نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی.
خانه » مشاهیر و مفاخر » علما و فضلا » سید ابوالحسن آل مولانا ؛ سمبل تقوا و فظیلت
815 بازدید

سید ابوالحسن آل مولانا ؛ سمبل تقوا و فظیلت

آیت الله سید ابوالحسن آل مولانا ؛

اشاره: مولانا، نامی آشنا برای خطه عالم پرور آذربایجان، به ویژه اهالی تبریز است. این نام، برای آنان از سالها پیش علم، تقوا، فضیلت، فقاهت و اخلاق را تداعی می کند. معنویت، ساده زیستی، حسن خلق و مردم مداری، در ناصیه این خاندان می درخشد و یادآور سیره و زندگی رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و ائمه معصوم ـ علیهم السلام ـ است. آقا سید محمد مولانا و آقا سید علی مولانا، از شاخص ترین و برجسته ترین چهره های این خاندان می باشند که مردم تبریز سالها، برای حل مشکلات شرعی و اجتماعی خود، آنان را ملجا و پناهگاه معنوی خود می دانسته اند. 

 

خاندان

سید محمد که شخصیت وارسته و بزرگ خاندان مولانا در شهر تبریز به شمار می آید، پدربزرگ آقا سید ابوالحسن مولانا و از بزرگترین مراجع تقلید در آن دیار می باشد. او در سال ۱۲۹۴ ق. در تبریز دیده به جهان گشود و بعد از طی مراحل مقدماتی تحصیل، همراه پدر بزرگوارش، آقا سید عبدالکریم، برای تکمیل تحصیلات به شهر مقدس نجف هجرت کرد و نزد آیه الله فاضل شربیانی، شریف اصفهانی، شیخ هادی تهرانی، آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی و محقق غروی، مدارج عالی حوزوی را طی کرد. وی علوم عقلی را از آیه الله حاج میرزا احمد شیرازی فرا گرفت و بعد از اخذ اجازات متعدد از استادان خویش به تبریز بازگشت. آیه الله سید محمد مولانا، همدوش با عالمان مبارزی همچون آیه الله شهیدی و آقا سید ابوالحسن انگجی از ایمان، اعتقاد و حقوق مردم دفاع نمود و به علت مقاومت دلیرانه در برابر سیاست های ضد دینی رضا خان، به همراه آقا میرزا صادق دینوری و سید ابوالحسن انگجی تبعید شد. او اهل فکر، اندیشه و قلم بود. شیخ آقا بزرگ تهرانی از کتابخانه وی بهره فراوان برده است. علامه امینی، میرزا محمد علی توحیدی، مولف مصباح الفقاهه و آیه الله مرعشی نجفی، از شاگردان ممتاز او محسوب می شدند.

برجسته ترین آثار آقا سید محمد مولانا عبارتند از:
مصباح الوسائل فی شرح الرسائل، طریق الهدایه فی علم الدرایه، مصباح السالکین و زاد المسافرین در احکام قبله، مفتاح المطالب فی شرح المکاسب، رساله الاجتهاد و التقلید، تفسیر مختصر قرآن، ارشاد الانام فی اثبات رساله سید الانام، الفوائد الاربعه عشر فی مسائل الکلامیه، نصاب النقدین و الغلات و رساله فی الولایه عن الجائر.
این فقیه فرزانه، در سال ۱۳۶۳ ق. از دنیا رفت و در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپرده شد.۱

در این میان، آیه الله سید ابوالحسن مولانا بسان ستاره ای پرفروغ، در آسمان تبریز، نزدیک به نیم قرن بذرافشانی نمود. نفس، سخن و حرکات این عبد صالح الهی، برای تک تک جوانان عاشق اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در این خطه، درس آموز و پنداندوز بود. آنان، این شخصیت وارسته و مرجع عام و خاص و پناهگاه معنوی و عاطفی جوانان حقیقت جو و کمال طلب را همچون نگینی در برگرفته، به او به عنوان یک عالم ربانی و یادگار اهل بیت ـ علیهم السلام‌ ـ، عشق می ورزیدند.

تولد

آقا سید ابوالحسن مولانا، اولین فرزند آیه الله حاج سید علی مولانا است که نسب شریفش به امام هفتم، حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ می رسد.۲
وی در روز چهارشنبه، ۲۷ جمادی الاول ۱۳۴۳ ق. سوم دی ماه ۱۳۰۳ ش. در شهر مقدس نجف و در خاندان علم، سیادت و فقاهت چشم به جهان گشود و در سه سالگی به همراه پدرش از نجف به تبریز آمد.

سیر تحصیلی و حیات علمی
سید ابوالحسن، بعد از پایان دروس ابتدایی، به علوم دینی روی آورد و مراحل مقدماتی را نزد استادان مسلم آن فرا گرفت. کتابهای جامع المقدمات، سیوطی، جامی، مغنی‌اللبیب، مطول، کتاب کبری و حاشیه در منطق را از پدر بزرگوارش آقا سید علی مولانا، حاج شیخ علی اکبر نحوی، آقا میرزا محمود انصاری و میرزا ابوالفضل صدیقی سرابی آموخت. سپس برای تکمیل تحصیلات، در ۱۹ سالگی، رهسپار حرم اهل بیت ـ علیهم السلام ـ، یعنی شهر قم گردید. او طی ۱۴ سال تلاش و کوشش کم نظیر و با اقامت در مدارس علمیه دارالشفاء، فیضیه و حجتیه و با استمداد از روح بلند حضرت فاطمه معصومه ـ علیها السلام ـ مدارج علمی حوزوی را طی کرد.

استادان و مربیان
آیه الله مولانا همانند سایر بزرگان، بخش عمده توفیقات و کمالات خود را مرهون استادان و مربیان ارجمند و ممتازی است که در طول تحصیلات خود از آنان بهره مند گردیده است. شاخص ترین استادان وی بر اساس تاریخ تعلیم عبارتند از:
۱٫ آیه الله شهید سید اسدالله مدنی.
۲٫ آقا شیخ موسی زنجانی
۳٫ آقا سید محمد باقر سلطانی طباطبایی
۴٫ آقا شیخ اسحاق آستارایی.
۵٫ آیه الله شیخ عبدالکریم خوئینی
۶٫ آیه الله سید محمد رضا گلپایگانی
۷٫ آیه الله سید احمد خوانساری.
۸٫ آیه الله مرعشی نجفی.
۹٫ آقا سید حسین قاضی طباطبایی تبریزی.
۱۰٫ علامه سید محمدحسین طباطبایی تبریزی.
۱۱٫ آیه الله سید محمد محقق داماد یزدی.
۱۲٫ آیه الله حاج آقا حسین بروجردی که آیه الله مولانا، ده سال در درس خارج فقه وی شرکت کرد.
۱۳٫ آیه الله سید محمد حجت کوه کمره‌ای.
عمده ترین تاثیرپذیری آیه الله مولانا از آیه الله حجت و آیه الله بروجردی بوده است و شالوده اندیشه های اصولی و فقهی‌اش، نزد این دو بزرگوار پی‌ریزی شده است.
آیه الله مولانا در طول اقامت خود در شهر قم، همواره مورد توجه و تکریم این دو استاد، به ویژه آیه الله حجت بوده است.
۱۴٫ آیه الله سید محمد تقی خوانساری.
۱۵٫ حضرت امام خمینی.
آیه الله مولانا بعد از تکمیل درسهای حوزه علمیه قم به نجف هجرت کرد و در آن حوزه از درسهای آیه الله خویی و آیه الله شیخ حسین حلی نیز بهره مند شد.

مشایخ اجازه او عبارتند از:
۱٫ آیه الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی که ضمن اجازه مفصلی در امور حسبیه و نقل روایات، وی را مورد عنایت قرار داده است.
۲٫ آیه الله شیخ محمد صالح علامه مازندرانی (اجازه اجتهاد و روایت)
۳٫ آیه الله سید محمد وحیدی (اجازه در امور حسبیه و روایت)
۴٫ آیه الله سید ابوالقاسم خویی (اجازه در امور حسبیه)
۵٫ آیه الله سید محمد سعید حکیم (اجازه در امور حسبیه)
۶٫ آیه الله سید محمد شیرازی (اجازه روایی)
۷٫ علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی (اجازه روایت از طریق شیعه و اهل سنت).
۸٫ آیه الله علی غروی علیاری.
او که یکی از استوانه های علم، فقاهت و تقوا در شهر تبریز بود، صورت اجازه اجتهادی و روایتی قابل توجهی برای آقای مولانا صادر کرده است. آیه الله مولانا هنگام رحلت این استادش، در سال ۱۳۶۷ ش. در تبریز، بر پیکر پاک وی نماز خواند.۳
۹٫ علامه سید عبدالحسین شرف الدین موسوی که از طریق شیعه، اهل سنت و زیدیه، برای وی اجازه روایتی صادر کرده است.
۱۰٫ آیه الله شیخ نصرالله شبستری (اجازه روایی)

تألیفات
یکی از مهمترین نشانه های شناخت یک عالم پژوهشگر، نوشته ها و تالیفات اوست که از اندیشه های عالمانه اش تراوش نموده و بر روی صفحات کاغذ نقش بسته است.
آیه الله مولانا، حاصل هشتاد سال عمر سراسر مطالعه، تفکر، تعلیم و تعلم را در قالب کتابهای ارزشمندی در حوزه دین و معارف الهی به جامعه عرضه نموده است که تنوع موضوعات آنها ژرف نگری، تیزبینی، جامعیت و زمان شناسی آن محقق خستگی ناپذیر را می رساند. در این بخش، برای شناخت بیشتر این عالم وارسته، فهرست آثار به جای مانده از آن بزرگوار را به ترتیب موضوعات ذکر می کنیم:

فقه و اصول
۱٫ دررالمطالب فی شرح المکاسب.
۲٫ النجم الزاهر فی صلاه المسافر.
۳٫ ثلاث مسائل.
۴٫ تحقیق و تعلیق پیرامون کتاب احسن الدلالات.
۵٫ الحلیه فی حرمه حلق اللحیه.
۶٫ حاشیه بر توضیح المسائل آیه الله خویی.
۷٫ مساله ولایت فقیه.
۸٫ حاشیه بر منهاج الصالحین آیه الله خویی.
۹٫ توضیح الاحکام.
۱۰٫ حاشیه بر رسائل شیخ اعظم انصاری.
۱۱٫ استفتائات.
۱۲٫ تعلیقه بر وجیزه شیخ بهایی.
۱۳٫ البیان فی تفسیر القرآن.
۱۴٫ الفاظ مشکله در قرآن.
۱۵٫ پیامبر اسلام و کثرت همسر.
۱۶٫ چهل حدیث.
۱۷٫ شرح کلمات قصار نهج البلاغه.
۱۸٫ در تابناک در کلمات معصومین.
۱۹٫ فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ، سرور زنان عالمین.
۲۰٫ مهدی ـ علیه السلام ـ و مسئله غیبت.
۲۱٫ مهدی ـ علیه السلام ـ و مسئله رجعت.
۲۲٫ انتظار فرج.
۲۳٫ الملاحم و الفتن.
۲۴٫ مهدی ـ علیه السلام ـ، نجات دهنده بشر.
۲۵٫ راهنمای دین در اصول دین.

اخلاق
۲۶٫ انیس الابرار فی وظایف الاخیار.
۲۷٫ درسهایی در اخلاق.

فلسفه
۲۸٫ حاشیه بر منظومه سبزواری.

ادبیات
۲۹٫ حاشیه بر عوامل.

متفرقه
۳۰٫ پاسخ به سئوالات.
۳۱٫ هدیه دوستان.
۳۲٫ زندگی نامه آیه الله سید محمد مولانا.
۳۳٫ داستانهای راستین.

همچنین مقالاتی نیز از وی در جاهای مختلف چاپ شده است که برخی عبارتند از:
مهدی ـ علیه السلام ـ از دیدگاه اهل سنت، مهدویت و اتفاق مسلمین، جواب به ۶ شبهه پیرامون مسئله رجعت، توقیعات یا نامه هایی از حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ، مهدی موعود و حدیث ثقلین، مقدمه بر تفسیر الوجیز و تقریظ بر کتاب به رنگ آفتاب.

انس با بزرگان
ارتباط با عالمان و اندیشمندان، یکی از عوامل تاثیرگذار در شخصیت مردان بزرگ است به همین جهت، برای آشنایی با افرادی که آیه الله مولانا با آنان ارتباط داشت، از برخی از آنان یاد می کنیم. آیه الله مولانا درباره یکی از آنان ـ علامه محمد تقی جعفری ـ می گوید:
«ایشان هم حجره من بودند و حافظه و ذوق شعری خوبی داشتند و از اشعار ابوالقاسم لاهوتی زیاد حفظ بودند؛ از جمله این دو بیت را که من یادداشت کرده ام.

ای ماه بسان یار من می مانی
ای شب تو به روزگار من می مانی
ای ابر سیه تو هم بدین حالت زار
بر دیده اشکبار من می مانی۴

به غیر از علامه جعفری، آیت الله مولانا با برخی از مراجع و بزرگان معاصر نیز هم دوره و با آنان مانوس بوده است که برخی از آنان عبارتند از: ۱٫ شهید حاج میرزا علی غروی. ۲٫ حاج سید موسی شبیری زنجانی. ۳٫ حاج میرزا جواد تبریزی. ۴٫ آقا میرزا کاظم تبریزی. ۵٫ آقا میرزا ابوطالب تجلیل. ۶٫ محقق معروف، آقا سید عبدالعزیز طباطبایی. ۷٫ آقا سید عبدالکریم موسوی اردبیلی. ۸٫ امام موسی صدر. ۹٫ آیه الله ناصر مکارم شیرازی. ۱۰٫ آقا میرزا جعفر سبحانی. ۱۱٫ میرزا عبدالحمید شربیانی. ۱۲٫ میرزا علی احمدی میانجی. ۱۳٫ حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی که ۵۰ سال تمام با مرحوم مولانا آشنا و مانوس بود. ۱۴٫ میرزا علی اکبر مروج. ۱۵٫ آقا سید ابوالقاسم کوکبی. ۱۶٫ شهید دکتر محمد مفتح. ۱۷٫ آقا سید محمد مفتی الشیعه. ۱۸٫ سید جلال الدین آشتیانی. ۱۹٫ شهید سید مصطفی خمینی. ۲۰٫ سید احمد روضاتی. ۲۱٫ شیخ مسلم ملکوتی.

تدریس و تبلیغ
آیه الله مولانا از همان دوران تحصیل، در کنار آموزش و تعلیم درسهای حوزوی به تدریس نیز همت ورزید و تشنگان معارف الهی را سیراب می نمود. شرح لمعه، مکاسب، کفایه الاصول و برخی از مباحث فقه استدلالی، کتابها و موضوعاتی بودند که وی بارها آنها را تدریس کرده بود. جلسات درسی وی، تا اواخر عمر پربار ایشان ادامه یافت.
آیه الله مولانا همچنین در مساجد، مجالس و محافل متعددی به تبلیغ و نشر معارف اسلام و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ می پرداخت. مسجد «استاد و شاگرد» در خیابان فردوسی تبریز، مهم ترین پایگاه وی به شمار می رفت.

شاگردان
جمع زیادی از تشنگان معرفت و طالبان علوم اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و کمالات معنوی، از محضر پرفیض این بزرگ مرد الهی بهره مند شده اند که به اسامی برخی اشاره می شود:
سید جلال الدین آشتیانی، علی مرندی، محمد کوچه باغی، حسین الانقی، جواد راحت حق، محمد توتونکار، اسماعیل پاک نیا نهندی، قربانعلی اسماعیلی و جلال فلاحیان.
همچنین عده ای دیگر از عالمان دینی از وی اجازاتی دریافت کرده اند که برخی عبارتند از:
سید محمد تقی آل هاشم، سید محمد تقی قاضی طباطبایی، میرزا محمد کوچه باغی، سید محسن شفیعی، سید عبدالله مفتی الشیعه، سید جلال الدین حسینی، محمد تقی مجتهدی تبریزی و میرزا علی گمبندی.

در وادی اخلاق و فضیلت
آیه الله مولانا از عالمان نادری بود که خود را به ویژگی های معنوی و اخلاقی آراسته بود. کسانی که وی را از دور یا نزدیک می شناختند، او را نمونه بارز یک عالم وارسته می دانستند. او حقیقتا راهرو راستین خلق و خوی اجداد طاهرین خویش بود.
آیه الله کریمی جهرمی در این زمینه می گوید:
«تواضع و فروتنی در ایشان در حد اعلی بود. خودنمایی و خودستایی در ایشان وجود نداشت. رسیدگی به حال مردم را وظیفه خود می دانست. در مجامع عمومی با مردم بود؛ اساسا آقای مولانا، یک عالم مردمی بود.

عالمی خوش محضر
آقای مولانا، اخلاق نیک و پسندیده ای داشت و هر کس که در حضورش می نشست، احساس خستگی نمی کرد. او حاضرین را با سیمایی متبسم و با گشاده رویی به حضور می پذیرفت، به طوری که افراد از حضور نزد وی خسته نمی شدند و از او دل نمی کندند.

ساده زیستی
بارزترین صفات اخلاقی این شخصیت وارسته که وی را محبوب مردم کرده بود، ساده زیستی، زندگی در میان مردم کوچه و بازار و دوری از تجملات و تشریفات بود. او با این که می توانست در بهترین خانه های مجلل زندگی کند، اما تا آخرین لحظه عمر خویش، در همان محله پدری و همان منزل بی آلایش، واقع در محله دستمالچی تبریز زندگی کرد و هیچ گونه تغییری در زندگی خود نداد و هرگز قدمی به سوی دنیا داری و تجمل برنداشت.

احترام به شهدا
او تجلیل از شهدای راه دین و فضیلت را بر خود لازم می شمرد و در فرصتهای مناسب، از آنان یاد می کرد و در مجالس و یادواره های آنان شرکت می کرد. آیه الله مولانا بر این باور بود که شهدای عزیز، در حفظ مملکت اسلامی جان را فدا کرده اند و از همه چیزشان گذشته اند؛ از جوانی و آرزوهای شیرین آن چشم پوشیدند و با اخلاص تمام به شهادت رسیدند. آنها با ایثار و جهاد خود، دشمن را شکست دادند، اما به مقامات عالی معنوی نایل آمدند و در واقع، تداوم بخش راه شهدای کربلا محسوب می شوند. آن بزرگوار در مقدمه کتاب «به رنگ آفتاب» که در ترسیم گوشه هایی از معنویات هشت سال دفاع مقدس تالیف شده و توسط بنیاد نیمه شعبان مسجد آیه الله انگجی به چاپ رسیده است، در این زمینه می نویسد:
«شهیدان از همه چیز این زندگی گذشتند و در همین راه جان باختند و خود را از همه تعلقات و لذات این زندگی آزاد ساختند و تنها رضا و خشنودی پروردگار را در نظر گرفتند و کسب مال و جاه و مقام، همه در نظر آنها بی ارزش بود و آنچه ارزش داشت، اعتلای اسلام بود.۵
گشاده رویی، برخورد گرم و صمیمانه و پاسخ به پرسشهای دینی از عواملی بود که موجب شد تا جوانان متدین تبریز، آیه الله مولانا را به عنوان پشتوانه و پناهگاه اجتماعی و معنوی خود بدانند. آنان در اوقات نماز و در مناسبتهای مختلف به منزل و یا مسجد استاد و شاگرد شتافته، جان و روح خود را با نفسهای گرم، سخنان ملکوتی و رهنمودهای حیات بخش و معنوی این شخصیت خودساخته جلا می بخشیدند و از صمیم قلب، به او ارادت می ورزدیدند.

شیفته اهل بیت
آیه الله مولانا شیفته اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بود و از راههای مختلف، ارادت خود را به معصومین ـ علیهم السلام ـ ابراز می کرد. گفته ها، نوشته ها، رفتار و کردارش، موید این حقیقت است. سفارش اکید وی به زیارت عاشورا، دعای توسل و زیارت جامعه کبیره، در همین راستا صورت می گرفت.

ایثار و فداکاری
آیه الله مولانا هنگامی که مدارج عالی حوزوی را نزد استادان مبرز حوزه نجف و قم به پایان رساند، به تهران عزیمت کرد؛ اما برای اطاعت از امر پدر بزرگوارش و با وجود فراهم بودن زمینه های عالی موفقیت و موقعیت های متعدد اجتماعی در مرکز، آنجا را رها کرده، به وطن خویش بازگشت و تا آخر عمر، برای خدمت به اسلام و مسلمین، در همان جا کمر همت بسته و استقامت ورزید.

در پرتو رحمت الهی
آن سرچشمه علم و تقوا بر اثر تلاش های شبانه روزی در عرصه عرفان و معنویت، به مراحلی از درجات معنوی رسیده بود که گاهی نسیم رحمت حق آن بزرگوار را نوازش نموده، جرعه هایی را از دریای رحمت الهی دریافت می کرد. وی برخی از مشهودات خود را در این زمینه بیان نموده است. دو مورد را با هم می خوانیم:
الف) «روزی حوالی ظهر که عازم مسجد «استاد و شاگرد»، جهت اقامه نماز جماعت ظهر و عصر بودم، در سر راه، نزدیک کلیسای ارامنه، واقع در میدان نماز تبریز، «دیکباشی»، پیرمرد خوش سیمایی را که یقین کردم حضرت خضر است، ملاقات نمودم. آن حضرت به من فرمودند: تو خیلی زحمت کشیده ای و مطالعه زیاد می کنی؛ چشمهایت ضعیف شده است؛ آنگاه دستهای مبارکش را به چشم ها و ابرویم کشیده و فرمود: ده سال دیگر به عمر شما اضافه کردیم».۶
ب) در سال ۱۳۷۹ ش. وی سخت بیمار شد و در بیمارستان جهت انجام یک عمل جراحی بسیار خطرناک بستری گردید؛ اما با توکل به خداوند متعال و توسل اهل بیت ـ علیهم السلام ـ عمل جراحی با موفقیت انجام شد و آقای مولانا شفا یافت. آیه الله مولانا در این زمینه می گوید:
«آن روز که کارم در بیمارستان به عمل جراحی انجامید، با خدای خود پیمان بستم که اگر مرا شفا بخشید، من نیز به شکرانه آن کتابی درباره عظمت سرور زنان عالمیان به رشته تحریر در آورم. حمد خدای را که به من عنایت کرده و شفا بخشید و من نیز به عهد خود وفا کرده و به لطف الهی، کتاب فاطمه زهرا سرور زنان عالمیان را تالیف کردم».۷

خدمات اجتماعی
آقا سید ابوالحسن مولانا از عالمان کم نظیری بود که در دیار خود منشا خدمات فراوان اجتماعی گردید. او از هر فرصتی برای خدمت رسانی به مردم و گسترش فرهنگ دستگیری از محرومان اقتصادی و فرهنگی استقبال می کرد که در این جا به دو نمونه اشاره می شود:
تاسیس بنیاد فرهنگی و خیریه نیمه شعبان
این بنیاد، در سال ۱۳۶۷ ش. به دنبال پایان هشت سال دفاع مقدس و هدایت نیروهای مومن، برای خدمت رسانی و تمرکز نیروها در جبهه های فرهنگی و اقتصادی تاسیس گردید.۸

احیای مسجد استاد و شاگرد۹
این مسجد بزرگ و قدیمی که حدود چهل سال متروک مانده بود، در سال ۱۳۸۰ ق. با همت آیه الله مولانا و کمک مالی یکی از تجار خیر تبریزی ـ آقای دریانی ـ بازسازی شد و به یکی از مهمترین کانونهای تبلیغی معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ تبدیل گردید.

همراهی با انقلاب اسلامی
این عالم مخلص، از زمان شروع انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی، همدلی و همراهی خود را با این حرکت اسلامی اعلان نموده، در هر فرصتی به تایید آن پرداخت. صدور اطلاعیه و کشاندن مردم در صحنه های دفاع از انقلاب، سخنرانی های شورآفرین، شرکت در مراسم یادبود شهدا، بدرقه رزمندگان اسلام و پشتیبانی معنوی از آنان، برخی از اقدامات انقلابی این شخصیت روحانی بود. وی در آخرین سخنرانی خویش که ده روز قبل از رحلتش در مسجد المهدی قره چمن در بدرقه کاروان پیاده زائران حرم امام خمینی ایراد کرد، با اشاره به توطئه دشمنان انقلاب چنین فرمود:
«این ها همیشه در این صدد بودند که اسلام را از روی زمین محو کنند. در زمان رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ نیز چنین بود؛ اما هیچ وقت موفق نبوده اند؛ چرا که خداوند حافظ این دین است و حالا هم آمریکا و انگلیس و هم پیمانانشان به اماکن مقدسه در عراق تعرض و جسارت می کنند؛ اما بالاخره موفق نخواهند شد.
از نامه هایی که حضرت امام خمینی برای وی ارسال کرده است، علاقه آن استاد به شاگردش کاملا روشن می شود. امام خمینی در یکی از نامه های خویش می نویسد:
«جناب مستطاب حجه الاسلام آقای حاج سید ابوالحسن مولانا ـ دامت برکاته ـ به عرض عالی می رساند: مرقومه شریفه که حاکی از سلامتی مزاج و تبریک ورود حقیر به شهر مقدس قم بود، واصل و موجب تشکر گردید. از عواطف کریمه و تفقد آن جناب متشکرم. توفیق عموم علمای اعلام ـ دامت برکاتهم ـ را از خدای متعال خواستارم. ان‌شاء الله در مظان استجابت دعا، حقیر را فراموش نفرمایید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته / ۷ ذی الحجه

آیه الله مولانا نه تنها در گفتار، انقلاب اسلامی ایران را تایید کرده و با جان و دل از آرمانهای آن پاسداری می کرد، بلکه عملا نیز فرزند رشید خود را به جبهه فرستاد. آری شهید سید حسین آل مولانا، فرزند دلبند آیه الله مولانا در پنجم فروردین ۱۳۶۱ ش. در عملیات فتح المبین، در جبهه شوش به درجه رفیع شهادت نایل گردید. آیه الله مولانا در مورد آرمانها و شخصیت فرزند شهیدش می نویسد:
«او که در آستانه ورود به دانشگاه بود، فکر دفاع از حریم اسلام در وجودش قوت گرفت و همه آرمانهای خود را فدای هدفش که اسلام بود، قرار داد. او شهادت در راه اسلام را برای خودش سعادت می دانست و سعادتی را بالاتر از آن نمی دانست که جان خود را در عنفوان جوانی فدای اسلام کند، او می گفت:
خون من از خون سرور شهیدان، حسین ـ علیه السلام ـ بالاتر نیست. من که فرزند حسینم، باید راه او را بروم. فرزند شهیدم از اول انقلاب اسلامی، پیوسته در خدمت انقلاب بود و کمتر سخن می گفت و بیشتر عمل می کرد؛ بر خلاف آنان که بیشتر سخن می گویند و کمتر عمل می کنند».۱۰

دستورالعملهای اخلاقی
آیه الله سید ابوالحسن مولانا علاوه بر ارشاد عمومی مردم و عرضه معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ با قلم و بیان، گاهی نیز به درخواستهای مکرر جوانان مومن و متدین، پاسخ مثبت داده، دستورالعملهای خصوصی را به صورت مکتوب برای خودسازی و تهذیب نفس ـ که برای عموم نیز قابل استفاده بود ـ صادر می کرد. آن فقیه وارسته، در یک دستورالعمل اخلاقی که به انیس الابرار فی وظائف الاخیار موسوم شد، بیست سفارش به شرح ذیل برای جوانان جویای حقیقت و سعادت بیان فرموده است:
۱٫ ملازمت تقوا و پرهیزگاری و پیروی از اوامر خداوند و اجتناب از نواهی.
۲٫ مداومت به نماز شب، به عنوان نیرومندترین وسیله توفیق و سعادت.
۳٫ صله ذریه علویه که از توصیه های ویژه علامه حلی به فرزندش می باشد.
۴٫ تعظیم و احترام فقها و علمای دین.
۵٫ دوری از غیبت کنندگان بندگان خدا، مخصوصا غیبت سادات و علما.
۶٫ صله رحم که موجب توفیق در انجام اعمال صالح، زیادی عمر و برکت در روزی است.
۷٫ تلاوت قرآن، همراه با تدبر.
۸٫ زیارت اهل قبور و تفکر در احوال دیروز و امروز آنان.
۹٫ تداوم در زیارت مشاهد مشرف انبیای عظام و ائمه طاهرین و فرزندان آنان.
۱۰٫ دستگیری و احسان به ضعفا، مستمندان و یتیمان.
۱۱٫ مداومت به زیارت عاشورا و دعاهای معروف، مخصوصا دعای کمیل، توسل، زیارت جامعه کبیره و دعاهای صحیفه سجادیه، مانند دعای «یا من تحل به عقد المکاره… (دعای هفتم).
۱۲٫ پیمودن راه احتیاط در کارهای حرام و شبهه ناک که طریق نجات است.
۱۳٫ تلاوت قرآن و هدیه ثواب آن به ارواح مومنین بی وارث.
۱۴٫ خواندن دعای
«اللهم انی اسئلک بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و بالسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تفعل بی ما انت اهله و لا تفعل بی ما انا اهله»
که استاد و شیخ اجازه ما آیه الله مرعشی نجفی ـ رحمه الله علیه ـ به سند خود از سید بن طاووس ـ رحمه الله علیه ـ روایت کرده است.
۱۵٫ تلاش برای حسن خلق و آراستن خویش به این خصلت نبوی.
۱۶٫ محاسبه نفس در هر شبانه روز؛ امام صادق ـ علیه السلام ـ به عبدالله بن جندب فرمود: بر هر مسلمانی که به ولایت ما معرفت دارد، لازم است که در هر شب و روز اعمالش را بر خویشتن عرضه کند و خودش به حساب خود برسد. اگر در کارهای خود خوبی دید، آن را افزایش دهد و اگر بدی دید، از آن استغفار نماید تا روز قیامت خوار نگردد.
۱۷٫ ترس از نفرین مظلومان، خصوصا یتیمان و عاجزان؛ زیرا خداوند در مورد این گروه دل شکسته مسامحه روا نمی دارد.
۱۸٫ مجالست و همنشینی با علما و مردمان صالح و شایسته و دوری گزیدن از بدان و جاهلان.
۱۹٫ پرداخت حقوق واجب از خمس، زکات و غیره.
۲۰٫ صبر و شکیبایی در مصایب و شداید و توکل بر خدا، قرآن در مورد آنان فرمود:
‹‹ اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون››۱۱

سفر رحیل
این عالم فرزانه، بعد از عمری تلاش و جهاد در راه اعتلای کلمه الله و نشر معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و پس از خدمات فراوان به جامعه اسلامی، در روز پنج شنبه هفتم خرداد سال ۱۳۸۳ ش. مطابق هفتم ربیع الثانی ۱۴۲۵ ق. در سن هشتاد سالگی در شهر تبریز دیده از جهان فروبست. پیکر مطهر آن عارف وارسته، در روز جمعه با حضور شخصیتهای برجسته از نقاط مختلف کشور، نمایندگان مراجع تقلید، مقامات محلی و ائمه جمعه تشییع شد و بعد از اقامه نماز توسط آیه الله ابوالقاسم مولانا، برادر بزرگوارش، در وادی رحمت، قطعه صدیقین به خاک سپرده شد. هنگام دفن وی سوز و گداز جوانان دلباخته اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هر بیننده ای را متاثر می ساخت.

پی نوشت 
۱. الذریعه, ج۲۴, ص۱۶۷ و ج۲۵؛ مصفی المقال, ص۴۳۹؛ مفاخر آذربایجان, ج۱, ص۲۹۷؛ طنین تعهد, ص۲۹٫
۲. بخشی از سلسله نسب آیه الله مولانا که شعاع نور افشانی این خاندان درخشان را نیز نشان می دهد, بدین قرار است: سید ابوالحسن مولانا, فرزند آیه الله حاج سید علی مولانا, فرزند سید العلما و المجتهدین حاج سید محمد مولانا, فرزند عالم جلیل حاج میر عبدالکریم موتمن الشریعه, فرزند علامه حاج میر محمد شیخ الاسلام در شهر سراب, فرزند علامه حاج میر نقی « شیخ الاسلام سراب», فرزند حاج میر جعفر شیخ الاسلام, فرزند علامه ادیب, شاعر و خطیب سید احمد شیخ الاسلام که به عارف متاله و سالک ناسک معین الدین علی مشهور به قاسم الانوار تبریزی نسب می رساند و مدفنش در نزدیکی شهر مشهد, مزار عاشقان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ می باشد و نسب وی نیز به هارون بن امام ابوابراهیم موسی بن جعفر ‌ـ علیه السلام ـ می رسد.
۳. شرح زندگی این عالم وارسته در مجموعه ستارگان حرم, ج۲, آمده است.
۴. ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی اشعار زیبایی دارد که ابیات معروف زیر در سوگ امام حسین ـ علیه السلام ـ نمونه ای از آنهاست:
بیا در کربلا محشر ببین, کین گستری بنگر نظر کن در حریم کبریا, غارتگری بنگر
فروشنده حسین و جنس هستی, مشتری یزدان بیا کلا ببین, بایع نگر کن, مشتری بنگر
( مقاله, روایت ماندگار, علی صدرایی خویی).
۵. ویژه نامه اربعین, ص۴۵٫
۶. ویژه نامه اربعین, ص۳۴٫
۷. مقدمه کتاب فاطمه زهرا سرور زنان عالمین, ص۱۰٫
۸. جان جهان, ص ۱۵۰٫
۹. این مسجد, از طرف امیر حسین چوپانی, ملقب به علاء الدین ساخته شده و به نام خان مغول( سلیمان نواده هلاکو) موسوم گردیده بود؛ اما چون تحریر کتیبه و مندرجات دیوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله صیرفی و یکی از شاگردان زبردست وی صورت گرفته بود, عموم مردم, آنجا را به عنوان مسجد استاد و شاگرد می نامیدند. عبدالله صیرفی یکی از معروف ترین هنرمندان خطاط تاریخ شیعی می باشد که شاگردان زیادی را تربیت کرد و در نشر معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نقش بسزایی داشته است. مبارک دیلمی از خطاطان برجسته در حق وی گفته است:
صیرفی فاقد جواهر خط
که به تبریز گشت گوهر ریز
هست بر حسن خط او شاهد
در و دیوار خطه تبریز
۱۰. فرازهایی از زندگانی آیه الله مولانا, ص۴۳٫
۱۱. برگرفته از انیس الابرار فی وظائف الاخیار.

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه