مرد پارسی دروغ نگوید حتی بهنگام مرگ در جنگ (کوروش کبیر)
خانه » تاریخ » خاطرات جهانگردان » بهشت عدن ، همان تبریز است
856 بازدید

بهشت عدن ، همان تبریز است

تبریز ؛ بهشت عدن و مهد تمدن بشری

آذربایجان، این سرزمین پرگهر، عظیم ترین گنجینه تاریخ و تمدن بشری را در خود دارد. چنانچه بسیاری از محققان و مورخان، تاریخ آغاز تمدن بشری را در این منطقه می دانند و با دلایل محکم و مستدل علمی، عقیده دارند که نخستین نشانه های زندگی اجتماعی در این منطقه یافت شده است. البته چندان دور از واقعیت هم نیست که مدنیت و مظاهر آن از آذربایجان آغاز شده باشد چرا که فقط یک نمونه از تاریخ این سرزمین در تپه های باستانی اش کافیست تا ثابت کند که آذربایجان پایه گذار فرهنگ قومی در جهان است.

این گزارش، نه بر تپه های باستانی نظر دارد و نه بر نخستین آثار ساخت بشر، بلکه بسیار دیرتر و دیرینه تر از آن، تاریخ تمدن بشر را در آذربایجان به تصویر می کشد و برخلاف عقیده برخی که معتقدند محل زندگی آدم سرزمین هند یا آفریقا است، محل هبوط آدم را آذربایجان نامیده است.

دیوید رول

پروفسور دیوید رول، باستان شناس معروف، معتقد است، آدم و حوا برای نخستین بار در آذربایجان فرود آمده اند، جایی به نام «بهشت عدن» در قلب آذربایجان ، یعنی تبریز.

باغ عدن به ناحیه ای گفته می شود که آدم و حوا از بهشت به آنجا هبوط کرده اند. یعنی ناحیه خاستگاه تمدن و تاریخ یعنی محل زندگی اولین انسان متفکر و متمدن یعنی ناحیه ای که تاریخ انسان از آنجا شروع می شود.

در کتاب های آسمانی نشانه هایی از این ناحیه آمده است. یکی از کتاب های آسمانی که نشانه های زیادی در این موضوع داده است کتاب تورات است. دانشمندان زیادی کوشیده اند تا از روی این نشانه ها این ناحیه از کره زمین را پیدا کنند.

دانشمندان با تلاش و تحقیق فراوان توانستند نشانه هایی که در تورات بیان شده را با حقایق علمی و تاریخی تطابق بدهند.

آخرین دانشمندی که روی مبحث باغ عدن کار کرده و سرانجام آن را یافته است “پروفسور دیوید رول” می باشد.

این دانشمند با استفاده از یافته های دانشمدان قبلی و یافته های خود این ناحیه را شناسایی کرد و با چاپ مقاله ای به نام “من در باغ عدن بودم” جنجال زیادی در جهان به پا کرد.

طبق یافته های دانشمندان این ناحیه همان آذربایجان است. محل دقیق بهشت عدن در قلب آذربایجان یعنی تبریز است.

بهشت عدن

مختصری از نشانه هایی که در تورات درباره بهشت عدن آمده است:

آیات ۱۰تا ۱۴ فصل دوم عهد عتیق را بخوانید در آنجا می گوید که عدن سرچشمه چهار رودخانه را در خود دارد “فرات” و “هیدکل” (که همان تیگریس به زبان عبری است) و نیز ” گیهون” و “پیشون” در مورد دو رود اولیه بحث فراوان است اما دیوید رول بر این عقیده است که هویت واقعی گیهون و پیشون توسط رجینالد واکر روشن شده است واکر یافته های خود را در خبر نامه کلوب تاریخ باستان و قرون وسطی منتشر کرد. در ادامه پیتر مارتین گزارشگر ساندی تایمز که همراه رول بود مینویسد:

اجازه بدهید یافته های واکر را بررسی کنیم درست در شمال شرقی جای من و رول به عدن مورد نظر خود وارد شدیم رودی به نام آراز (ارس) در گذر است این رود قبل از استیلای اعراب بر ایران در قرن هشتم میلادی نیز “caihun”نامیده میشد که معادل “cihon” گیهون عبری است در پی تحقیقات خود رول با شگفتی دریافت که در قاموس انجیلی این رود “cihon-araz” ثبت شده است اما در مورد چهارمین رودی که در عهد عتیق از آن نام برده شده یعنی “pishon”، واکر در این معتقد است که این رود همان “اوزن”uizun است که در زبان عبری به پیشون تبدیل شده یعنی u به p و zبه shمبدل گشته است .

واکر در یکی از نقشه هایش به کشف دیگری نایل آمد روستایی به نام “نقدی “nagdi”آیا نام این روستا میتواند اثری از سرزمین نود nodجایی که قابیل پس از کشتن هابیل به آنجا تبعید شد باشد جایگاه روستای نقدی با روایت کتاب عهد عتیق کاملا هم خوانی دارد در سرزمین نود در شرق عدن قرار دارد.

بخشی از مقاله “من در بهشت عدن بودم” به نوشته “پروفسور دیوید رول”:

بخشی از مقاله “من در بهشت عدن بودم” به نوشته “پروفسور دیوید رول”:  وقتی پرفسور رول به همراه پیتر مارتین برای اولین بار وارد شهر تبریز رول به مارتین گفت: آنجا را نگاه کنید کوه ماورای شهر قرمز رنگ(عینالی داغی) است و در نور خورشید بازتابی سرخ گون دارد رول گفت:

ببینید کوه از خاک سرخ است کلمه” آدم” در زبان عبری یعنی “مرد خاک سرخ” هر اسطوره و افسانه ای باید ماده خام خود را داشته باشد به نظر او آثار سفالین به دست امده نشان میدهد که سلاله آدم از باغ عدن (منطقه تبریز_اسکو)به سوی جنوب مهاجرت کرده اند.

به هر حال مطالب بالا نشان از تمدن دیرینه تبریز و اطراف آن دارد تا جائیکه تاریخ پیدایش این شهر را  در تحقیقات پرفسور رول به زمان حضرت آدم میرسد . گفتنی است که سرزمین تاریخی و طبیعت زیبای تبریز و اطراف آن قرنها پیش مورد توجه شعرا و جهانگردان بوده است به نظر جکسن این ناحیه یعنی آذربایجان یکی از حاصلخیزترین نواحی سراسر ایران و در خور  لقب ” بهشت ایران” است در واقع تمام این ناحیه سزاوار ستایش است  که اوستا درباره ناحیه بزرگ ائیریانه وئجه (ایران ویج)یا آذربایجان کرده است .آنجا که از این مرز و بوم به عنوان نخستین و بهترین جایی که اورمزد آفرید یاد کرده است. 

پروفسور «رول» حضرت نوح(ع) را در منابع مختلف پیدا می کند. تاریخی بر سیل بزرگ (توفان نوح) می گذارد. مسیر سفر نوح را تعقیب می کندبه رشته کوه های زاگرس می رسد و از دشت سومر سر در می آورد.
صرف نظر از اعتقادات مذهبی ما که برای حضرت آدم و حوا(ع) به تعبیر قرآن حکایت دیگری داریم اما در یافته های این پروفسور اگرچه بر آدم و حوا(ع) اشاره شده اما ظاهراً مراد از آدم، انسانی است که برای نخستین بار زندگی اجتماعی را آغاز کرده است.این گزارش را پیتر مارتین، گزارشگر نشریه معروف ساندی تایمز(Sunday Times) نگاشته است. علاوه بر این گزارشگر، یک مترجم ایرانی نیز، پروفسور رول را همراهی کرده است.
دیوید رول، باستان شناس معروف مدعی است که بهشت عدن واقعی را در آذربایجان یافته است.
پیتر مارتین، گزارشگر مجله ساندی تایمز، دیوید رول را همراهی کرده و بخشی از ایران را با وی گشته است تا ردپای آدم را در آن بجوید:
پس از ۷۰۰ مایل رانندگی از اهواز در جنوب غربی ایران، از انتهای شمالی رشته کوه های  زاگرس بیرون آمده به استان آذربایجان و دشت میاندوآب رسیده ایم. دشت، یکپارچه زیبایی است.
کلامی جز تحسین بر زبان بیننده جاری نمی شود، فقط می توانم بگویم: بهشتی بر روی زمین. پای تپه ها هر از گاه چادرهایی سیاه، نقطه هایی مدادین بر بوم سبز، خودنمایی می کنند. بهشتی بزرگ بر روی زمین: باغ های محصور در چپ و راست و انبوهی از شکوفه های رنگارنگ حاوی میوه های گوناگون. ما به منطقه «باغ عدن» وارد شده ایم، جایی که کتاب مقدس در مورد باغ های سرشار از میوه در هر سوی آن سخن می راند، اکنون عدن پیرامون ماست. از کنار رشته کوه های کوچک می گذریم و درست روبه روی آن، پای کوهستانی دور دست، شهر تبریز در هاله ای از دود، تن به روز سپرده است. پروفسور رول گفت: «به شما گفته ام که اینجا محل هبوط آدم و حوا است، «بهشت عدن».

هر شهر کوچکی در این اطراف حداقل یک دیوار بزرگ دارد، که روی آن منظره ای با شکوه نقاشی شده است؛ یک کوه از کوه های خدا که آبشاری از دل آن بیرون می ریزد و باغ های پرشکوه و مرغزاران سبز پایین آن را سیراب می کند. شش هزار سال پیش تمثالی مشابه، بر دیوار خانه «انکی» از خدایان سومر و همطراز «یهوه»، خدای عهد عتیق، به چشم می خورد. در آن زمان این منطقه به دو نام شناخته می شد: «آراتا» و «ادین».

اما آیا واقعاً عدن مورد نظر کتاب مقدس، همین جاست؟ آیات ۱۰ تا ۱۴ فصل دوم عهد عتیق می گوید؛ عدن سرچشمه چهار رودخانه را در خود دارد: فرات و هیدکل و جیحون و پیشون.
در مورد دو رود اولیه بحث فراوان است اما پروفسور رول می گوید: «در این مکان رودی به نام آراز(ارس) در گذر است. این رود قبل از استیلای اعراب بر ایران در قرن هشتم میلادی، گیهون (جیحون) نامیده می شد و در قاموس های انجیلی این رود، گیهون- آراز ثبت شده است. چهارمین رودی که در عهد عتیق از آن نام برده می شود، رود پیشون است که دانشمندان معتقدند این رود همان رود اوزن است.
از سویی در روایت دیگری از عهد عتیق آمده است: «در سرزمین نود، که شرق عدن است…» در این منطقه روستایی به نام نقدی وجود دارد. نام این روستا می تواند اثری از سرزمین نود (Nod) باشد. جایی که قابیل پس از کشتن هابیل، به آن جا تبعید شد.
پروفسور رول، محتمل ترین مکان عدن واقعی را همین منطقه می داند. کار مهم دیگر پروفسور رول، کنار هم گذاشتن و ایجاد توالی بر دریافت های مختلف و ساختن داستانی باشکوه از آن است. او نوح را در منابع مختلف پیدا می کند، تاریخی بر سیل بزرگ (توفان نوح) می گذارد و جایی را که کشتی نوح به خشکی نشسته می یابد؛ نه، کشتی در کوه آرارات ننشست. پس از آن، مسیر سفر نوح را تعقیب می کند، به رشته کوه های زاگرس می رسد و از دشت سومر سر در می آورد. سومری ها که اوج دورانشان هزاره های چهارم و سوم قبل از میلاد بود، مردمی شگفت انگیز بودند: نویسنده، مخترع چرخ، مصنوعات فلزی و دریانوردی. رول معتقد است که این مردم برای نخستین بار معاهده تجارت دریایی را با شمال آفریقا منعقد کردند ، به مصر رفتند و نخستین فراعنه مصر شدند.
***
اهواز نقطه شروع سفر ما به عدن، شهری نفتی در جنوب رشته کوه های زاگرس است. شب قبل از عزیمت، پروفسور رول، منطق گزینش مسیر را بیان کرد.
سفر به صورت زمینی و از طریق دشت سومر در جنوب زاگرس آغاز شد؛ یعنی در جهت عکس همان مسیری که سلاله آدم حرکت کرده بودند.
پروفسور رول گفت: «اینجا، چنان که کتاب مقدس می گوید؛ جایی است که سلاله آدم پس از توفان نوح و سیل بزرگ در آن ساکن شدند. آثار سفالین به دست آمده، گواه خوبی بر آن مهاجرت فرهنگی رو به جنوب است.
قدیمی ترین سفالینه، مربوط به هزاره هفتم پیش از میلاد، از شمال زاگرس به دست آمده است. نسل بعدی سفالینه ها، از هزاره ششم، به سمت پایین تر و درون زاگرس سیر می کند. حدود ۲۰۰۰ سال بعد، نخستین سفالینه جدید در اوروک، دومین شهر روی زمین، پیدا شد. از آن به بعد ساختن ظروف سفالین با استفاده از چرخ کوزه گری و با سرعت زیاد انجام می شد و البته جنس آن از ظرف هزاره هفتم به مراتب نامرغوب تر بود.» از جنوب زاگرس، سفر ما در مسیر عکس سفر سلاله آدم، از سومر به درون کوه های زاگرس، به سوی اولین مکان بشری یعنی عدن ادامه می یافت. در طول مسیر با آثار مذهبی و باستانی فراوان و اعتقادات و باورهایی که گاه با کتاب مقدس شباهت داشت بر می خوردیم، از جمله داستان پیدایش آدم.
ساعت ۷ صبح بود که از اهواز به راه افتادیم و در نور خورشید بامدادی، به درون منطقه کسل کننده نفتی راندیم که هر گوشه آن آتشی دود آلود از چاهی برمی خاست. ما اکنون مسیر را به سوی عدن طی می کردیم که در زمانی دور، یک مأمور ویژه سلطنتی آن را طی کرده بود. رول این مأمور را چنین توصیف کرد: «نخستین پیک (پستچی) جهان که نخستین مکتوب سلطنتی را حمل می کرد.»
نخستین توقفگاه ما زیگورات چغازنبیل بود، تپه ای ساخت دست بشر، در جایی که سابقاً عیلام نام داشت و در شمال سومر، واقع شده بود.توقف بعدی شهر باستانی سوسا (شوش، هزاره سوم پیش از میلاد) و معبد دانیال نبی(ع)، مردی از کنام شیران، بود. سوسا توسط ژاک دومورگان، مصرشناس فرانسوی، کشف شد.
پروفسور رول گفت: «این یکی از مهم ترین آثار باستانی برآمده از دل زمین در سطح جهان است. پس از گسترش اسلام در ایران در قرن هشتم میلادی بسیاری از مکان های خارجی به نام های عهد عتیق نام گذاری شد، نام هایی که در قرآن نیز وجود دارد.» مسیر خود را در دامنه های زاگرس ادامه دادیم و به سرزمین عهد عتیق وارد شدیم. دهکده های زیبا با خانه های سنگی و خشتی، تپه های شخم خورده و مزارع گسترده. اینجا سرزمینی است که گنجی عظیم در دل دارد، گنج تاریخ ،بعضی از روستاها بر سینه تپه ساخته شده اند، تاریخ آنها زیر تپه ها مدفون است.
آدم که بود؟ رول چنین می اندیشد: «آدم نمادی است از کهن ترین  نیای آدمی، اولین انسان تاریخی، سردودمان بشر، رهبری معنوی و سیاسی. من فکر می کنم او نماینده اولین مردم ساکن بر زمین نیز هست، انسان های شکارچی که پس از انقلاب پارینه سنگی آموختند حیوانات را رام کنند و در زمین، محصول بکارند.» اما شما می توانید این شخصیت های بنیانگذار را با نام های دیگری در قصه های باستانی ملل و ادیان مختلف ببینید. حوا در سفر پیدایش به عنوان مادر همه زندگان توصیف شده، همین توصیف برای نین هورساگ، بانوی کوهستان های سومری ها نیز به کار رفته است. از افسانه های سومری چنین استنباط می شود که انکی از درخت ممنوعه خورد و نین هورساگ او را به خاطر این کار نفرین کرد. انکی در آستانه نابودی قرار می گیرد، دنده هایش به دردی سخت دچار می آید، اما نین هورساگ به رحم می آید و الهه ای به نام نین تی را برای شفای او می آفریند.
نین تی یعنی بانوی دنده، معنی دیگری هم دارد و آن بانوی زندگی است. این یک تجنیس سومری است. اما سفر پیدایش، معنی نخست را بر می گزیند، بنابراین آفرینش حوا را از دنده های آدم مطرح می کند.
منبع: نشریه Sunday Times ‎/ برگردان: حمید ذاکری به آذربایجان وارد شدیم.عصر هنگام به تخت سلیمان رسیدیم. کوه طبیعی دیگری با دریاچه ای شگرف، بر بالای آن و جویباری جاری در پایین، سرچشمه زرینه رود. این محل، زیارتگاهی غیررسمی و تفرجگاهی برای خانواده هاست.
وقتی کنار دریاچه ایستادیم، خورشید، افق را لمس کرد. زمانی بعد، افق به رنگ برنز درآمد و ناگهان سیاه شد. شب بود که به سوی تکاب می راندیم. فردا در عدن بودیم.
صبح روز بعد به دشت میاندوآب رسیدیم، جایی که پیک باستانی ما نیز از آن گذشته بود؛ مقصد او شهر «آراتا» بود. شهری که هرگز پیدا نشده است و بدین ترتیب ما به جایی که گمان می رود قلب عدن باشد وارد شدیم، سپس از میان دریاچه ارومیه در سمت چپ و کوه سهند در سمت راستمان گذشتیم؛ دریایی از رنگ و زیبایی، و تبریز پیش رویمان بود.
این سومین باری بود که پروفسور رول به تبریز می آمد اما پیش از این هیچ گاه در چنین تابستان روشن و گرمی در این شهر ندیده بود. او گفت: «آنجا را نگاه کنید. کوه ماورای شهر، بی شباهت به همه رشته کوه های زاگرس که در طول مسیر دیده بودیم، قرمز رنگ است و در نور خورشید بازتابی سرخ گون دارد. رول گفت: «ببینید، کوه از خاک سرخ است. کلمه آدم در زبان عبری یعنی مرد خاک سرخ. هر اسطوره و افسانه ای باید ماده خام خود را داشته باشد.»
روز بعد به سوی باغ معهود در شرق عدن به راه افتادیم. ده مایل خارج از تبریز، یک بار دیگر در سرزمین عهد عتیق هستیم، اما نه در سرزمینی سنگی و سخت. اینجا تا چشم کار می کند زمین های صاف با خاک سیاه و مرتع های بزرگ است که گوسفندان در آن می چرند و نیز روستاهایی با خانه هایی از خشت خام و باغ ها.
در کتاب مقدس از کوش نام برده شده که رود گیهون از سرتاسر آن می گذرد. این مکان را کوشه داغ می گویند.
کوه سهند دریاچه کوچکی را در قله خود دارد. آب آن از درون یک دودکش آتشفشان قدیمی به بیرون می جوشد، جویباری از قله پایین می آید و از باغ عدن می گذرد و به دریاچه ارومیه می ریزد.
وقتی به کوه سهند نزدیک می شوید به شهر کوچکی به نام «اسکو» می ر سید. پروفسور رول گفت: «اگر شما یک قبیله شکارچی جمع کننده بودید (اشاره دارد به انسان های نخستین) و تمام منطقه را برای پیدا کردن جای مناسب برای زندگی گشته بودید، سرانجام همین جا ساکن نمی شدید؟ نعمات خداوندی در اینجا از حد بیرون است.»
سرانجام پس از گذر از همه این سرزمین باشکوه، رول سؤالی را که من در انتظارش بودم از من نپرسید. اما اگر می پرسید پاسخ من این بود: «آری باور دارم که اینجا باغ عدن است و زمانی که به سرزمین خویش برگردم، با صدای بلند خواهم گفت: «آی مردم: من در باغ عدن بوده ام.» 

برچسب ها :
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه