دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آن ها را آشکار می کند.(آنتوان چخوف)
خانه » مشاهیر و مفاخر » تاریخ سازان » جلیل خسروشاهی ؛ بنیانگذار فرهنگ مدرسه سازی در ایران
348 بازدید

جلیل خسروشاهی ؛ بنیانگذار فرهنگ مدرسه سازی در ایران

جلیل خسروشاهی
(۱۲۹۸ش، تبریز ـ ۱۵ شهریور ۱۳۸۶، سوئیس)
بنیانگذار اقتصاد نوین در خاورمیانه ـ بنیانگذار فرهنگ مدرسه سازی در ایران

جلیل خسروشاهی

جلیل خسروشاهی در ‌سال ١٢٩٨ هجری شمسی در خانواده پرجمعیت حاج غفار خسروشاهی در تبریز به دنیا آمد. خاندان وی از تاجران سرشناس ایران بودند که هوش و استعدادشان زبانزد خاص و عام بود به‌طوری که برادر بزرگ‌تر جلیل در ‌سال ١٣٠٨ از مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی با کسب رتبه اول به دریافت مدال نائل شده بود.
دوران سربازی جلیل با اشغال ایران توسط قوای متجاوز متفقین مصادف شد و پس از آن در سن ١٩ ‌سالگی پدر او را به کارخانه پارچه‌بافی آذربایجان در قزوین که سهمی در آن داشت، فرستاد و او با کمک یک مهندس ایتالیایی به نام سومارگو، ٢‌سال به نحو احسن کارخانه را مدیریت کرد.
او برای یادگیری زبان انگلیسی هر روز پای برنامه ١۵دقیقه‌ای آموزش زبان می‌نشست و به کمک یکی از دوستان ارمنیش زبان انگلیسی فرا می گرفت. بعد از مدتی به آلمان رفت. وضع آلمان بعد از جنگ جهانی آشفته بود و او نیز با زبان آلمانی ناآشنا، اما با پشتکار زیاد توانست برای تجارت فرش مجوز بگیرد. او دست از تلاش برنداشت و توانست نمایندگی چند محصول را در ایران بگیرد.
وی بعد از گرفتن دیپلم در بازار تبریز مشغول به کار شد و به همراه یکی از برادرانش نقش بسزایی در اقتصاد ایران ایفا نمود و توانستند روند اقتصاد نوین ایران را در کشور و حتی خاورمیانه پایه گذاری نمایند و بدین ترتیب تجارت به سبک سنتی و کلاسیک با ظهور این خاندان، جای خود را به تجارت نوین داد.

جلیل خسروشاهی

خسروشاهی نزدیک به دو دهه از عمرش را در آلمان گذراند و با وجود شرایط مالی خوب، هیچ‌گاه خانه‌ای برای خود نخرید و معتقد بود: “خانه من ایران است و روزی به آن‌جا باز خواهم گشت“.
جلیل خسرو شاهی مرد تلاشگر و خستگی ناپذیر بود و در‌ سال ١٣٣۶ هجری شمسی با برادرش شرکت صنایع غذایی مینو را پایه‌گذاری نمود.
سال ١٣۴۴ برای خسروشاهی ‌سال تلخی بود، همسر ۴٢ ساله‌اش را بر اثر بیماری خونی از دست داد؛ مرگ همسرش نقطه عطف زندگی او شد و در یکی از روزهایی که برای سرکشی به انبار فرش تجارتخانه‌اش در هامبورگ رفته بود، این سوال برایش پیش می‌آید که داشتن این مقدار فرش یا کمتر از آن چه فرقی برای من دارد! آیا این حجم از دارایی می‌تواند از غصه‌های من کم کند؟ و از همان جا تصمیم ‌گرفت به ایران برگردد.
وی ظرف چند سال، نزدیک به ۵۰۰ خانواده نیازمند در تبریز، تهران و قم را تحت حمایت گرفت. خانه‌های استیجاری خانواده های مستاجرنشین را خریداری و به نام فرزندان آنها سند می‌زد و در کنار آن هر ماه هزینه زندگی آنها را نیز تامین می‌کرد. در واقع او صدها کودک را تحت ‌سرپرستی خود داشت، بی‌آنکه آنها چهره او را ببینند.
خسروشاهی کودکان تحت سرپرستی خود را یاری می‌کرد تا تحصیل کنند و صاحب کار و زندگی شوند. بعدها یک موسسه درمانی برای بیماران نیازمند تاسیس نمود که بیماران را تا مراحل پایانی بهبود، تحت حمایت خود داشت.
زمانی که سرمایه‌داران وام‌های کلان دولتی را به خارج از کشور می‌بردند، او در ایران کارخانه‌هایش را توسعه داد چون نمی‌خواست بر اثر وضع آشفته کشور، کارگران کار خود را از دست بدهد. در زمان جنگ نیز قسمت اعظم سرمایه‌اش را از خارج کشور به حساب ارزی هلال‌احمر حواله کرد.
تمام کارهای نیک و انسان‌دوستانه‌اش روح او را آرام نمی‌کرد تا این‌که تصمیم گرفت با اندوخته مالی خود، طرحی ماندگار برای کشورش ترسیم کند؛ به همین دلیل تصمیم گرفت در روستاهای دورافتاده مدرسه بسازد. وی هر‌ سال سود حاصل از تجارت و کارخانه‌هایی را که داشت برای معتمدانش در سراسر کشور می‌فرستاد و از آنها می‌خواست مدرسه بسازند و حاصل این تصمیم و همت بزرگ این انسان شریف، ساخت ۴۵۷ مدرسه در تمام روستاهای دورافتاده این مرز و بوم شد.
در هیچ کدام از مدرسه ها نام و نشانی از خسروشاهی دیده نمی شد. حتی مسئولان آموزش‌ و پرورش هم نامی از او نشنیده بودند و دانش‌آموزان نیز هیچ گاه چهره او را ندیدند.
او گمنامی را می‌پسندید و همواره می‌گفت؛ “ثروتم حاصل ذکاوتم نیست، شرایط نابسامان اقتصادی کشور عده‌ای را ثروتمند کرده و بقیه را فقیر نگه داشته است. من وظیفه دارم این ثروت را به خود مردم برگردانم”.
سال ١٣٨۶ زمانی که وی در سوئیس چشم از جهان فروبست، روبان افتتاح چند مدرسه در روستاهای ایران به نیابت از او قیچی شد. پیکر ایشان بعد از مراجعت به ایران در بهشت زهرای تهران (قطعه ۷۱، ردیف ۱۰۱) آرام گرفت.
روحش شاد و راهش پر رهرو

 

نگاهی فهرست وار به خدمات مرحوم خسروشاهی:

فعالیتهای اقتصادی
۱. مدیر کارخانه پارچه بافی آذربایجان در خسروشاه و قزوین
۲. پایه گذاری شرکت مینو به همراه برادرش علی در سال ۱۳۳۶
۳. تاسیس فروشگاه بزرگ “صرفه” در تبریز
۴. تجارت فرش در کشور آلمان
۵. نمایندگی چند محصول اروپایی در ایران

فعالیت در امور خیریه
۱. حمایت مادی بیش از ۵۰۰ خانواده در تبریز، تهران و قم
۲. تاسیس یک مؤسسه درمانی به منظور ارائه خدمات رایگان به خانواده های نیازمند در تبریز
۳. تخصیص قسمت بزرگی از سرمایه شخصی برای امور درمانی که در اختیار هلال احمر قرار داده شد
۴.ساخت و تعمیر بیش از هزار سرویس بهداشتی در مناطق محروم سراسر کشور
۵٫ خرید بیش از ۱۰۰ منزل مسکونی برای خانواده های نیازمند در شهرهای تبریز، تهران، قم، طالقان و شاهرود و…
۶٫ تأمین تمام هزینه های درمانی، تحصیلی، معیشتی، پوشاک و مایحتاج ضروری صدها خانواده نیازمند به صورت مستمر
۷٫ پرداخت حقوق ماهیانه به صدها خانواده نیازمند
۸٫ تامین جهیزیه برای حداقل ۵۸۰ دختر دم بخت

فعالیت فرهنگی
۱. بنیان گذار فرهنگ مدرسه سازی در ایران
۲٫ بنیان گذار سازمان فنی حرفه ای در ایران
۳٫ بنیانگذار اقتصاد نوین در ایران و خاورمیانه
۴٫ تاسیس انتشارات فنی ایران
۵٫ ساخت ۴۵۲ مدرسه در سطح کشور تا سال ۸۸ در استانهای آذربایجان شرقی، تهران، همدان، فارس، کردستان، اردبیل، زنجان و آذربایجان غربی، شامل مدارس ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و هنرستان ۱ تا ۱۲ کلاسه

منبع: کتاب «تخته سیاهم خانه می خواهد»

برچسب ها :
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه