سعادت عادت است آنرا پرورش دهید.
خانه » فرهنگ » کتابشناسی تبریز » سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی / جواد هیئت
1223 بازدید

سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی / جواد هیئت

تاریخ زبان ترکی

زبان ترکی زبان گفتار و کتابت بیش از یکصد و بیست میلیون مردم مسلمان آسیا و قسمتی از اروپا را تشکیل می دهد و یکی از زبان های قدیمی شرق است و در حدود هزار و پانصد سال سابقه تاریخی دارد.
تاریخ زبان ترکی
مردمی که به لهجه ها و شیوه های مختلف ترکی صحبت می کنند از چین تا نزدیکیهای اروپای مرکزی سکونت دارند و با آن که قرنهاست در جامعه و کشورهای مختلفی زندگی می کنند معهذا هنوز زبان خود را حفظ کرده و جز اقلیت کوچکی (ترکان یاقوت و چوواش) که در دوران قبل از تاریخ از دیگران جدا شده اند، بقیه می توانند زبان یکدیگر را کم و بیش بفهمند و از آثار ادبی یکدیگر با اندک اهتمامی استفاده کنند.
بنابر آنچه اغلب دانشمندان زبان شناسی معتقدند، موطن اصلی و اولیه ی اقوام ترک در آسیای مرکزی مناطق میان کوههای اورال و آلتای بوده است. اقوام ترک در طول تاریخ بعلل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و اقلیمی پیوسته بکشورهای مجاور مهاجرت کرده و در مناطق جدید توطن نموده اند. مثلا هون ها به علت خشکسالی و اوغوزها به دلیل ازدیاد جمعیت و نداشتن مرتع کافی مجبور به مهاجرت شدند. گاهی هم قومی از ترکان بعلت فشار قوم همسایه مجبور به مهاجرت گردیده است.
این مهاجرت ها به دو طریق مهاجمات و فتوحات و مهاجرت های ساده صورت گرفته و تا قلب اروپا و هندوستان و شمال افریقا پیش رفته است. مشخصات مهاجرت های قبل از میلاد بطور قطع معلوم نیست.
به نظر مورخین قسمتی از این اقوام از شمال دریای خزر به اروپا رفته و با اسکیت ها مخلوط شده اند، قسمتی هم به طرف خاور دور رفته اند. همچنین جمعیت انبوهی از ترکان به هندوستان به حوالی هند – پنجاب مهاجرت کرده اند.
مهاجرت های اعصار بعد از میلاد در تاریخ های مختلف ثبت شده است؛ مثلا هون ها از سال ۳۷۵ میلادی به بعد به اروپا مهاجرت کرده اند.
در زمان ساسانیان قسمتی از ترکان به فلات ایران آمدند و توطن گزیدند. در نوشته های خسرو اول انوشیروان که قریب پنجاه سال قبل به وسیله ی صفوی به فارسی ترجمه شده و در تهران انتشار یافت سخن از مهاجرت اقوام ترک به آزربایجان و قفقاز به میان آمده و حتی به وفاداری آنان که قبلا با اجازه ی پادشاه ایران در این سرزمین سکونت کرده بودند، اشاره شده است.
در قطعاتی از «سیرت انوشیروان» که در کتاب تجارب الامم ابن مسکویه موجود است از چهار قبیله ترک مستقر در منطقه ی خزرها صحبت شده که مهم ترین آن ها صابیرها هستند.
در خدای نامه ی پهلوی از خاقان ترک که به وسیله ی بهرام گور(پنجم) مغلوب شد (۴۲۰ – ۴۳۹) صحبت شده است.
در زمان ساسانیان برای هونهای شرقی هم مانند دیگر اقوام آلتائی نام ترک به کار رفته و به نظر می رسد مولفین اسلام تحت تاثیر مورخین ساسانی به همه ی اقوام آلتائی ترک خطاب کرده اند (M.Crignaschi)
در قرن هفتم میلادی بعد از تجزیه ی دولت بلغار عده ای از آن ها به حوالی نهر ولگا و عده ای هم به بالکان رفتند. در فاصله ی قرنهای ۹ تا ۱۱ میلادی ترکان پچه نک و قبچاق (قومان) وشاخه ای از اوغوزها از شمال دریای خزر به اروپای شرقی و بالکان مهاجرت کردند.
در میان این سیر و سفرها مهاجرت هونها و اوغوزها از نظر تاریخی دارای اهمیت خاصی است. هونها در اروپای غربی تا فرانسه پیش رفتند و امپراطوری بزرگی بسرکردگی آتیلا تشکیل دادند.
اوغوزها به دین اسلام گرویدند و در قرن یازدهم میلادی به ایران و آسیای صغیر (ترکیه کنونی) آمدند و در آنجا توطن کردند و سپس تا دروازه های وین پیش ر فتد و در اوطان جدید (وطن ها) بزرگترین امپراطوریهای جهان را تشکیل دادند و در طول قرن ها زندگی با اقوام بومی، ملل جدید و تمدن و فرهنگ های جدید بوجود آوردند.
بدیهی است در کشورهای تازه اقوام ترک با مردمانی که به زبانهای دیگر صحبت می کردند آشنا می شدند و در نتیجه ی تماس و همزیستی تاثیر و تاثراتی متقابل بین آنها و اقوام بومی صورت می گرفت. ترکان با قبول اسلام با ایدئولوژی جدید روبرو شدند و دیری نگذشت که در دین اسلام چنان استوار و پیشتاز گشتند که به صورت پرچمدار اردوی اسلام در آمدند و کشورهای دیگری مانند آسیای صغیر را تسخیر کردند و چنان که در بالا اشاره شد پرچم اسلام را تا قلب اروپا پیش بردند. ترکان مسلمان با قبول اسلام، زبان قرآن کریم را هم زبان دینی خود قرار دادند و کم کم زبانشان تحت تاثیر زبان قرآن، یعنی عربی قرار گرفت و بتدریج مقداری از اصطلاحات و کلمات مختلف عربی وارد زبان ترکی شد.
اقوام ترک آسیای میانه قبل از اسلام هم با ایرانیان تماس نزدیک داشتند، سغدها در مرز بین ایران و ترکستان (رود جیحون) وسیله ی ارتباط ترکان با ایرانیهای دیگر بودند. بعد از اسلام آوردن سغدها و ترکان، سغدها بتدریج در ترکان مستهلک شدند و تماس آنها با ایرانیها مستقیم و بیشتر شد. از اقوام ترک، اوغوزها بیشتر با ایرانیها در تماس بودند و اختلاط و نزدیکی آن ها به حدی بود که سایر اقوام ترک برای اوغوزها می گفتند: « باش سیز بورک بولماز ، تات سیز تورک بولماز.» یعنی: سر بی کلاه و ترک بی تات نمی تواند باشد(تات = ایرانی) . ( دیوان لغت ترک محمود کاشغری، ۱۰۷۲ میلادی).
در قرن ۱۱ میلادی، مطابق پنجم هجری، هجوم تازه ی اقوام ترک از طریق خراسان به قلب ایران آغاز شد. اقوام تازه وارد که اوغوزها اکثریت آنها را تشکیل می دادند (اوغوز، قبچاق، خلج و …) به فتح ایران بسنده نکردند
قسمتی از آن ها راهی آسیای صغیر شدند و بعد از فتح ملازگرد به دست آلپ آرسلان (۱۰۷۱ م) راه آسیای صغیر باز شد و بزودی قسمت مهمی از کشور روم به دست ترکان افتاد.
ترکان اوغوز به سرکردگی طغرل و برادرش چاغری، در ایران و آناطولی حکومتی تشکیل دادند که به نام سلجوق، جد این دو برادر، سلجوقی نامیده شد و از آن پس به نام سلاجقه و سلجوقیان معروف شدند. قبل از سلاجقه گروهی دیگر از ترکان در شمال شرقی ایران و افغانستان حکومت غزنوی را تشکیل داده بودند. سلطان محمود غزنوی با آنکه ترک زبان بود، به علت علاقه ای که به زبان فارسی دری داشت این زبان را در قلمرو خود رایج و رسمی ساخت و شعرای دربار خود را به سرودن اشعار فارسی تشویق می کرد.
شاهنامه که در زنده نگهداشتن فارسی مهمترین نقش تاریخی و ادبی را ایفا نموده است، به تشویق و توصیه ی سلطان محمود از طرف حکیم طوس فردوسی ساخته و پراخته شده است.
در زمان سلاجقه زبان فارسی زبان رسمی ایران و آسیای صغیر شد و ترک زبانان اکثر آثار ادبی خود را به زبان فارسی نوشتند و در این زبان آثاری مانند مثنوی مولوی و دیوان غزلیات شمس و دیوان نظامی گنجه ای، خاقانی شروانی، و قطران تبریزی و امثال آن ها را آفریدند بدیهی است زبان فارسی هم مانند عربی در زبان کتابت و محاوره ای مردم ترک زبان تاثیر کرد و بتدریج مقداری از کلمات فارسی و اصطلاحات آن وارد زبان ترکی شد. در این میان جریان تصوف و عرفان نیز به نفوذ زبان فارسی کمک می کرد، به طوریکه زبان عربی زبان دینی – علمی، و زبان فارسی هم زبان عرفان و ادب منطقه ی اسلامی خاور میانه شد. خلاصه، در اثر قبول دین اسلام و توطن در کشورهای جدید لغات و اصطلاحات جدیدی وارد زبان ترکان شد و در هر منطقه ای لهجه و شیوه های کم و بیش متفاوت ترکی بوجود آمد.
با وجود تمام این عوامل، این اقوام در طول قرون متمادی زبان مادری خود را حفظ کردند. با آنکه دانشمندان و فلاسفه و شعارو ادبای ترک زبان اکثر آثار خود را به عربی و فارسی می نوشتند و در این زبانها شاهکارهای ادبی و هنری می آفریدند برخی از آنان به زبان و شیوه های ترکی نیز آثاری می نوشتند و اشعاری می سرودند که مجموعه ی آن ها امروز، گنجینه و میراث فرهنگی و ادبی ترک زبانان را تشکیل می دهند.
در جریان آفرینش و حفظ فرهنگ و ادب، «شعرای مردمی» ، یعنی عاشیق ها از مردم عادی بیشتر موثر بودند، زیرا این گروه بر خلاف دانشمندان و ادبای تحصیل کرده به زبان مادری عاشق و پای بند بودند و آثار هنری خود را به زبان مردم می آفریدند. از این لحاظ ادبیات خلق های ترک زبان، یعنی ادبیات شفاهی آنها (مخصوصا آزربایجان)، از ادبیات مشابه دیگر خلق ها غنی تر و متنوع تر است.
زبان ترکی از لحاظ قاعده و گرامر یکی از باقاعده ترین زبان هاست و از جهت افعال نیز شاید از غنی ترین زبان ها باشد. مثلا، در افعال ترکی با اضافه کردن پسوندهای ویژه می توان از فعل لازم افعال متعدی دو درجه ای ساخت بدون آن که نیازی به بکار بردن کلمات مرکب بوده باشد در صورتی که در اغلب زبان ها باید همین مطلب را با بکار بردن یک جمله و افعال مرکب بیان نمود.
( مثلا : اوخوماق =خواندن، اوخودماق = وادار به خواندن کردن، و اوخوتدورماق = گذاشتن کسی به مدرسه تا به او خواندن یاد بدهند و یا گرفتن معلم برای این که به کسی تعلیم بدهد.)
زبان ترکی از نظر منشا جزء گروه زبان های اورال – آلتایی یا، به بیان صحیح تر، از زبان های آلتایی است که شرح آن در فصل اول خواهد آمد. از نظر مورفولوژیک یعنی ساختمان و شکل ظاهر زبان، جزو زبان های التصاقی و پسوندی است که در آن ها با افزودن پسوندهای مختلف کلمات با معانی مشخص بوجود می آید. در این زبان ها، بر خلاف زبان های هند و اروپایی ریشه ی کلمات ثابت است و در موقع صرف تغییر نمی کند.
کتاب های گوناگون درباره ی زبان و ادبیات ترکی و تاریخ ترکان به زبان های مختلف در کشورهای متعدد نوشته شده است و دانشمندان زیادی در دانشگاههای معتبر شرق و غرب در این زمینه مشغول تحقیق و تتبع اند. در کشور ما، بعلل سیاسی و سیاست شوونیستی رژیم پهلوی، چیزی در این باب نوشته نشده و بهترین سخن در این مقوله سکوت یا نفی بوده است.
دانشمندان ما نیز، بجز عده ای انگشت شمار، در این باره به جمله ی (تورکی بیلمیرم) بسنده نموده اند در حالیکه شاید نصف، و یا بتحقیق بیش از یک سوم مردم کشور ما را ترک زبانان تشکیل می دهند و در تاریخ ایران بعد از اسلام در هر مقوله اعم از دانش و فلسفه و شعر، و حتی حکومت، بیش از هزار سال برجسته ترین صفحات را بوجود آورده اند. خوشبختانه مردم ایران مسلمانند و در اسلام فارس و ترک و عرب و عجم همه یکسان و با یکدیگر برادرند و کسی یا قومی جز به تقوا بر دیگری و یا قوم دیگر برتری ندارد.
مسئله ی اسلام و مسلمان بودن قرنهاست عنصر اساسی موجودیت ملی ما را تشکیل داده است. حتی در رژیم گذشته هم که بعلت داشتن احساسات نژادپرتسی و شوونیستی بین اقوام مختلف ایران تبعیض حکمفرما بود، مطابق قانون اساسی مشروطه مبنای ملیت ایران بر اسلام بود و بهمین دلیل زردشتیهای ایران جزو اقلیت و ترکمنان جزو اکثریت ملت ایران محسوب می شدند.
در کشور ایران که در طول تاریخ چهارراه مهاجرت ها و مهاجمتهای اقوام مختلف بوده سیمائی جز چهره ی موجود را نمی توان انتظار داشت. بنابراین باید واقعیت ها را پذیرفت و همه ی افراد کشور را از هر قوم و طایفه و به هر زبانی صحبت کنند دوست داشت و همه را برابر و برادر دانست و اتحاد را از شرکت همه ی هموطنان بوجود آورد نه در ادغام میلیون ها ایرانی در میلیون های دیگر.
مثلی است معروف، شاید از Abraham Lincoln که: همه را برای همیشه نمی توان گول زد. بعلاوه، گول زدن مردم جز گول زدن خود نتیجه ای ندارد. عاقبت حقیقت آشکار و مدعیان روسیاه می شوند و دود این ندانم کاریها و غرض ورزیها، ولو انگیزه ی یا پیرایه ای باصطلاح وطن پرستانه و ملی گرایانه هم داشته باشد، به چشم همه ی ما ایرانی ها خواهد رفت.
برای آن که هم وطنان خود را واقعا دوست داشته باشیم و همه را از خود بدانیم باید آن ها را خوب بشناسیم و به ویژگیهای زبان و عادات و اخلاق آن ها آگاهی و وقوف کافی داشته باشیم والا با تجاهل و انکار، ملتی یک پارچه و متحد و آگاه ساخته نمی شود.
انگیزه ی تهیه و نگارش این کتاب پیاده کردن این اندیشه و منظور و رسیدن به این هدف مقدس بوده است، یعنی بمضمون آیه ی شریفه :
« اِنا خَلَقناکُم مِن ذَکَرِ وَ اُثنی و جَعَلناکُم شُعُوبا وَ قَبائلَ لِتَعارَفوا. اِن اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقیکُم»
عمل شده است. برای این که زبان ترکی با تمام مشخصاتش بشیوه ی علمی و نسبتا کامل شناخته شود لازم بود این زبان به طور کلی در طول تاریخ مورد بررسی قرار گیرد تا ویژگیهای منظقه و محلی امروزی بهتر شناخته شوند و ارتباط آن ها با یکدیگر معلوم گردد.
به نظر ما در مورد سایر زبان هاو لهجه های محلی که کمتر شناخته شده اند باید بررسی و کتابهای مشابهی تدوین گردد تا هم میهنان ما زبان همدیگر را بهتر بشناسند و در نتیجه ی تفاهم، آشنایی و همدلی بیشتری پیدا کنند. درست است که بقول مولوی همدلی از همزبانی بهتر است، ولی برای رسیدن به همدلی اول باید زبان همدیگر را فهمید.
این کتاب مشتمل بر چهار بخش است:
بخش نخست شامل کلیات درباره ی تاریخ زبان و لهجه های ترکی و تاریخ ترکی قدیم یعنی ترکی کتیبه های ینی سنی، اورخون و اویغوری است که از قرن پنجم- ششم تا دهم میلادی را شامل می شود.
بخش دوم درباره ی تاریخ ترکی میانه است که آثار ترکی خاقانی (قراخانیان)، خوارزم، آلتون اوردو و جغتائی را در بر می گیرد و از قرن ۱۱ – ۱۶ میلادی ادامه دارد.
بخش سوم شامل فضل های زبان و ادبیات جغتائی در دوره ی ازبکان، تاریخ ترکی اوغوز و زبان یا لهجه های منشعب از آن، یعنی ترکی ترکیه، ترکی آزربایجانی، و ترکی ترکمنی است که به ترکی غربی معروف است و از قرن ۱۳ تا زمان حاضر ادامه داشته است.
بخش چهارم به تقسیم بندی زبان و لهجه های زنده ی امروز و ویژگیهای آن ها اختصاص داده شده است.
در میان زبان و لهجه های مختلف ترکی، ترکی ترکیه، ترکی آزربایجانی (ترکی غربی) و ترکی اوزبکی – جغتائی (ترکی شرقی) سابقه تاریخی مدون طولانی تر و ادبیات و فرهنگ غنی تری دارند و از این جهت درباره ی آنها مخصوصا ترکی آزربایجانی بتفصیل صحبت شده است.
تمام زبان و لهجه های ترکی کم و بیش برای یکدیگر قابل فهم اند بجز زبان یاقوت ها (در شمال شرق سیبری) و نیز چوواشها ( در غرب ولگا در روسیه) که در زمان بسیار قدیم از دیگر اقوام ترک جدا شدند و رابطه ی خود را با آن ها قطع کردند.
یاقوت ها در مذهب قدیم، یعنی شامانیزم باقی مانده و چوواشها به دین مسیح درآمده اند. به دلایل فوق، زبان یاقوت و چوواش خود داستانی دیگر دارد.
در مورد سایر زبان ها و لهجه ها، در حال حاضر بیست زبان ترکی دارای خط و کتابت می باشند.
ضمن آنکه همه ی آن ها شاخه های مختلف یک درخت محسوب می شوند و در عین حال این شاخه ها چنان برومندند که هر کدام زبان مستقلی را تشکیل می دهند. از اینجاست بحث بی پابان این که اینها هر یک لهجه اند یا زبان.
در زمان ما شرایط و مقتضیات سیاسی نیز موجب شده است که بیشتر این شاخه ها هر یک چون درخت مستقلی تلقی شوند. به نظر ما هر کدام از آن ها هم زبان مستقل و هم شاخه و یا لهجه ای از زبان ترکی محسوب می شوند.
به همین مناسبت برای عنوان کتاب حاضر هم « تاریخ زبان و لهجه های ترکی» انتخاب شده است. البته در اینجا کلمه ی لهجه به مفهوم تاریخی آن، و مترادف با زبان به کار رفته است.
برای تهیه و نگارش این کتاب از آثار زیادی در زبان های مختلف استفاده شده است که خلاصه ای از فهرست نام آن ها در آخر کتاب، به عنوان منابع و مراجع اصلی آمده است. غیر از دیوان لغات الترک محمود کاشغری که ۹۱۰ سال قبل نوشته شده، تا کنون کتاب مستقلی که شامل تاریخ و ویژگیهای همه ی زبان و لهجه های ترکی بوده باشد نوشته نشده، یا لااقل به دست ما نرسیده است.
کتاب تاریخ زبان ترکی تالیف پرفسور احمد جعفر اوغلو فقط ترکی قدیم و میانه را بررسی نموده و متاسفانه عمر استاد برای تالیف بخشهای بعدی وفا نکرده است کتاب تاریخ تشکیل زبان ادبی آزربایجان، نوشته ی پرفسور ا.دمیرچی زاده، شامل ترکی آزربایجان تا آخر قرن ۱۸ میلادی است و در کتاب تشکیل زبان ادبی ملی آزربایجان نگارش پرفسور م.جهانگیروف هم سعی شده است نظریه ی تشکیل زبان ادبی ملی بر مبنای زبان عمومی مردم (نه بر مبنای دو لهجه ی باکو و شاماخی) اثبات شود.
بنابراین کتاب حاضر در مجموع اولین تجربه در این زمینه محسوب می شود و با در نظر گرفتن مراتب فوق و نداشتن امکانات و دسترسی به همه ی منابع موجود نمی تواند عاری از نقص و کمبود باشد. ضمنا، چون بیشتر از منابع خارجی استفاده شده ناگزیر در اغلب موارد تاریخ میلادی به کار رفته است.
از خوانندگان تقاضا دارم در هر جای کتاب نقص و کمبودی مشاهده می کنند به دیده ی اغماض بنگرند و ضمنا مولف را با توضیح و راهنمائیهای خود ارشاد نمایند تا در چاپهای آینده اثر کاملتر و جامع تری عرضه شود.
ضمن بررسی تاریخی سیر تکامل زبان های ترکی، شرح مختصری از شعرا و نویسندگان و نمونه هایی از آثار آنان نیز داده شده است. نمونه های ترکی با حفظ اصالت متن و رعایت امانت، همراه ترجمه های فارسی آن ها نقل شده است تا خوانندگان ضمن بررسی تاریخ زبان ترکی چشم اندازی به شعر و ادبیات ترک زبانان در طول تاریخ داشته باشند و در عین حال از یکنواختی متن کتاب کسل و خسته نشوند.
در آخر کتاب، در فصل ترکی آزری یا آزربایجان، فهرستی از آثار ترکی که بعد از انقلاب اسلامی در ایران به چاپ رسیده داده شده است. ضمنا بحثی درباره ی نام و موقعیت زبان ترکی آزربایجانی اضافه شده است.
در بخش چهارم، ویژگی های ۲۸ زبان یا لهجه ی ادبی معاصر ترکی به اختصار شرح داده شده و سعی شده است در حدود منابعی که در دسترس بوده نمونه هایی از نثر و نظم آن ها داده شود. در این خصوص در میان منابع موجود کتابهای پایه های تورکولوژی (تورکولوگیانین اساسلاری) تالیف پرفسور فرهاد زینالوف و ادبیات خلق های شوروی ( سوئت سوسیالیست، رسپوبلیکالاری خلقلری ادبیاتی) تالیف پروفسور پناه خلیلوف به عنوان منابع مهم شایان ذکر است. از نظر تقسیم بندی زبان و لهجه های ترکی نیز بعد از شرح تقسیم بندی های باسکاکوف، ج.کلوزن و ر.رحمتی آرات و دیگران ، تقسیم بندی ف.زینالوف برای شرح و بررسی زبان های ترکی انتخاب شده است.دکتر جواد هیئت
تهران – اسفند ۱۳۶۳

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه