عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خانه » مشاهیر و مفاخر » تاریخ سازان » حاج رسول صدقیانی ؛ از رهبران فکری جنبش مشروطه
289 بازدید

حاج رسول صدقیانی ؛ از رهبران فکری جنبش مشروطه

حاج رسول صدقیانی
(۱۲۴۷ش، تبریز ـ ۱۳۰۲ش، وین)
از رهبران فکری جنبش مشروطه و از موسسین مرکز غیبی تبریز و انجمن سعادت استانبول

زنده یاد حاج رسول صدقیانی فرزند خَلَف آذربایجان، به سال ۱۲۴۷ هجری شمسی در تبریز محله دَوَچی (شتربان) کوچه صدقیانی ­ها در خانواده ­ای متدین و تاجر پیشه دیده به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی را تحت تعلیم و تربیت قرار گرفته و به کسب سواد پرداخت و چون به سن بلوغ فکری رسید ، شغل پدر (بازرگانی) را پیشه خود نموده و برای بسط تجارت به قفقاز (تفلیس- باکو)، ترکیه عثمانی (استانبول) و چند کشور اروپایی همچون اتریش و … سفر کرده و از پیشرفت آنها و تحولات جهانی آگاه و هر بار با دلی آکنده از شور و شوق به سرزمین مادری باز می ­گشت.

تجارتخانه حاج رسول آقا در دالان ورودی غربی سرای بزرگ حاج سید حسین میانی با انبوهی از حجرات بهم پیوسته، واقع در راسته بازار قدیم تبریز قرار داشته که طبق سند مالکیت بجا مانده کاروانسرای فوق الذکر با دالان ها و جمیع حجرات تحتانی، فوقانی، انبارها و باراندازها در آن زمان متعلق به ایشان بود.

      سالها قبل از زمزمه ­های مشروطیت در تهران (از تاریخ ۱۳۱۶ ه. ق.) در تبریز مجالسی در خانه بعضی از آزادیخواهان از جمله مرحوم شیخ­ اسماعیل ­هشترودی که از علمای اندیشمند بود تشکیل و پس از ادای رسوم عزاداری، در یک اطاق مخصوصی عده ­ای که حاج رسول صدقیانی نیز جزو پیشگامان آنها بوده می­ نشستند و ظاهراً درباره مسائل صنفی همچون ترویج کالاهای وطنی مذاکره و در لابلای آن از بدبختی ملت و ریشه­ های عقب ماندگی مملکت و لزوم گذر به حکومت قانون صحبت می­ کردند.

     این گروه در سال ۱۳۲۲ ه. ق. به اقدامات اساسی دست زده و هیئتی را که صاحب ترجمه نیز جزو آنها بوده برای نوشتن اساسنامه و تشکیل فرقه اجتماعیون­ عامیون (اولین حزب ایران) انتخاب نمودند، مرکز فعالیت این حزب و ارجاع مسئولیتها کاملا محرمانه و آقایان حاج رسول صدقیانی، کربلائی علی مسیو، علاوه بر سایر مسئولیتهای خطیری که داشتند تهیه و نشر شبنامه ­های این مجمع سرّی را نیز با همدستی محمد سلماسی، آقا نقی شجاع، شیخ سلیم و … عهده­ دار گردیده که در تنویر افکار عمومی بسیار موثر بود .

سرانجام پس از سالها خودکامگی، ستمگری و جنایات دربار قاجار و حکام و عمال بی­خرد آنها، مردم به تنگ آمده و به مخالفت علنی با استبداد برخاسته و با تعطیلی بازارها و بست­ نشینی و استقامت، حکومت مشروطه را طلب نمودند تا در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ شمسی مطابق با سال ۱۳۲۴ ه.ق. فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه قاجار پنج ماه قبل از مرگش در تهران صادر ، اما به خاطر دل نکندن درباریان علی الخصوص محمد علی میرزا ولیعهد از خودکامگی و حکومت مطلقه، اعلام آن در آذربایجان با تاخیر روبرو شده بطوریکه پس از تحصن صغیر مشروطه خواهان (جنبش تبریز) ابلاغ گردید.

لیکن چون پیشگامان آزادیخواه و آگاه تبریز با محمد علی میرزای ولیعهد در یک شهر زیسته و او را خوب  می ­شناختند و پیش بینی می ­کردند که او وقتی به سلطنت برسد به محدودیت اختیارات خود رضایت نداده و نهال نوپای آزادی را با تمام توان خواهد شکست، وانگهی از همه مهمتر تشخیص می دادند که با دست یک نظام مستبد، فاسد و عقب مانده برنامه ها و قوانین مترقی قابل اجرا نخواهد بود. لذا مردان دوراندیش شادروانان کربلائی علی مسیو، حاج رسول صدقیانی، حاج علی دواچی که با همدستی ۹ تن دیگر از همفکران و یارانشان مرکز غیبی تبریز شاخه نظامی دفاعی فرقه اجتماعیون عامیون در واقع اتاق فکر مشروطه خواهان را که در آستانه انقلاب بطور مخفی بنیان نهاده بودند از پائیز سال ۱۲۸۵ خورشیدی بطور منضبط نسبت به تربیت مجاهد و ایجاد یک سپاه آزادی بخش مردمی اقدام و با این تدبیر و آمادگی و کشف سردارانی چون ­ستارخان و باقرخان و مجاهدینی چون حسین­ خان­ باغبان و سایر کوشندگان از جمله شیرزنان که خاطره آنها همواره تکریم برانگیز است، مهیای دفاع از حریم حاکمیت قانون و آزادی شدند. پیشامدها نشان داد که چقدر آینده نگری، نبوغ و تجزیه و تحلیل سیاسی آنان صحیح و کارساز بوده که توانستند رهبری قیام توفنده و مظلومانه مردم تبریز علیه کودتای خونین دوم تیر ماه ۱۲۸۷ محمد علیشاه قاجار (استبداد صغیر) را در دوره انقلاب مشروطیت به دست با کفایت خود گرفته و بحق تبریز در محاصره و قحط زده با جانبازی و خون جوانان با غیرت آذربایجانی حماسه­ های بدیع آفریده و انقلاب ملت را از شکست حتمی نجات و به آن جان دوباره بخشیده و مشروطه را به کل ایران بازگرداند و محمد­علی­شاه مخلوع و ایادی او را به خاک ذلت کشیده و به مشاوران روسی او (از شاپشال گرفته تا کلنل لیاخوف که دارالشورای ملی را به توپ بست) عملاً نشان داد که ایران فقط تهران نیست.

حاج رسول آقا پس از اشغال آذربایجان توسط قشون متجاوز روسیه تزاری در بهار سال ۱۲۸۸ شمسی و خروج اجباری سرداران مشروطه ستارخان و باقرخان از تبریز و همچنین مرگ مشکوک و شهادت گونه کربلائی علی مسیو ، پس از آنهمه خون دلها خوردن و ایثار از جان و مال قبل از استیلای کامل سالداتهای روسی به شهر ناگزیر برای ادامه مبارزه و پاسداری از انقلاب مشروطه شجاعانه با عبور از موانع و راههای ناامن عازم ترکیه عثمانی می ­گردد و پس از ورود به استانبول با عنایت به اینکه در آنجا نیز تجارتخانه داشته و مورد اعتماد و احترام سایر تجار و دارای نفوذ کلام، لیدر سیاسی همچنین از حیث اعتبار و میزان سرمایه، ثروت و ارزش امضاء نیز مورد توجه قاطبه بازرگانان منطقه بود، لذا بلافاصله به اتفاق تعدادی از آزادیخواهان ایرانی آذربایجانی با حضور موثر در انجمن سعادت استانبول که خود از موسسین آن و مرحوم آخوند خراسانی نیز از طرف آیات عظام مراجع تقلید نجف الاشرف نماینده­ای جهت تعامل بیشتر به آنجا اعزام و عملاً به جبهه برون مرزی انقلاب مشروطیت ایران معروف شده بود، همچنان با کمال صداقت و سخاوت برای آزادی ملت نجیب ایران از چنگ استبداد و استعمار می­ کوشیدند.

   حاج رسول صدقیانی پس از سالها مجاهدت، استقامت و دوری از وطن در حالیکه سوگ طاقت­ شکن ناشی از فرجام تلخ تعدادی از همرزمان و یاران همسنگرش در فاجعه عاشورای ۱۳۳۰ ه. ق. (مطابق با دهم دی ماه سال ۱۲۹۰ شمسی) و وقایع بعد از آن، او را سخت آزرده ­دل ساخته بود با کوله ­باری از درد و رنج دوران به سال ۱۳۰۲ شمسی در دیار غربت (اتریش- شهر وین) چشم از جهان فروبسته، لیکن بنا به وصیت در استانبول (USKUDAR) قبرستان ایرانیها دفن و نقاب سیاه خاک را به رخسار خود که نگاهش به افق آینده دوخته شده بود کشید. روانش شاد و یادش گرامی باد.

با سپاس از استاد صمد صانع زاده به جهت تهیه این مطلب

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه