:

” عثمان پاشا برای دفاع از شهر به بنای قلعه مربعی آغاز کرد، طول باروهای آن ۱۲۷۰۰ ذراع بود و بنای آن در سی و شش روز پایان پذیرفت محل قلعه را عالم آرا در داخل شهر، جای دولتخانه قدیم و اولیا ]چلبی[ درحوالی خیابان شاه نوشته است .پادگان قلعه ۴۵۰۰۰ تن بود و جعفرپاشا یاخته حاکم شهر معین شد …” (مینورسکی، ۱۳۳۷، ۵۳)

بعد از شاه طهماسب سلطان محمد مدتی را سلطنت کرد. در عالم آرای عباسی برخی از اتفاقاتی که بر اثر نافرمانی امیرخان ترکمان به وقوع پیوسته است و جدال هایی که در میدان صاحب آباد بین آنها صورت گرفته را ذکر می کند:

” … نواب جهانبانی چون نمی خواست که یکبارگی پرده از روی کار بردارند بجهت دفع حجاب او در میدان صاحب آباد که حریم خانه و قلعه او بود مجلس چوگان بازی و قاپوق اندازی طرح نموده بزم عشرت آراستند و جمیع امراء و اعیان و امیرزادگان قزلباش حاضر شده بلوازم سور و سرور و بهجت و خرمی پرداختند … امیرخان شب در دیوانخانه بسر برده روز دیگر در بالاخانه عمارت هشت بهشت جای او تعیین یافت … (عالم آرای عباسی، ٢٩٨ ،١٣۵٠)

از این نوشته چنین استنباط می گردد که در دوره صفویه و بعد از شاه طهماسب همچنان میدان صاحب آباد به عنوان مهمترین میدان شهر تبریز جایگاه خود را حفظ کرده بود و به عنوان جایگاه اجتماعی مطرح بود و همچنان در مسجد حسن پادشاه مراسمات مهم مذهبی برگزار می شود و همچنین صحبت از بنای بنام دیوانخانه می شود ولی علی ایحال موقعیت مکانی آن مشخص و نمایان نمی باشد.

نصوح مطراقچی

بعد از ارائه توصیفات تاریخی در مورد مجموعه صاحب آباد از زمان شکل گیری تا دوره صفویه در اینجا سعی شده با بازخوانی تصاویر تاریخی باقیمانده از مجموعه و تطبیق آن با توصیفات تاریخی طرحی کلی از مجموعه ارائه گردد، همانطور که ذکر گردید، جهانگردان زیادی در دوران مختلف از این باغ و میدان تاریخی دیدار کرده اند و نوشته هایی نیز از آنها برجای مانده است ولی تنها دو تن از آنها تصویری کلی از تبریز تهیه کرده اند که به عبارتی قدیمی ترین اسناد تصویری موجود از تبریز می باشد. یکی از این اسناد مینیاتوری است که از نصوح مطراقچی عثمانی باقیمانده است. مرحوم دهخدا در لغتنامه خود درباره این نویسنده آورده است:

” نصوح بن قره گوز بن عبدالله اوراست: جمال الکتّاب و کمال الحساب در علم حساب که به زبان ترکی به سال ۹۳۳ هجری قمری برای سلطان سلیم بن بایزید تصنیف کرده است.” (دهخدا، ماده نصوح)

این شخص از نزدیکان سلیمان قانونی، سلطان عثمانی بود که در لشکر کشی ما بین سال های ۹۴۰ تا ۹۴۲ هجری قمری به ایران همراه وی بوده است و ضمن تهیه گزارشی از این لشکرکشی ها تصاویری از شهرهای مهم مابین این لشکرکشی ترسیم کرده است .

این لشکر کشی از مسیر شهرهای خوی ـ تبریز ـ زنجان، سلطانیه، همدان، قصر شیرین، و بغداد شروع و سرانجام از طریق تبریز خاک ایران را به قصد امپراتوری عثمانی ترک کرده اند.

صاحب آباد

شکل۱ – محدوده باغ صاحب آباد در مینیاتور مطرا قچی

آقای رحیم رئیس نیا کتاب بیان منازل اثر نصوح مطراقچی را ترجمه و از قول مصطفی عالی افندی در مورد مطراق چی نوشته است:

” در معرفی مطراق چی گفته شده که وی خطاط و نقاش بوده است .مصطفی عالی افندی نصوح مطراقچی را مقدم و پیشوای اقدم خطاطان نوآور ولایت روم که در اسلوب ایرانی خط دیوانی تغییر تمام کردند و در رسم و هیئت آن نقل دلپذیر نمودند تا خواندن آن آسان گردد، دانسته وی را ماجد آن طرز به شمار آورده است و نمونه های خطش در معرض ارزیابی خط شناسان قرار دارد. (، مطراقچی، ۱۳۷۹، ۷۵)

کتاب بیان منازل که مینیاتورهای جریان لشکرکشی سلیمان قانونی در آن ترسیم شده بخشی از سلیمان نامه که این کتاب نیز بخشی از تواریخ آل عثمان می باشد و دارای سه بخش است که بخش اول آن اهداف لشکرکشی و نام های قلاع تصرف شده ، بخش دوم تقسیم بندی اقلیم ها و بخش سوم مشتمل بر نامه ها و تصاویر منازل مسیر لشکر کشی از استانبول تا تبریز و بغداد و بالعکس می باشد. مطراقچی شخصاً در لشکرکشی ها حضور داشته و خود این مینیاتورها را کشیده است و تا حدودی سعی کرده که این طرح ها به واقعیت نزدیک باشد. (مطراقچی، ۱۳۷۹، ۷۷)

بازخوانی مینیاتور مطراقچی

جهت مینیاتور ترسیم شده به صورت شمالی ـ جنوبی و نگاه آن رو به شرق می باشد. رودخانه مهرانرود از میانه شهر می گذرد و در چهارگوشه آن چهار تا از مهمترین بناهای تبریز ترسیم شده است در گوشه جنوب شرقی مسجد کبود ، جنوب غربی مسجد جامع علیشاه ، شمال غربی باغ صاحب آباد و در گوشه شمال شرقی ربع رشیدی در درون حصاری نمایان و مشخص است. تقریباً بخش اعظمی از مینیاتور ترسیم شده در شمال رودخانه مهران رود متصل به باغ صاحب آباد و مجموعه میدان اطراف آن می باشد. بر این اساس باغ صاحب آباد بصورت مستطیل چهارگوش نشان داده شده که در میانه آن بنای چند ضلعی دیده می شود که روی آن گنبدی گرد به رنگ فیروزه ای مشخص می باشد. این بنا باید همان کاخ هشت بهشت باشد که توسط سلطان یعقوب در سال ۸۸۸ هجری قمری احداث شده است.

همانطور که از نوشته فضل الله روز بهانی می توان برداشت کرد عمارت هشت بهشت در درون باغ صاحب آباد در وسط آن احداث شده، و دارای رنگهای زیبای فیروزه ای به همراه طاق و صفه می باشد که در نثری شیوا و زیبا توسط ایشان توصیف شده است. این نوشته تا حدودی عمارت هشت بهشت که در مینیاتور هم مشخص شده را توصیف می کند اما جدای از آن توصیف بسیار دقیق و جامعی است که بازرگان ونیزی از این کاخ ارائه کرده است. این بازرگان در زمان شاه اسماعیل به تبریز مسافرت کرده و ضمن توصیف کاملی از شهر به وصف باغ صاحب آباد پرداخته است بخشی از توصیفات وی مربوط به عمارت هشت بهشت کامل ترین توصیفی است که در متون تاریخی در مورد این بنا آمده است.

ظاهراً این بازرگان به اشتباه کاخ هشت بهشت را به حسن بیگ منتسب می کند در حالیکه طبق متون این کاخ از محدثات سلطان یعقوب است مطابق نوشته این بازرگان بنای هشت دارای هشت وجه بوده که بر روی یک مصطبه ساخته شده بود و گنبد گرد فیروزه ای رنگ آن را پوشش داده بود. اگر بنای موجود در مینیاتور مطراقچی را نیز مشاهده کنیم مشخصاً با توصیفات این بازرگان مطابقت دارد و می توان از روی این توصیفات مکان باغ صاحب آباد را اثبات کرد. در مقابل این باغ محوطه وسیع و بازی وجود دارد که در جهت های شمالی و جنوبی آن میل های به رنگ سفید ترسیم شده اند که به احتمال زیاد با توجه به توصیفات تاریخی از جنس سنگ بوده و کارکرد دروازه برای بازی چوگان که در این دوره رایج بوده و از متون قابل استخراج است.

در تصویر مینیاتور مسجدی در شرق میدان صاحب آباد و روبروی باغ صاحب آباد وجود دارد که با توجه به اینکه کاتب چلبی مسجد حسن پادشاه و شاه طهماسب را در جوار همدیگر معرفی می کند احتمالاً همان مسجد سلطنتی شاه طهماسب است.

صاحب آباد

شکل ۲ –  تصویر باغ صاحب آباد در تصویر مینیاتور مطراقچی

صاحب آباد

شکل ۳ – مینیاتور نصوح مطراقچی از مجموعه

توصیف سیاحان فرانسوی از میدان صاحب آباد

تاورنیه سیاح فرانسوی که در سفر خود به تبریز وصف کامل از موقعیت اجتماعی اقتصادی و فرهنگی تبریز و آثار معماری ارائه می دهد در این توصیف به بازارهای سرپوشیده و فعال تجاری اشاره می کند و اطلاعاتی از یک میدان بزرگ با بناهایی در اطراف آن ارائه می دهد، به نظر می آید میدان بزرگ مورد بحث تاورنیه باید همان میدان صاحب آباد باشد. البته این نکته هم نباید فراموش گردد که سفرنامه تاورنیه در مورد تبریز فاقد اسامی می باشد و در همه توصیف ها اسم بناها را نام نمی برد و حتی بناهای شاخص را بدون عنوان توصیف می کند.

تاورنیه در زمان شاه صفی به ایران سفر کرده بنابر تاریخ حکومت شاهان صفوی شاه صفی بین سالهای ۱۰۳۸ تا ۱۰۵۲ حکومت کرده است بین توصیف اسکندر منشی در عالم آرای عباسی مربوط به زمان سلطان محمد تا زمان حکومت شاه صفی ظاهراً این میدان رو به ویرانی و خرابی  گذاشته است و این نشان از عدم توجه جدی به این میدان در زمان حکومت شاه عباس و شاه صفی بوده است.

” … در اطراف میدان بزرگ تبریز و مجاور آن بقیه آثار بناهای باشکوهی دیده می شود و چهار پنج مسجد را که در عظمت بنا بی نظیر هستند بخرابی واگذارده اند … در میدان بزرگ تبریز و مجاور آن یک مسجد عالی و مدرسه و قصری دیده می شود که همه خراب شده و در شرف انهدام هستند. همه این بناهای عالی متروک مانده اند … نزدیک همان میدان کلیسایی هم متعلق به ارامنه هست که خراب شده و می گویند سنت هلنا یکپارچه از چوب اصل صلیب را به آنجا فرستاده بود. (سلطان زاده، ۱۳۷۶، ۵۳)

اگر تاریخ زلزله های حادث شده در تبریز را بررسی کنیم به وضوح خواهیم دید که تاورنیه بعد از زلزله وحشتناکی که در تبریز بوقوع پیوسته ، به تبریز سفر کرده است. مرحوم یحیی ذکاء تعداد زلزله های حادث شده بین سالهای ۱۰۵۰ تا ۱۰۷۵ هجری قمری را چهار زلزله به ترتیب در سالهای ۱۰۵۰ ، ۱۰۵۶، ۱۰۶۰ و ۱۰۷۵ هجری قمری می داند که وحشتناک ترین آنها زلزله سال ۱۰۵۰ هجری قمری می باشد. اگر احتساب بکنیم که تاورنیه در آخرین سالهای حکومت شاه صفی به ایران مسافرت کرده است پس باید بعد از زلزله سال ۱۰۵۰ هجری قمری باشد و بدین ترتیب چون بخش اعظمی از شهر ویرانه بوده وی همه جا را بصورت خرابه و ویرانه معرفی می کند. در حالی که هموطن او شاردن در سال ۱۰۸۲ هجری قمری در زمان سلطنت شاه سلیمان و زمانیکه میرزا محمد ابراهیم وزیر آذربایجان در دربار شاه سلیمان بوده به تبریز مسافرت کرده و ضمن ارائه طرحی کلی از تبریز آن را شهری آباد و با تجارتی فراوان و میدان مرکزی آن را بزرگتر از میدان اصفهان معرفی می کند :

” میدان تبریز ، بزرگترین میادین بلاد عالم است که من دیده ام و خیلی بزرگتر از میدان اصفهان می باشد. ترکان در این محل چندین بار سی هزار عسکر برای جنگ آراسته اند. همه روزه شامگاهان این میدان انباشته از عامه مردم است که برای تفریح و تماشای نمایشاتی که در آنجا بمعرض تماشا گذارده می شود جمع می گردند. تفریحات میدان عبارتست از نمایشات شعبده بازان و بند بازان و مسخرگان و سوداگران، کشتی گیری و مصارعت و نبرد قوچها و گاو نرها و خواندن اشعار و سرودن داستانها و رقص گرگ ؛ مردم از رقص این حیوان فوق العاده خوششان می آید، بطوریکه از صدها مسافات بعیده گرگهایی به شهر می آورند که بسیار خوب می رقصند، آنهایی که خیلی خوب تربیت شده اند، هر یکی پانصد اکو معامله می شوند. اغلب اوقات گرگان رقاص سخت متغییر می شوند و عصیان می ورزند، در این مواقع اسکات و آرامش آنان مستلزم زحمات بسیار است. این میدان بزرگ در ساعات روز نیز خالی نمی باشد، و در حقیقت بازار انواع و اقسام خواربار و اشیاء کم قیمت بشمار می رود.

در تبریز یک میدان بزرگ دیگری هم وجود دارد که در مقابل قلعه ای مخروبه ، موسوم به قلعه جعفر پاشا واقع شده است، حکایت می کنند که در گذشته این محل میدان تسلیحات قلعه بوده است، در این ایام مسلخ می باشد کلیه قطعات عظیم کوشت که در تمام نقاط شهر بفروش می رسد، در همین محل کشته و پوست کنده می شود.” (شاردن، ۱۳۷۴، ۴۰۷)

وی همچنین از میدان بزرگی در تبریز نام می برد که به احتمال زیاد باتوجه به گراوری که از خود بجای گذاشته باید همان میدان صاحب آباد باشد. وی در این باره آورده است: میان میدانهایی که من در شهرهای مختلف دیده ام این میدان نزدیک قلعه جعفر پاشا واقع است.

می گویند زمانی که قلعه آباد بوده این میدان مرکز تجمع تسلیحات و لوازم جنگ بوده است. اما اکنون کشتارگاه شهر است. (شاردن، ۱۳۷۴، ۴۷۹)

بعد از گفتار شاردن تا اوایل دوره قاجاریه متأسفانه اطلاعات و اخباری در مورد میدان صاحب آباد ذکر نشده است و از وضعیت آن گزارشی در دوره افشاریه و زندیه وجود ندارد. ظاهراً بناها و آثاری که قبلاً در متون تاریخی ذکر شده است بر اثر بی توجهی و عدم رسیدگی در طول تاریخ تخریب شده است و زلزله سال ۱۱۹۳ هجری قمری اندک آثار بجامانده را با خاک یکسان کرد و حصار نجفقلی خانی املاک باغ و میدان صاحب آباد را از هم تفکیک کرد و تخریب دور تا دور حصار توسط عباس میرزا نایب السلطنه برای امنیت بیشتر محدوده حصار ، تخریب بناهای صاحب آباد را تکمیل کرد و از آنها جز خاطره ای در تاریخ چیزی بر جای نگذاشت.

صاحب آباد

شکل ۴ – عناصر معماری میدان حسن پادشاه در دوره حکومت ترکمانان قویونلو

صاحب آباد

شکل ۵ – ناصر معماری مجموعه صاحب آباد در دوره حکومت صفویان

صاحب آباد

شکل ۶ – مسجدجامع حسن پادشاه آنگونه که شاردن دیده و کشیده است. (ماخذ: مرحوم یحیی ذکاء)

 

صاحب آباد

شکل ۸ –  محدوده باغ صاحب آباد در طرح شاردن

نتیجه گیری

بعد از بررسی مدارک، اسناد و متون تاریخی در مورد میدان صاحب آباد موارد زیر قابل نتیجه گیری است :

اولا میدان کنونی در وضعیت موجود بافت تاریخی شهر تبریز میدانی است که بعد از زلزله سال ۱۱۹۳ هجری قمری ساخته شده است و این میدان در بخشی از فضای میدان اصلی ساخته شده است.

ثانیا میدان حسن پادشاه فضای باز و بزرگی بود که به عنوان میدان مرکزی شهر در زمان حیات تاریخی خود در عرصه های مختلف شهری مانند سیاسی، فرهنگی، نظامی، اقتصادی، ورزشی و …. فعال بوده است اما از نظر شکل و فرم فاقد هرگونه بدنه سازی و جداره سازی (همانند میدان نقش جهان) بوده است و تنها با قرارگیری عناصر معماری از قبیل مسجد، کاخ، بازار، بیمارستان و کلیسا در اطراف آن فضای میدان تعریف می شده است.

ثالثا جهت میدان کنونی شرقی و غربی می باشد و این در حالی است که طبق اسناد و مدارک جهت میدان اصلی به صورت شمال غربی ـ جنوب شرقی بود و از دوره قاجار و بعد از زلزله سال  ۱۱۹۳ هجری قمری تغییر جهت پیدا کرده است.

منابع:

  • ابن کربلایی تبریزی، حافظ حسین، (١٣٨٣)،”روضات الجنان و جنات الجنان”، تصحیح: جعفر سلطان القرائی، چاپ دوم، انتشارات ستوده، تبریز.
  • اسکندر بیک ترکمان منشی (١٣۵٠)،”تاریخ عالم آرای عباسی”، انتشارات امیرکبیر، تهران.
  • اوژینوکالدیری (١٣۵٩)”عالی قاپو”، ترجمه جبل عامری، چاپ اول، انتشارات سازمان ملی حفاظت از آثار باستانی، تهران.
  • براند، هلین (١٣٧٧)،”معماری اسلامی”، ترجمه دکتر ایرج اعتصام، چاپ اول، ناشر شرکت پردازش و برنامهریزی شهری، تهران.
  • پوپ، آرتور (١٣٧٣)،”معماری ایران”، مترجم غلامحسین صدری افشار، چاپ سوم، انتشارات نشر فرهنگان، تهران.
  • تاورنیه، ژان باتیست (١٣٣۶)،”سفرنامه تاورنیه”، ترجمه ابوتراب نوری، تصحیح حمید شیرانی، انتشارات تأیید، اصفهان.
  • جوینی، علاء الدین عطاملک بن بهاء الدین محمد بن محمد (١٣٢٩)،”تاریخ جهانگشای جوینی”، به اهتمام عبدالوهاب قزوینی، چاپ اول، انتشارات بامداد ،تهران.
  • حبیبی، سید محسن (١٣٧٨)،”از شار تا شهر”،چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
  • حجازیفر، هاشم (١٣٧۴)،”شاه اسماعیل اول و جنگ چالدران”،چاپ اول، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، تهران.
  • حسنزاده، اسماعیل (١٣٧٩)،”حکومت ترکمانان قراقویونلو و آق قویونلو در ایران”،چاپ اول، انتشارات سمت، تهران.
  • حشری تبریزی، ملامحمد امین (١٣٧١)،”روضه اطهار”، باهتمام عزیز دولت آبادی،چاپ اول، انتشارات نشر ستوده ، تبریز.
  • خیرالدین، غمسوار (١٣٧٨)،”باز زنده سازی فضاهای کهن شهری در مجموعه حسن پادشاه”، پایان نامه کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران.
  • ذکاء، یحیی (١٣۵٩)،” زمین لرزه های تبریز”، چاپخانه کاویان، چاپ اول، تهران، ۱۳۵۹٫
  • ذکاء، یحیی (١٣۶٨)، “مقاله شکل گیری تبریز”، شهرهای ایران، به کوشش محمد یوسف کیانی، چاپ اول، جلد سوم، انتشارات جهاد دانشگاهی، تهران.
  • سجادی، سید ضیاءالدین (بهار ١٣٧۵)،”کوی سرخاب تبریز و مقبره الشعراء”، چاپ دوم، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و موسسه نشر ویرایش، تهران.
  • سلطان زاده، حسین (١٣٧۶)،”تبریز خشتی استوار در معماری ایران”، چاپ اول، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران.
  • “سفرنامه های ونیزیان در ایران”، ترجمه منوچهر امیری، چاپ اول، انتشارات خوارزمی، تهران.
  • شاردن (١٣٧۴)،” سفرنامه شاردن”، جلد دوم، ترجمه اقبال یغمایی، انتشارات توس، تهران.
  • فضل اله همدانی، رشیدالدین (١٩۴٠)،”تاریخ مبارک غازانی”، به کوشش کارل یان، هرتفورد، انگلستان.
  • فضل اله همدانی، رشیدالدین،”جامع التواریخ”، به کوشش بهمن کریمی، انتشارات اقبال، بی تا، تهران.
  • کارنگ، عبدالعلی (١٣٧۴)،”آثار باستانی آذربایجان، آثار و ابنیه تاریخ شهرستان تبریز”، چاپ دوم. انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی انتشارات راستی نو، تهران.
  • مخلصی، محمدعلی (١٣٧١)،”فهرست بناهای تاریخی آذربایجان شرقی”، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران.
  • مستوفی، حمداله (١٣۶۴)،”تاریخ گزیده”، باهتمام عبدالحسین نوایی، موسسه انتشارات امیرکبیر، تهران.
  • مشکور، محمد جواد (١٣۵٢)،”تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری”، انتشارات انجمن آثار ملی، تهران.
  • موسوی فریدنی، محمدعلی (پاییز ١٣٧٨)،”اصفهان از نگاهی دیگر”، چاپ دوم، انتشارات نقش خورشید، اصفهان.
  • میرفتاح، سیدعلی اصغر (١٣٧۴)،”مقاله پایتختهای ایلخانی ایران”، پایتختهای ایران، به کوشش محمد یوسف کیانی، چاپ اول، انتشارات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، تهران.
  • مینورسکی (١٣٣٧)،”تاریخ تبریز”، ترجمه عبدالعلی کارنگ، چاپ شفق، تبریز.
  • نصوح مطراقچی (١٣٧٩)،”بیان منازل”، ترجمه و تعلیق رحیم رییس نیا، چاپ اول، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران.
  • وهابزاده، عبدالرحمن (١٣٧۴)،”مقاله برج و باروی تبریز”، مجموعه مقالات معماری و شهرسازی ارگ بم، جلد دوم، به کوشش باقر آیت اله زاده شیرازی، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران.
  • ویلبر، دونالد (١٣۴۶)،”معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان”، ترجمه عبداله فریاد، چاپ اول، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران.
  • ویلبر، دونالد (١٣۶٨)،”باغهای ایران و کوشکهای آن”، ترجمه مهین دقتصب، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران.
  • Baykal Bekir Sitki(1957) ; “Uzun Hassan in Osmanli Karsi Kati Mucadeleye Hazirliklara ve Osmanli – Akkoyunlu Harbinin bas Lamasi ” Belleten , XXI, ( 81-84 ) .
  • Roemer H. R.(1986); “The Turkmen Dynasties “, The Cambridge History of Iran ; Ed. Peter Jackson and Laurence Lochart ; Cambridge,V. 6.__

برگرفته از نشریه هنرهای زیبا، ش ۲۵ (بهار۱۳۸۵)، ص۳۵٫

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه