تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را. (حضرت علی علیه‌السلام)
خانه » فرهنگ » زبان و ادبیات » فرایندهای آوایی در لهجه های ترکی آذربایجانی / دکتر فیروز رفاهی
879 بازدید

فرایندهای آوایی در لهجه های ترکی آذربایجانی / دکتر فیروز رفاهی

فرایندهای آوایی در لهجه های ترکی آذربایجانی 

لهجه های ترکی

تغییرات آوایی در اثر همنشینی از مباحثی است که در زبانشناسی همگانی به آن توجه می شود. در آنجا تحت عنوان فرایندهای آوایی به رخدادهای متفاوت در آواشناختی میپردازند. در زبانشناسی همگانی تبدیل آواها را به دو دسته تغییرات اتفاقی۱ و تغییرات قانونمند۲ تقسیم می کنند. در نوع تغییرات اتفاقی سبب تغییر دقیقا روشن نمیشود مانند تغییر صوت ”ن+ب“ به ”م“ در واژه شنبه (شمبه) و پنبه (پمبه) ، لیکن دلایل تغییرات قانونمند از نظر قوانین زبانشناسی روشن می باشند.
در آواشناسی لهجه های ترکی آذربایجانی تغییرات آوایی از جمله همگونی (assimilation)، ناهمگونی (dissimilation) ، اضافه شدن صدا(prothesis) ، حذف صدا ، قلب شدن (methathesis) ، ابدال آواها و سایر در مبحث فرایندهای آوایی بررسی و توصیف می شوند.
فرایندهای آوایی عمدتا در گفتار شفاهی و لهجه مشاهده میشوند. برخی از تغییرات در واژه‌های دخیل باهمان شکل تغییر یافته به زبان معیار نفوذ کرده و جزیئ از زبان معیار شده اند. مانند کلمه پامبوق (پنبه) و آمبار (انبار) که در زبان منبع بصورت پنبه حفظ شده است.
تاثیرات آواها بر یکدیگر در لهجه های ترکی آذربایجانی تفاوت لهجه با زبان معیار و روند تاریخی تغییرات زبان را نشان میدهند. مقایسه این فرایندها با سایر زبانهای ترکی نتایج دقیقی را برای بررسی زبانشناختی فراهم می کند.

فرایندهای آوایی قانونمند در لهجه های ترکی آذربایجانی به انواع زیر تقسیم می شوند:

  • ابدال conversion
  • هماهنگی harmony
  • عدم هماهنگی
  • اضافه شدن prosthesis
  • حذف ellipsis
  • حذف هجاهاsyllabic ellipsis
  • همگونی assimilation
  • ناهمگونی dissimilation
  • قلب metathesis
  • تشدید germination

ابدال آواها
تغییرات آواها آن نوع فرایندهاتی است که پیوسته توسط گویشوران برای راحتتر بیان کردن واژه اتفاق میفتد. همانطور که اندامهای صوتی در ایجاد آوا نقش اساسی را دارند ، خروج از یک حالت و وارد شدن به حالت دیگر برای اندامها ایجاد مشکل کرده و خودبخود باعث تغییراتی در آواها میشود. ابدال آواها در لهجه های ترکی به دو گروه عمده تقسیم می شوند: گروه نخست واکه‌ها ؛ و گروه دیگر همخوانها.

ابدال در واکه‌ها:
واکه‌های زبان ترکی آذربایجانی را از نظر نقش اندام های گفتاری در تولید ، محل شکل گیری و حالت آنها به چند دسته تقسیم می کنند. واکه‌ها از نظر حرکت افقی زبان نوع پیشین (e-ə-i-ö-ü) و پسین (a-ı-o-u) از نظر حرکت عمودی زبان به نوع باز(a-ə-o-ö) و بسته (ı-i-u-ü) و از نظر فعالیت لبها در تولید آنها به نوع لبی (u-ö-o-ö) و غیرلبی (a-ə-ı-i) تقسیم می کنند. در زبان معیار ترکی آذربایجانی قانونمندیهایی برای توالی واکه‌ها وجود دارد و تخطی از این توالی امکانپذیر نیست. لیکن لهجه‌ها ازین قانونمندیها بری هستند و چندان ملزم به رعایت توالی مورد نظر در زبان معیار نمیباشند. تغییرات واکه‌ها در لهجه‌های ترکی آذربایجانی به شرح زیر واقع می شود:

ابدال واکه‌های پسین به واکه‌های پیشین:

  • ابدال آ > به أ a>ə : در اکثر لهجه های ترکی آذربایجانی به این فرایند در ابتدا، و میان واژه برمیخوریم. مانند: خلچهxəlçə > خالچا (قالیچه)، قیترqəytər > قایتار(برگردان) ، قردشqərdəş >قارداش(برادر) ، أیاخ əyax >آیاق(پا) ، قیقناخqəqənax >قایقاناق(کاچی) ، بشماخbəşmax > باشماق(کفش) ، أخشمəxşəm > آخشام (شب).
  • ابدال اٸ > به ای ı>i : این فرایند در برخی از لهجه‌ها در اکثر موارد در انتهای واحد آوایی رخ میدهد. در لهجه‌های مغان و تبریز بیشتر واقع میشود. پیچاقbiçaq (چاقو)> بیچاق ، قیزیلqizil (سرخ) >قیزیل، چیراغçirağ (چراغ) >چیراغ ، قیزدیرما qizdirma (تب) >قیزدیرما ، قیرمیزیqirmizi (قرمز) >قیرمیزی، یۇخاریyuxari (بالا) > یۇخاری، قاپیqapi (درب) >قاپی ، ساری sari (زرد) >ساری ،قیرقی qirqi (قرقی) >قیرقی، یاشیل yaşil (سبز) >یاشیل ، یاخچیyaxçi (خوب) > یاخشی ، آلتیalti (شش) >آلتی.
  • ابدال اۇ > به اﯚ u >ü : فرایندی است قلیل . اکثر در ابتدای واحد آوایی قبل و بعد از آوای دندانی وقوع می‌یابد. مانند: آرمـﯚتarmüt (گلابی) >آرمۇت ، هیندﯚشکاhindüşka (بوقلمون) > هیندۇشکا.
  • ابدال او> به اﯚ o>ö : این فرایند نیز در لهجه چندان فراگیر نیست. در اغلب مواقع در هجای نخستین واحد آوایی قبل از همخوان (ی) و (ر) واقع میشود.مانند: تؤیۇخtöyux (مرغ) >تویۇخ ، اؤیۇنöyun (آنروز) >او گۇن ، جؤرابcörab (جوراب) >جوراب.

ابدال واکه‌های پیشین به واکه‌های پسین:

  • ابدال أ > به آ ə>a : در اغلب لهجه‌ها دیده میشود بویژه در گروه غربی. لیکن در سایر گروه‌ها و از جمله در کلمات دخیل فارسی و عربی نیز مشاهده میشود. مانند: تۇشمانtuşman (دشمن) >دۇشمن، حایاطhayat (حیاط) >حیط، خاوار xavar (خبر) >خبر،هالاک halak (هلاک)> هلاک، چۇراقçuraq (نان) >چورک، یئقا yeqa (بزرگ)> یئگه ، مارمارmarmar (مرمر)> مرمر،دارسdars (درس) > درس.
  • ابدال ای > به ای i>ı : در اغلب لهجه‌ها دیده میشود بویژه در گروه غربی. لیکن در سایر گروه‌ها نیز مشاهده میشود.این فرایند اغلب در قبل و بعد از همخوانهای انسدادی (ل-م-ر) مشاهده میشود مانند: ایلدیریم ildırım(رعدوبرق) >ایلدیریم، ایلدیزildız (ستاره) >اولدوز
  • ابدال اﯚ > به او ö>o: فرایند نادری است و اغلب در هجای نخست واژه مشاهده میشود. مانند: تولاtola (طویله) >تؤیله، گوراgora (برای) > گؤره، کوماخچی komaxçı (دستیار)> کؤمکچی، کونولkonul (دل) >کؤنول ، گوگرچین gogərçin (کبوتر) >گؤگرچین، خورک`xoraķ (خوراک) >خؤرک ، پورتماخ portmax (ترکیدن)> پؤرتمک.
  • ابدال اﯚ > به اۇ ü>u: این فرایند در لهجه‌های ترکی آذربایجانی چندان رایج نیست. اغلب در گروه غربی و در کلمات دخیل فارسی و عربی بیشتر مشاهده میشود.مانند: اۇچuç >اﯚچ(سه)، دۇغۇduğu >دﯚیـﯚ(برنج) ، بۇتاو butav >بـﯚتؤو(تمام)، جۇماcuma cümə >جـﯚمأ(جمعه) ، قۇوواquvva >قـﯚوه (قوه) ، ظۇلۇمzulum >ظﯚلـﯚم(ظلم) ، سۇتۇنsutun > سـﯚتۇن (ستون).
  • ابدال ای> به ای i>ı: این فرایند در لهجه‌های ترکی آذربایجانی چندان رایج نیست. بیشتر مواقع در قبل و بعد از همخوانهای (ل-م-ر) مشاهده میشود. در کلمات دخیل فارسی و عربی نیز مشاهده میشود.مانند: ایشیخışıx >ایشیق(نور)، ایلخی ılxı >ایلخی (گله)، قیماتqıymat >قیمت (قیمت)، سیچانsıçan > سیچان (موش)، چاینیخçaynıx >چاینیک (قوری)، میثقالmısqal >میثقال (مثقال)، میشارmışar > میشار(اره).

ابدال واکه‌های دولبی به غیرلبی :

  • ابدال او > به آ o>a : این فرایند بیشتر در گروه جنوبی مشاهده میشود ، لیکن در گروه غربی نیز کم و بیش دیده شده است. این فرایند با حذف همخوان (و) وقوع پیدا میکند.مانند: آوجی >avcı اووچۇ(شکارچی)، قاویرما >qavırma قووۇرما (سرخ کردنی)، قاوین >qavın قووۇن(خربزه)، قاهام >qaham قوهۇم( قوم)، پیلاو pilav > پیلوو(پلو)، داوشان >davşan دوشان(خرگوش)، ناوریز >navrız نوورۇز (نوروز)، تاووقtavuq > تویوق (مرغ) ، ساووق savuq >سویوق (سرد).
  • ابدال اؤ > به أ ö>ə : فرایند بیشتر در گروه جنوبی مشاهده میشود ، لیکن در گروه غربی (لهجه جبراییل) نیز دیده میشود. این فرایند با حذف همخوان (و) وقوع پیدا میکند. مانند: أولاد əvlad >اؤولاد(فرزند)، کوشنkəvşən >کؤوشن(ماوا)، حوصله həvsələ >حؤوصله(حوصله) ، دویرdəvir >دؤوور(دور).
  • ابدال اۇ > به ای u>ı : این فرایند در لهجه‌های گروه شرقی رایجتر است، لیکن در گروه جنوبی و شمالی نیز مشاهده میشود. مانند: بیغداbığda (گندم) >بۇغدا، بیرینbırın (بینی) >بۇرۇن، پیلpıl (پول) >پۇل، ایشاغışağ (کودک) >اۇشاق، اوتیزotız (سی) >اوتۇز، تیرپtırp (ترب) >تۇرپ ، بیغ >bığ بوغ (سبیل).
  • ابدال اۇ > به آ u>a : این فرایند نادر بصورت محدود در زیرلهجه‌های لهجه باکو مشاهده شده است.مانند: قۇرادیquradı (خشک شد) >قۇرۇدی، اوخار oxap (میخواند) >اوخۇر.
  • ابدال اۇ > به ای u>i : این فرایند در لهجه‌های گروه شرقی رایجتر است لیکن در گروه جنوبی و شمالی نیز مشاهده میشود.مانند: قۇریquri (خشک) >قۇرۇ، دۇریduri (مایع) >دۇرۇ، قوشیqo:şi (همسایه) >قونشۇ، بیغbığ (سبیل) >بۇغ، ایلدیزildiz (ستاره) >اۇلدۇز،، ایشاخişax (کودک) > اۇشاق ایزینبۇغاز izinbuğaz (چکمه) >اۇزۇنبۇغاز ،
  • ابدال اﯚ > به ای ü>i : این فرایند بیشتر در گروه شرقی مشاهده میشود و در سایر گروه‌ها کمتر مشاهده میشود. اغلب در انتهای واژه وقوع میپیوندد. اغلب قبل از همخوان (ل-ر) پیش میاید. مانند: تـﯚسسیtüssi (دود) >تـﯚسسـﯚ، بیلبیلbilbil (بلبل) >بـﯚلبـﯚل، کؤرپیkörpi (پل) >کؤرپـﯚ، دﯚگیdügi (برنج) >دﯚگـﯚ، تیکانtikan (مغازه) >دﯚکان ، کؤمیرkömir (ذغال) >کؤمـﯚر.

ابدال واکه‌های غیرلبی به لبی :

  • ابدال آ > به او a>o : این فرایند کم و بیش در اغلب لهجه‌های زبان ترکی آذربایجانی مشاهده میشود. به نظر زبانشناسان علت لبی شدن وجود همخوانهای لبی (ب-و-پ-م) قبل و بعد از واکه میباشد. مانند: بوباboba (پدر) >بابا، دوواdova (دارو) >داوا، بورماغbormağ (انگشت) >بارماق، دوبانdoban (پاشنه) > دابان، پوپاغpopağ (کلاه) >پاپاغ، هوواhova (هوا) >هاوا، یوخۇنyoxun (نزدیک) >یاخین، یوواشyovaş (آهسته) >یاواش، اومبارombar (انبار) >آمبار، لوواشlovaş (نان لواش) >لاواش.
  • ابدال ای > به اۇ a>u :این فرایند چندان رایج نمیباشد و در چند زیر لهجه گروه غربی مشاهده میشود. مانند: یوواشyuvaş (یواش) >یاواش، جووانcuvan (جوان) > جاوان، توآ tua (تابه) > تاوا.
  • ابدال ائـ > به اؤ e>ö : این فرایند بیشتر در گروه شرقی وجود دارد، لیکن در سایر لهجه‌ها نیر قبل از همخوان (و-ی) مشاهده میشود.مثل: اؤö (خانه) >ائو، اؤلنیفölənif (یادگرفته است) >اؤیرنیب، دؤیـﯚل//دؤگولdöyül//dögül (نیست) >دئییل ، سؤمگsöməg (دوست داشتن) >سئومک، چؤچلهçöçələ (انگشت) >چئچله .
  • ابدال أ > به اؤ ə>ö : این فرایند نیز در گروه شرقی رایجتر است، لیکن در سایر لهجه‌ها نیر قبل از همخوان (و-ی) مشاهده میشود.مثل: دؤوهdövə (شتر) >دوه ، نؤوهnövə (نوه) >نوه، هؤوسhövəs (هوس) >هوس، نؤشـﯚنnöşün (چرا) > نه اﯚچـﯚن، بدنؤﯚسbədnöüs (بدنفس) >بدنـﯚس.
  • ابدال أ > به اﯚ ə> ü : این فرایند خاص گروه شرقی است. مثل: نـﯚهnüə (نوه) > نوه، کـﯚأرküər (اسب گهر)>گهر ، چـﯚپرçüpər (پرچین) > چپر، دﯚوه// دﯚه düvə //düə (شتر) > دوه.
  • ابدال ای > به اۇ ı>u : این فرایند در گروه شرقی و در هجای آخری مشاهده میشود. در سایر لهجه‌ها هم کم و بیش قبل از همخوانهای(م-ن-ب-ت-ل-ر-ش-خ-غ) دیده میشود.مثل: پامبۇقpambuq (پنبه) >پامبیق، قارپۇزqarpuz (خربزه) >قارپیز، قاتۇغqatuğ (ماست) >قاتیق، یاغۇشyağuş (باران) >یاغیش، خاتۇنxatun (خانم) >خاتین، پۇچاقpuçaq (چاقو) >پیچاق، قارشۇqarşu (روبرو) >قارشی، یالقۇزyalquz (تنها) >یالقیز، صاندۇقsanduq (صندوق) >صاندیق، چالغۇچیçalğuçi (نوازند) >چالغیچی، آغۇرağur (سنگین) >آغیر.
  • ابدال ای > به اﯚ i>ü : این فرایند بیشتر در گروه جنوبی دیده میشود. در کلمات دخیل نیز به این فرایند برمیخوریم. در سایر لهجه‌ها نادر است. مثل: سـﯚزsüz (شما) >سیز، بـﯚلـﯚرمbülürəm (میدانم) >بیلیرم ، پـﯚشـﯚقpüşüq (گربه) > پیشیک، بـﯚوﯚbüvü (بی بی) > بی بی ، چـﯚمـﯚزدﯚرçümüzdür (بشورش) >چیمیزدیر، چرچـﯚوهçərçüvə (چهارچوب) >چرچیوه، نرگـﯚزnərgüz (نرگس) >نرگیز، صـﯚفتsüfət (چهره) >صیفت، شکـﯚلşəkül (شکل) >شکیل، جـﯚوcüv (جیب) >جیو.

ابدال واکه‌های باز به واکه‌های بسته :

  • ابدال آ> به ای a>ı : این فرایند در گروه غربی مشاهده میشود. اغلب در پسوندهایی که با همخوان(ی)شروع میشوند دیده میشود و در بن واژه کمتر روی میدهد.مثل: جیناقcıynaq (پنجه) >جایناق، سیرماشیخsırmaşıx (پیچک) >سارماشیق، قییناقqıynaq (منبع) >قایناق، قالییاخqalıyax (رویهم انباشته کنیم) >قالایاق، سیماوارsımavar (سماور) >ساماوار، یامییرyamıyır (وصله میکند) >یاماییر، یاوییاyavıya (به یابو) >یابایا، باشدییامbaşdıyam (شروع کنم)باشلایام.
  • ابدال آ > به ائـ a>e : این فرایند در لهجه‌های ترکی آذربایجانی خاص گروه شمالی و شرقی است و در اثر تاثیر همخوان (ی) در میانه واژه پیش می‌آید.مثل: قئییشqeyiş (کمربند) >قاییش، قئیماقqeymaq (کره) >قایماق، قئین آتاqeynata (پدرزن) >قایین آتا، یئیلاخyeylax (ییلاق) >یایلاق، یئشyeş (سن) >یاش، بیرئز birez (کمی) >بیرآز، آلمئییalmeyi (سیب را) >آلمانی، دانئییdaneyi (گوساله را) >دانانی.
  • ابدال آ > به ای a> i : این فرایند بیشتر در آندسته از لهجه‌ها که هماهنگی واکه را رعایت نمیکنند مشاهده میشود. در میانه و انتهای واژه در اثر تاثیر همخوان(ی) بیشتر وقوع مییابد.مثال: دییانdiyan (صبرکن) >دایان، بیرامbiram (عید) >بایرام، سیماوارsimavar (سماور) >ساماوار، ایستیکانistikan (استکان) >ایستکان، اوتدیـ:رotdi:r (میچرد) > اوتلاییر، بالییهbaliyə (به فرزند) > بالایا، یۇخلیییرyuxliyir (میخوابد) >یۇخلاییر.
  • ابدال أ > به ای ə>i : این نوع ابدال کمتر از سایر ابدالها مشاهده میشود. در بن واژه‌ها کمتر است و در پایان واژه هنگام افزوده شدن پسوند با همخوان (ی) بیشتر دیده میشود. در ابتدای واژه‌های دخیل رایجتر است. مانند: شیکیلşikil (شکل) >شکیل، ییهرyihər (افسار) >یهر، زینجیرzincir (زنجیر) >زنجیر، اینجیلincil (انجیر) >أنجیر، ایملاکimlak (املاک) >أملاک، شنبی şənbi (شنبه) >شنبه، شیننیخşinnix (شادی) >شنلیک.
  • ابدال أ > به ائـ ə>e : در بن واژه‌ها به این فرایند کمتر برمیخوریم. بیشتر در واژه‌هاییکه به واکه أ ختم شده هنگام افزودن پسوندی با همخوان (ی) مشاهد میشود. مانند: کئکلیکkeklik (کبک) >ککلیک، سئسses (صدا) >سس، ائیریeyri (کج) >أیری، ائکمک`ekmeķ (نان) >أکمک، ائکیزekiz (دوقلو) >أکیز، شئننیک`şenniķ (جشن) >شنلیک، دوشئکdöşek (تشک) >دوشک،
  • ابدال أ > به اﯚ ə>ü : این فرایند در گروه شرقی در بن واژه و در گروه غربی هنگام اضافه شدن پسوند با همخوان(ی) دیده میشود. در گروه شرقی قبل از همخوان لبی-دندانی (و) در اثر تاثیر همخوان میباشد. مثال: چـﯚپرçüpər (چیر) >چیر، کؤینـﯚکköynük (پیراهن) >کؤینک، کـﯚچـﯚیهküçüyə (به کوچه) > کـﯚچیه ، مؤحـﯚبّتmöhübbət (محبت) >مؤحبّت، دﯚوهdüvə (شتر) >دوه.
  • ابدال او > به اۇ o>u : این فرایند ویژه زبانهای گروه قپچاقی است و بهمین جهت در لهجه‌های ناحیه شمالی آذربایجان بیشتر دیده میشود. به صورت قلیل در نواحی لهجه‌های جنوبی اتفاق میفتد.مثال: گۇناقgunaq (مهمان) >قوناق، چۇبانçuban (چوپان) >چوبان، اۇرتاurta (میان) >اورتا، یۇلyul (راه) >یول، سۇغان suğan (پیاز) >سوغان، اۇتۇزutuz (سی) >اوتوز، پاپرۇسpaprus (سیگار) >پاپروس، بالخۇنbalxun (بالکن) >بالکون، واغۇنvağun (واگن) >واگون.
  • ابدال او > به ای o>ı : این فرایند ویژه کلمات دخیل است و تابعیت از هماهنگی واکه دارد.مثال: بیخچاbıxça (بچه) >بوخچا، پامادیرpamadır (گوجه فرنگی) >پامادور، تئلفینtelfın (تلفن) >تئلفون، تراختیرtraxtır (تراکتور) >تیراختور، پادنیسpadnıs (سینی) >پادنوس.
  • ابدال او > به اﯚ o>ü : این فرایند بسیار نادر است و تنها در چند واژه در لهجه زاگاتالا و قاخ مشاهده شده است. مثال: بـﯚغزbüğəz (گلو) >بوغاز، زﯚغلzüğəl (ذغال اخته) > زوغال، سـﯚراغsürağ (سراغ) >سوراغ.
  • ابدال او > به ائـ o>e : این فرایند نیز بسیار نادر است و تنها در چند واژه در لهجه زاگاتالا و قاخ مشاهده شده است. مثال:دئوشانdevşan (خرگوش) >دوشان، بوخئیboxey (بخار) >بوخۇر، اوخولئیoxoley (میخواند) >اوخویۇر.
  • ابدال اؤ > به اﯚ ö>ü : این فرایند در لهجه‌های شرقی و جنوبی ترکی آذربایجانی مشاهده شده است.مثال: گـﯚگرچینgügərçin (کبوتر) >گؤگرچین، بـﯚلمه bülmə (بخش) >بؤلمه، اﯚرﯚمچکürümçəķ (عنکبوت) >هؤرﯚمچک، تـﯚکtük (بریز) >تؤک، اﯚردکürdək (اردک) >اؤردک، اﯚکـﯚرüküz (گاومیش) >اؤکـﯚز، سـﯚزsüz (کلمه) >سؤز.
  • ابدال اؤ > به اۇ ö>u : این فرایند تنها در چند واژه لهجه مغان و باکو قبل از همخوانهای (ن-ر) مشاهده شده است که میتوانند باعث این فرایند شوند.مثال: نۇمراnumra (نمره) > نؤمره، خۇرئکxurek (غذا) >خؤرک، نۇخصان nuxsan (نقصان) >نؤقصان، جۇراغcurağ (ببینیم) >گؤرک.

ابدال واکه‌های بسته به واکه‌های باز:

  • ابدال ای> به آ ı>a : این فرایند در لهجه‌های ترکی آذربایجانی کمتر مشاهده میشود. این نوع ابدال با توجه به همگونی آواها روی میدهد و واکه (آ) قبل و یا بعد از این واکه آنرا با خود همگون میکند. ابدال اغلب در انتهای واژه رخ میدهد. مثال: تاناtana (بشناس) >تانی، قازادیqazadı (او کند) >قازیدی، بۇخاراbuxara (بخاری) >بۇخاری ، قارغادالی qarğadalı (ذرت) >قارغیدالی، آشاغاaşağa (به پایین) >آشاغی، کاغاذkağaz (کاغذ) >کاغیز، شابالاتşabalat (شاه بلوط) >شابالیت، خارمانxarman (خرمن) >خیرمن.
  • ابدال ائـ > به أ e>ə : این فرایند اغلب قبل از همخوانهای (و- ی- ن- ل) مشاهده میشود. در بیشتر لهجه‌ها رخ میدهد ، لیکن خاص لهجه جنوبی است.مثال: سوگی səvgi (محبت)سئوگی، دییلdəyil (نیست) >دئییل، چشمهçəşmə (چشمه) >چئشمه، چویرمکçəvirmək (برگرداندن) >چئویرمک، ورvər (بده) >وئر، دأ:سنdə:sən (توگویی) > دئیه سن، گنgən (گشاد) >گئن، گنیشgəniş (فراخ) >گئنیش، أرمنیərməni (ارمنی) >ائرمنی.
  • ابدال ائـ > به آ e>a : این فرایند قبل از همخوانهای (ی- ن) در چند نمونه مشاهده شده است. زبانشناسان آنرا در نتیجه همگونی پسرو آوای هجای آخری میدانند. مثال: حایواhayva (به) >حئیوا، حایوانhayvan (حیوان) >حئیوان، عاییبayıb (عیب) > عئیب، گانیشganış (پهناور) >گئنیش، گانgan (پهن) >گئن.
  • ابدال ای> به أ i>ə : این فرایند تنها در چند واژه لهجه مغان و نخجوان دیده شده است. مثال: همشهhəməşə (همیشه) >همیشه، عننابənnab (عناب) >عیناب، نردفان nərdəfan(نردبان) >نردیوان، قبرسساننیقqəbrəssannıq (قبرستان) >قبیریستان.
  • ابدال اۇ> به او u>o : این فرایند خاص لهجه‌های گروه شرقی است و در سایر لهجه‌ها مشاهده نمیشود.مثال: بوغداboğda (گندم) >بۇغدا، اوتانماغotanmağ (خجالت کشیدن) >اۇتانماق، صوبونsobon (صابون) >صابۇن، اودغونماق odğunmaq (قورت دادن) >اۇدقۇنماق، پودرpodr (پودر) >پۇدر، اودۇزدۇم oduzdum (باختم) >اۇدۇزدۇم، اوخاریoxarı (به بالا) >یۇخاری، قمqom (شن) >قۇم.
  • ابدال اﯚ > به اؤ ü>ö : این فرایند بسیار کمتر از سایر فرایندها تنها در چند واژه در هجای نخست کلمه مشاهده شده است.مثال: اؤرک`örəķ (قلب) >اﯚرک، کؤبرهköbrə (کود) >کـﯚبره، مؤهـﯚمmöhüm (مهم) >مـﯚهـﯚم، اؤلکـﯚجölküc (لوازم آرایش) >اﯚلکـﯚج.

ابدال واکه‌های بسته به واکه‌های بسته:

  • ابدال ائـ> به ای e> i : این فرایند در گروه شرقی مشاهده شده و در سایر لهجه دیده نمیشود. مثال: ایلچیilçi (خواستگار) >ائلچی، میشهmişə (بیشه) >مئشه، جیرانciran (آهو) >جئیران، بیلیتbilit (بلیط) >بیلئت، میدالmidal (مدال) >مئدال، یینهyinə (دوباره) >یئنه.
  • ابدال ای> به ائـi>e : این فرایند تنها در کلمات دخیل رخ میدهد. مثال: بئیساوات beysavat (بیسواد) >بیساواد، فشگfeşəg (فشنگ) >فیشگ، حرصhers (حرص) >حیرص.

اضافه شدن واکه:

اضافه شدن واکه فرایندی است که تنها در لهجه‌ها رخ میدهد و در زبان معیار به آن برنمیخوریم. اضافه شدن واکه در لهجه‌های ترکی آذربایجانی در ابتدا، میانه و انتهای واژه‌ها دیده میشود. در کلمات دخیل که دو همخوان پی درپی قرار گیرند زبان ترکی آذربایجانی برای هماهنگی آوا و راحتی گفتار واکه ای را بدان اضافه میکند.

اضافه شدن واکه در ابتدای واژه:

اضافه شدن واکه در ابتدای واژه به دو شکل رخ میدهد:

  • قبل از ترکیب همخوانهای (ست – سک-سپ- شک- شق)
  • قبل از همخوان‌های (ر-ل-ش) در کلمات دخیل

اضافه شدن واکه ای (i):

این فرایند تنها در کلمات دخیل رخ میدهد.مثال: ایستاژistaj (کارورزی) ، ایستیکانistəkan (استکان) ، ایستاراİstara (ستاره)، ایسکیلات iskılat (اسکلت) ،ایشکولادişkolad (شکلات) ایشقافişqaf (کمد)، ایشنبهişənbə (شنبه)، ایراحیمirahim (رحیم) ایرضاirza (رضا)، ایراضی irazi (راضی)، ایراحاتirahat (راحت)، ایرئیحانireyhan (ریحان)، ایرادیولiradiyol (رادیو)، ایرهبرirəhbər (رهبر)، ایلامپاilanpa (لامپ).

اضافه شدن واکه اۇ (u):

این فرایند در برخی از لهجه‌ها در ابتدای واژه قبل از همخوان (ر- ل) رخ میدهد.مثال: اوروسurus (روس)، اوروحuruh (روح)، اوروزگارuruzgar (باد)،اوروقئیهUruqeyyə (رقیه).

اضافه شدن واکه ائـ (e):

این فرایند کم و بیش در برخی لهجه‌ها دیده میشود، لیکن چندان فراگیر نیست. مثال: ائشقاب//ائشکاف//ائشگاف eşqab// eşkaf//eşgaf (کمد).

اضافه شدن واکه در میانه واژه:

اضافه شدن واکه در میانه واژه عمدا در بین دو همخوان رخ میدهد. در این فرایند واژه‌های تک هجایی به دو هجایی تبدیل میشوند.

اضافه شدن واکه ای (i):

در کلمات دخیل عربی، اروپایی و فارسی بین دو همخوان برای تلفظ راحت افزوده میشود. مثال: حریفhərif (حرف)، نبیض nəbiz (نبض)، قبیضqəbiz (قبض)، لیتیرlitir (لیتر)، مئتیرmetir (متر)، دریزdəriz (درز)، تیاتیرtiyatir (تئاتر)، پیلانpilan (پلان).

اضافه شدن واکه اۇ (u):

این فرایند در کلمات دخیل و واژه‌های ترکی آذربایجانی مشاهده میشود. مثال: قۇلۇفلۇquluflu (دسته دار)، قورخۇماقqorxumaq (ترسیدن)، دۇمۇرۇخdumurux (مشت) ، ظۇلۇمzulum (ظلم)، تۇرۇپturup (ترب)، قورخوماقqorxumaq (ترسیدن).

اضافه شدن واکه آ (a):

واکه آ در میانه واژه بیشتر در لهجه کازاخ مشاهده شده است. مانند: خاراجxarac (خرج)، یانالادیyanaladı (دروغ بست)، تالاوار talavar (تلوار).

اضافه شدن واکه اﯚ (ü):

اضافه شدن واکه او در میانه واژه هم در کلمات دخیل و هم در واژه‌های ترکی آذربایجانی مشاهده میشود.مثال: اؤرﯚمـﯚجکörümücək (عنکبوت)، کـﯚرﯚکkürük (بالاپوش)، اؤتـﯚرﯚötürü (برای)، حؤکـﯚمhöküm (حکم)، زﯚمـﯚرﯚتzümürüt (زمرد).


اضافه شدن واکه ای (ı):

این فرایند در بین واژه بسیار کم است و تنها در چند واژه دیده شده است. مثال:قیریخqırıx (چهل)، قالیخدیمqalxıdım (برخاستم)،

اضافه شدن واکه أ (ə):

این فرایند در کلمات دخیل مشاهده میشود. مثال: شهرşəhər (شهر)، قهرqəhər (غضب)

اضافه شدن واکه در انتهای واژه:

اضافه شدن واکه در انتهای واژه بسیار نادر است و در چند نمونه دیده شده است. مثال: همیhəmi (هم)، قدرهqədərə (قدر)، بئکاراbekara (بیکار).

حذف واکه‌ها:

حذف واکه‌ها در لهجه‌های ترکی آذربایجانی با پیوستن یک واژه به واژه دیگر و یا تغییر تکیه رخ میدهد. بطور کلی در سه حالت حذف واکه پیش میاید:

  • در هجای بدون تکیه واژه
  • با تغییر تکیه از بن به پسوند
  • در نتیجه پیوستن کلمات بهم
  1. در کلمات دخیل در اغلب موارد واکه بسته بدون تکیه حذف میشود. مثال: خزنه xəznə (خزینه) >خزینه، خججهxəccə (خدیجه) > خدیجه، جرمهcərmə (جریمه) >جریمه، عرضهərzə (دادخواست) >عریضه، چرتکهçərtkə (ملخ) >چییرتکه، سلقهsəlqə (سلیقه) >سلیقه، پاپروزpapruz (سیگار) >پاپیروس.
  2. با انتقال تکیه از بن به پسوند در صورتیکه واژه با همخوان انسدادی ختم شود و پسوند با واکه آغاز شود آخرین واکه بسته (ای- ای- او-او) حذف میشود. مثال: اوغلۇنoğlun (پسرش) >اوغۇلۇن، عؤمریömri (عمرش) >عؤمـﯚرﯚ، آلنی alnı (پیشانیش) >آلینی، تویغۇن toyğun (مرغش) >تویۇغۇن، ، گلنهgəlnə (به عروسش) >گلینه، قاینانا qaynana (مادرزن) >قایینانا، آغزیağzı (دهانش) >آغیزی.
    1. با انتقال تکیه از بن به پسوند هنگامیکه واژه به واکه ختم شود و پسوند با واکه آغاز شود آخرین واکه بسته (i-ı-u) حذف میشود. مثال: ایکسیiksi (هردو) >ایکیسی،‌هامسیhamsı (همه اش) >هامیسی، سوقویسیsuquysı (چاه آب) > سوقویوسو، عمسیəmsi (عمویش) >عمیسی.۴
    2. هنگامیکه واژه به واکه ختم شود و پسوند با همخوان (ی) آغاز شود آخرین واکه بن حذف میشود.مثال: قاییاqayya (به صخره) >قایایا، آیییayyı (خرس را) > آیییی، قۇییۇquyyu (چاه را) > قۇیۇیۇ، داییهdayyə (به داییش) >دایییا.
    3. کلمات گئریgeriyə (به عقب)، ایره لیirəli (به پیش)، بریbəri (از)، یوخاریyuxarı (بالا)، تیشاریtışarı (به بیرون)، اوراora (آنجا)، بوراbura (اینجا)،‌هاراhara (کجا) وقتی پسوند مکانی، ازی(خروج) و سمت به آنها اضافه شود آخرین واکه آنها حذف میشود. مثال: گئریهgeryə (به عقب) >گئرییه، گئرده gerdə (عقب) >گئریده، گئردنgerdən (ازعقب) >گئریدن، اورداorda (آنجا) >اورادا، اوردانordan (ازآنجا) >اورادان، بۇریاburya (به اینجا) >بۇرایا، اوریاorya (به آنجا) >اورایا،‌هارداharda (در کجا) >هارادا،‌هاردان hardan (ازکجا) >هارادان، تیشقاریاtışqarya (به بیرون) >تیشارییا، تیشقارداtışqarda (در بیرون) >تیشاریدا، یۇخارداyuxarda (دربالا) >یۇخاریدا.
    4. حذف واکه در افعال منتهی به همخوانهای (ل- ن- ر) در اول شخص مفرد و جمع زمان آینده مشاهده میشود.مثال: آللامallam (میخرم) >آلارام، گللمgəlləm (میایم) >گلرم، آپارریخaparrıx (میبریم) > آپاراریق، میننمminnəm (سوار خواهم شد) >مینرم، ایسسیننمissinnəm (گرم میشوم) >ایسینرم، ایسسیننیخ issinnıx (گرم میشویم) >ایسینریک.
  3. حذف واکه هنگام بهم پیوستن واژه‌ها برای ساخت واژه مرکب به سه شکل انجام میشود.
    1. هنگامیکه واژه اول مختوم به واکه و واژه دوم با همخوان باشد. که آخرین واکه واژه نخست حذف میشود. مثال: عمدوستۇəmdostu (دوست عمو) >عمیدوستۇ، بیبقیزیbibqızı (دختر خاله) > بیبی قیزی، علممد Əlməmməd (اسم) >علی محمد، حاجبوباhacboba (اسم) >حاجی بابا، قاپباجاqapbaca (در وپنجره) >قاپی باجا، قاپپنجرهqappəncərə (دروپنجره) >قاپی پنجره، سۇتلاش sutlaş (آش شیر) >سۇوتلۇآش.
      از ترکیب افعال ائله مک (انجام دادن)، اولماق(شدن)و ائتمک(انجام دادن) با ضمایر سئوالی ، واکه آخر ضمیر سئوالی حذف میشود. مثال: نئـ:لدین//نئله دﯚن// نئیلئدﯚن ne:lədin//nelədün//neyledün (چه کردی) > نه ائله دین، نو:لارno:lar (چه میشود) >نه اولار، نولۇفnoluf (چه شده است) >نه اولۇب، نئجولدی necoldi (چطور شد) >نئجه اولدۇ.
    2. هنگامیکه واژه اول مختوم به همخوان است و واژه دوم با واکه شروع میشود واکه نخست واژه دوم حذف میشود. این فرایند نسبت به فرایند نخست فراگیرتر است. مثال: بیرکیbirki (یکی دوتا) >بیرایکی، بیرکیـﯚنbirkiün (یکی دوروز) >بیر ایکی گـﯚن، منچـﯚنmənçün (برایمن) >منیم اﯚچـﯚن، سنچـﯚنsənçün (بخاطرتو) > سنین اﯚچـﯚن، اؤزﯚمچـﯚن özümçün (برای خودم) >اؤزﯚم اﯚچـﯚن، کیمسهkimsə (هیچ کس) > کیم ایسه، خمرآشیxəmaşı (نوعی آش) >خمیرآشی.
    3. هنگامیکه واژه اول مختوم به واکه و واژه دوم نیز با واکه آغاز شود ، یک واکه حذف میشود. مثال: ایسسوتissot (زردچوبه) >ایستی اوت، قالالتیqalaltı (زیر قلعه) > قالا آلتی.
    4. هماهنگی آواها: هماهنگی آواها در واژه‌ها خصوصا هماهنگی واکه‌ها از قوانین ضروری و اساسی زبانهای ترکی است. برخی از زبانشناسان قانون هماهنگی آواها را قانون آهنین مینامند۳٫
    5. به علت وجودی قانون هماهنگی آواها پسوندهای دستوری یا دو و یا چهار نوع هستند. یعنی یا تابع هماهنگی لبی یا غیر لبی هستند. در زبان معیار قانون هماهنگی واکه‌ها طبق جدول زیر انجام میگیرد.

واکه

توالی هماهنگی واکه‌ها

اگر واکه آ (a) باشد

اگر واکه ای(ı) باشد

اگر واکه او(o) باشد

اگر واکه اۇ(u) باشد

اگر واکه ائـ (e)باشد

اگر واکه أ (ə) باشد

اگر واکه ای(i) باشد

اگر واکه اؤ (ö)باشد

اگر واکه اﯚ (ü)باشد

بعد از آن آ (a) یا ای (ı) میاید. مثل آت،آتا،آتی،باش،باشا،باشی.

بعد از آن ای (ı) یا آ (a) میاید.مثل:

بعد از آن او (o) یا او  (u) میاید.مثل:

بعد از آن او (o) یا او (u) میاید.مثل:

بعد از آن ائـ أ ای (e-ə-i) میاید.مثل:

بعد از آن أ-ای (ə-i) میاید.مثل:

بعد از آن أ-ای (ə-i) میاید.مثل:

بعد از آن اؤ (ö) یا او (ü) میاید.مثل:

بعد از آن او (o) یا او (u) میاید.مثل:

هماهنگی آواها در زبان معیار بسیار اهمیت دارد و رعایت آن ساختاری است ، لیکن لهجه‌های ترکی آذربایجانی چندان مقید به رعایت این هماهنگی نمیشوند. البته عدم رعایت هماهنگی آواها در تمام لهجه‌ها یکسان نمیباشد. لهجه‌های زبان ترکی آذربایجانی را بانوجه به رعایت هماهنگی آواها به سه گروه تقسیم میکنند:

  1. لهجه‌هایی که اصلا هماهنگی آواها را رعایت نمیکنند مانند لهجه تبریز، اردوباد، باکو، جلفا، لنکران، قوبا، شکی، زاگاتالا و قاخ. در این لهجه‌ها هماهنگی بیشتر در افزودن پسوند مشاهده میشود. اگرچه در بن واژه نیز هماهنگی واکه کم رعایت میشود. در این لهجه‌ها بعد از واکه‌های پیشین (i-e-ü-ə-ö) واکه‌های پسین (a-ı-o-u) افزوده میشود. مثال: گیداخgidax (برویم)، بئشلیخbeşlıx (پنج تومنی)،گلدیخداgəldıxda (هنگام آمدن)، دئدیخdedıx (گفتیم). در برخی از این نوع لهجه‌ها در پی واکه‌های پسین پسوندهایی با واکه‌های پیشین می‌آیند.
  2. لهجه‌هاییکه‌هاهنگی واکه‌ها در آنها رعایت میشود و به زبان معیار نزدیکتر هستند. لهجه‌های قره باغ، قره داغ ، کازاخ و گنجه از این گروه هستند. در این لهجه‌ها هماهنگی واکه‌های لبی نسبت به زبان معیار فعالتر است. در حالیکه در زبان معیار پسوندها کامی‌دو دسته هستند. در این لهجه‌ها با اضافه شدن پسوندهای لبی و غیرلبی اینگونه پسوندها به چهار گروه تقسیم میشوند. یک حالت استثنا که در زبان معیار وجود دارد و آن شروع واژه با واکه ای (i) است در این لهجه‌ها با واکه ای (ı) گفته میشود که درستر است. مثل: ایشیخ (ışıx)،ایلخی(ılxı)،ایلدیریم (ıldırım).
  3. لهجه‌هاییکه در برخی موارد هماهنگی واکه‌ها را رعایت نمیکنند. این لهجه‌ها بین دو گروه قبلی قرار میگیرند. مانند لهجه‌های نخجوان و شماخی ، مغان و مراغه.
    عدم هماهنگی واکه‌های کامی: در لهجه‌های ترکی آذربایجانی همانند زبان معیار هماهنگی واکه‌های کامی‌نسبت به واکه‌های لبی بیشتر و مستحکمتر است. در زبان معیار باید بعد از واکه آ (a) واکه آ(a) و ای(ı) بیاید. بعد از واکه ای(ı) باید واکه ای(ı) و آ(a) بیآید. بعد از واکه أ(ə) باید واکه‌های أ (ə) و ای(i) بیآید. بعد از واکه ائـ (e) باید واکه‌های أ(ə)، ائـ(e)، ای(i) بیآیند و نهایت بعد از واکه ای(i) باید واکه‌های ای(i) یا أ (ə) بیآیند. از نظر روند لهجه شناسی تاریخی نیز مشاهده میکنیم که عدم هماهنگی واکه‌های کامی‌در متون و آثار گذشته بطور بارزی خودنمایی میکند.

 

عدم هماهنگی واکه‌های کامی‌در لهجه‌های ترکی آذربایجانی به شکل زیر مشاهده میشود:

  1. بعد از واکه آ (a) و ای(ı) واکه اۇ(u) می‌آید. مانند: باشۇنbaşun (سرت) >باشین، ساچۇنsaçun (مویت) >ساچین، اۇشاغدۇنuşaqdun (بچه بودی) >اوشاغدین، آدامۇغadamuğ (آدم هستیم) >آدامیق، بۇلارۇنbularun (اینها) >بۇلارین،‌هامیسینۇنhamısınun (همه اشان) >هامیسینین، آغیمتۇر ağımtur (سفیدی) >آغیمتیل، یازدۇنyazdun (نوشتی) >یازدین، تاپسۇن tapsun (بگذار پیدا کند) >تاپسین، چیخمادۇنçıxmadun (بیرون نرفتی) >چیخمادین، قالیرۇغqalıruğ (میمانیم) >قالیریق.
  2. بعد از واکه آ (a) و ای(ı) واکه او(o) می‌آید. مانند: آتونaton (پدرت) >آتان، قیدیخلاسونqıdıxlason (اگر قلقلک بدهی) >قیدیخلاسان، ساتسوخ satsox (اگر بفروشیم) >ساتساق، یاتسوزyatsoz (اگر بخوابید) >یاتسانیز، ییغسونyığson (اگر جمع کنید) >ییغسان، آنونanon (مادرت) >آنان، آلماسوخ almasox (اگر نخریم) >آلماساق، آلسوخ//آلسوغ alsoğ//alsox (اگر بخرید) >آلساق، گلسوخ(اگر بیاییم) >گلسک.
  3. بعد از واکه أ (ə) و ای(ı) واکه اﯚ(ü) می‌آید. مانند:عمﯚنəmün (عمویت) >عمین، ایشـﯚنişün (کارت) >ایشین، سنـﯚنsənün (مال تو) >سنین، سیلدﯚن sildün (پاک کردی) >سیلدین، ایشچیسـﯚزişçisüz (کارگرهستید) >ایشچیسینیز ، وئرسـﯚنversün (بدهد) >وئرسین، ایتیردﯚگitirdüg (گم کردیم) >ایتیردیک، دؤشه دﯚزdöşədüz (پهن کردید) >دؤشه دینیز، أکیرسـﯚزəkirsüz (میکارید) > أکیرسینیز، سررﯚکsərərük (پهن میکنیم) >سرریک، دررسـﯚزdərərsüz (شما میچینید) >دررسزنیز.
  4. بعد از واکه أ (ə) و ای(ı) واکه اؤ(ö) می‌آید. مانند: ننؤنnənön (مادرت) >ننن، گیرسؤنgirsön (اگر واردشوی)گیرسن، گلسؤگgəlsög (اگر بیاییم) >گلسک، دینسؤزdinsöz (اگربگویید) >دینسنیز، سیلسؤنsilsön (اگرپاک کنی) >سیلسنیز، ایچسؤکiçsön (اگر بنوشیم) >ایچسک، ددؤنdədön (پدرت) >ددن، سپسؤزsəpsöz (اگر بپاچید) >سپسنیز.
  5. بعد از واکه ائـ (e) واکه اؤ(ü) می‌آید. مانند: یئرﯚنyerün (جایت) >یئرین، مئیلـﯚنmeylün (میلت) >مئیلین، وئرسـﯚنversün (بدهد) >وئرسین، دئدﯚن dedün (گفتی) >دئدین، گئتدﯚگgetdüg (رفتیم) >گئتدیک، سئچدﯚزseçdüz (انتخاب کردید) >سئچدینیز، سئلـﯚنselün (پاک کنی) >سئلین، بئلـﯚنbelün (کمرت) >بئلین.
  6. بعد از واکه ائـ (e) واکه اؤ(ö) می‌آید. مانند: گئتسونgetsön (اگر بروی) >گئتسن، گئیسوگgeysög (اگر بپوشیم) >گئیسک، دئسوزdesöz (اگر بگویی) >دئسنیز، دئدونdedön (تو گفتی) >دئدین.
    عدم هماهنگی واکه‌های لبی: هماهنگی واکه‌های لبی در مقایسه با هماهنگی واکه‌های کامی‌در لهجه‌های ترکی آذربایجانی چندان مستحکم نمیباشد. در زبان معیار باید بعد از واکه آ (o) واکه او(o) و ای(u) بیاید. بعد از واکه او(u) باید واکه او(o) و او(u) بیآید. بعد از واکه اؤ(ö) باید واکه‌های اؤ (ö) و او(ü) بیآید. بعد از واکه او(ü) باید واکه‌های اؤأ(ö)، او(ü)، بیآیند.

عدم هماهنگی واکه‌های لبی در لهجه‌های ترکی آذربایجانی به اشکال زیر مشاهده میشود:

  1. بعد از واکه او(u) واکه ای(ı) می‌آید. مانند: قۇریqurı (خشک) >قۇرۇ، قۇملیقqumllıq (شنزار) >قۇملۇق، قۇللیقqullıq (خدمت) >قۇللۇق، بۇرین burın (دماغ) >بۇرۇن، پۇلسیزpulsız (بی پول) >پۇلسۇز، وۇردیمvurdım (زدم) >وۇردۇم، دۇریرdurır (می‌ایستد) >دۇرۇر، تۇتدیtutdı (گرفت)> تۇتدۇ.
  2. بعد از واکه اﯚ(ü) واکه ای(i) می‌آید. مانند: تـﯚسدیtüsdi (دود) >تـﯚسدﯚ، اﯚتیüti (اتو) >اﯚتـﯚ، اﯚززیüzzi (صورتش) >اﯚززﯚ، دﯚشدیdüşdi (افتاد) >دﯚشدﯚ، سـﯚردیsürdi (راند) >سـﯚردﯚ، اﯚزﯚمیزیüzümüzi (انگورمان را) >اﯚزﯚموزﯚ، گـﯚنیgüni (روز را) >گـﯚنـﯚ، سـﯚتدیsütdi (مالید) >سـﯚتدﯚ، دﯚشیرdüşir (می‌افتد) > دﯚشـﯚر، تـﯚوکیtüki (مویش را) > تـﯚکـﯚ.
  3. بعد از واکه او(o) واکه ای(ı) می‌آید. مانند: اولسینolsın (باشد) >اولسۇن، بویینboyın (گردن) >بویۇن، اوغلیمoğlım (پسرم) >اوغلۇم، اولدیoldı (شد) >اولدۇ ، سولیرsolır (خاموش می شود) >سولۇر ، قولیمqolım (دستم) > قولۇم، یوریلدیمyorıldım (خسته شدم) >یورۇلدۇم، دولیبdolıb (پرشد) > دولۇب، کورریخ korrıx (ناراحتی) >کوررۇق، یوخدیyoxdı (نیست) > یوخدۇ.
  4. بعد از واکه اؤ(ö) واکه ای(i) می‌آید. مانند: چؤللیçölli (بیابانی) >چؤللـﯚ، اؤزیمیزözimiz (خودمان) >اؤزﯚمـﯚز، دؤنیبdönib (بازگشته) >دؤنـﯚب، تؤکمیرtökmir (نمی‌ریزد) >تؤکمـﯚر، گؤزیم gözim (چشمم) >گؤزﯚم، گؤردی gördi (دید) >گؤردﯚ، سؤیدیsöydi (توهین کرد) >سؤیدﯚ.

موارد وقوع عدم هماهنگی واکه‌ها: موارد ساختاری که واکه‌ها در آن دچار عدم هماهنگی میشوند را میتوان به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول عدم هماهنگی در بن واژه‌ها که کمیت آن کمتر و تنها در حالت حذف برخی از همخوانها یا تاثیر برخی همخوانها بوقوع مییابد. دسته دوم عدم هماهنگی واکه هنگام اضافه کردن پسوند به بن کلمه واقع میشود.

  1. وقوع عدم هماهنگی در بن واژه یا به علت حذف همخوان (و) یا تاثیر همخوان (ی-ش-ل-ق-ر) رخ میدهد. مثال: قئیماقqeymaq (خامه) >قایماق، قئیتان qeytan (کش) >قایتان، درمانdəman (آسیاب) >دییرمان، یۇومری yumuri (گرد) > یۇمرۇ، آلتمیشaltmiş (شصت) > آلتمیش، قارهqarə (سیاه) >قارا، بیزویbizoy (گوساله) >بیزوو، قوزیquzi (گوسفند) >قۇزۇ، أیاغəyağ (پا) >آیاق .
  2. هنگام افزودن پسوند –چی (çi) که پسوند واژه ساز است. مانند: چایچیçayçi (چای فروش) > چایچی ، قاپیچیqapıçi (دربان) >قاپیچی ، اودونچی odunçi (هیزم فروش) اودونچو.
  3. هنگام افزودن پسوند –لی (li) که پسوند واژه ساز است. مانند: دوزدیduzdi (بانمک) >دوزلو، داددیdaddi (خوشمزه) >دادلی، داشدی daşdi (سنگلاخ) >داشلی، آتدیatdi (سواره) >آتلی.
  4. اسامی‌مختوم به واکه آ (a) و ای (ı) در حالت مفعولی (حالت سمت) در اثر تاثیر همخوان (ی) قانون هماهنگی رعایت نمی‌گردد.مانند: قاپییهqapıyə (به طرف در) >قاپییا، بالییهbalıyə (به فرزند) >بالایا، اوکۇزهokuzə (به گوساله) >اؤگـﯚزه، اوچییهoçiyə (به شکارچی) >اووچویا، اونهonə (به او) >اونا، قویۇنهqoyunə (به گوسفند) >قویۇنا.
  5. هنگام افزودن پسوند مفعول بیواسطه هماهنگی واکه رعایت نمیشود. مانند: بوبانی bobani (پدرت را) >بابانی، آلمانیalmani (سیب را) >آلمانی، اونی oni (اورا) >اونو، اوجاغیocaği (اجاق را) > اوجاغی.
  6. هنگام افزودن پسوند مفعول بیواسطه (در حالت مکانی و حالت ازی) آغاجده// آغاژده ağacdə//ağajdə (در درخت) >آغاجدا، آغاجدن//آغاژدن ağajdən// ağacdən (از درخت) >آغاجدان.
  7. هنگام افزودن پسوند مالکیت و منسوبیت در اول شخص ، دوم شخص و سوم شخص و هنگامیکه همین واژه‌ها در حالت مفعول بیواسطه بکار روند هماهنگی واکه رعایت نمیشود. مانند: باشیbaşi (سرش) > باشی، جوراوینcoravin (جورابش) >جورابیم، آتاسیatasi (پدرش) >آتاسی، ألییəlıı: (دستت ) >ألینی، ددووdədoo: (پدرت را) >ددنی، یئرووyeroo: (جایت) >یئرینی.
  8. هنگام افزودن پسوند خبری(بودن) هماهنگی رعایت نمیشود. مانند: بۇردییم burdiyəm (اینجا هستم) >بۇردایام، ماراغالییقmarağaliyiq (اهل مراغه هستیم) >ماراغالییک ، اوتاغدئیدیم otağdeydim (در اتاق بودم) >اوتاغدایدیم، تکۇغ təkuğ (تنها هستیم) >تکیک .
  9. در هنگام افزودن پسوند اعداد ترتیب هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: آلتیمجی altımci (ششمی) >آلتیمجی، اونۇنجیonunci (دهمی)> اونۇنجۇ، اوتۇزۇمجی otuzunci (سیومی) >اوتۇزۇمجۇ، قیرخیمجی qırxımci (چهلمی) >قیرخیمجی.
  10. در مصادر افعال. مانند: یئماق yemaq (خوردن) >یئمک، تیکماغ//تیکماخ tikmağ//tikmax (دوختن) >تیکمک، گئتماخ getmax (رفتن) > گئتمک، سپماخ// سپماغ səpmağ//səpmax (پاچیدن) >سپمک.
  11. در حالت آرزو و امر اول شخص و دوم شخص مفرد و جمع هماهنگی رعایت نمیشود. مانند: اوینیییمoyniyim (بازی کنم) >اویناییم، اوینییاق oyniyaq (بازی کنیم) >اوینایاق، اویناگیننoynaginən (بازی کن) >اویناگینان (اوینا)، آلاژییمalajiyəm (میخرم) >آلاجاغام، دییاخdiyax (بگوییم) >دئیک، یازئیدی yazeydi (می‌نوشت) >یازایدی.
  12. در حالت زمان ماضی نقلی اول شخص و دوم شخص مفرد و جمع و سوم شخص مفرد هماهنگی واکه‌ها رعایت نمیشود. مانند: باشدیبbaşdib (شروع کرده است) >باشلاییب، ساخلامیشان saxlamişan (نگه داشته ای) >ساخلامیشسان، آلمیشیک almişik (گرفته ایم) >آلمیشیق، دئمیشوخ demişux (گفته ایم) >دئمیشیک، دئمیسیزdemisız (گفته اید) >دئمیشسینیز ، اوخیمامیشوگ oxımamışüg (نخونده ایم) >اوخۇمامیشیق.
  13. در اول شخص و دوم شخص جمع و سوم شخص مفرد گذشته ساده هماهنگی واکه رعایت نمیشود. مانند: دئدۇزdeduz (گفتید) >دئدینیز ، یئدۇخyedux (خوردیم) >یئدیک، گلدۇوخ//گلدوغ gəldux//gəlduğ (آمدیم) >گلدیک ، گلمدیخ gəlmədıx (نیامدیم) >گلمدیک، دئمدیخdemədıx (نگفتیم) >دئمدیک.
  14. در زمان حال ساده اول شخص،دوم شخص و سوم شخص مفرد و جمع مانند: اوخییرoxiyir (میخواند) >اوخۇیۇر، اوینیرoynir (بازی میکند) >اویناییر، دیۇرۇخ deyurux (میگوییم) >دئییریک ، دئمیسیزdemisız (نمیگویید) > دئمییرسینیز.
  15. در زمان آینده قطعی در تمامی‌صیغه‌ها هماهنگی واکه‌ها رعایت نمیشود.مانند: گئدجاغامgedacağam (خواهم رفت) >گئدجیم، آلاجئکalacek (خواهد خرید) >آلاجاق، دییاجاخdiyacax (خواهدگفت) >دئیه جک، اولجیخolcix (خواهیم بود) >اولاجاییق.
  16. در زمان آینده غیرمعین در اول شخص مفرد در افعال مختوم به همخوان و در تمام صیغه‌ها در افعال مختوم به واکه هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: اوینییرمoynıyırəm (بازی میکنم) >اویناییرام، گللیخgəllıx (می‌آییم) >گللیک، بۇردییمburdıyəm (اینجا هستم) >بۇردایام، اوینییرۇق oyniyəruq (بازی میکنیم) >اوینایاریق .
  17. در زمان ماضی بعید و ماضی ناتمام در صیغه اول شخص و دوم شخص جمع و سوم شخص مفرد و جمع هماهنگی واکه‌ها رعایت نمیشود.مانند: گلیردیخgəlirdıx (می‌آمدیم) >گلیردیک، گلمیشدیخgəlmişdıx (آمده بودیم) >گلمیشدیک، گیتمیشدوخgitmişdux (رفته بودیم) >گئتمیشدیک، آلمیشدی almışdi (گرفته بود) >آلمیشدی.
  18. در صیغه اول شخص ، دوم شخص و سوم شخص مفرد و جمع زمان گذشته در آینده معین مانند: آلاجئگدونalacegdün (میخریدی) >آلاجاقدین، آلاجئگدیم alacegdim (میخریدم) >آلاجاقدیم، گیدجاغدیمgidəcağdım (میرفتم) > گئدجکدیم، ساخلییاجئیدیمsaxlıyaceydim (نگه میداشتم) ساخلییاجئیدینsaxlıyaceydin (نگه میداشت)، ساخلییاجئیدی saxlıyaceydi (نگه میداشت) ساخلییاجئیدیخsaxlıyaceydıx (نگه میداشتیم) ساخلییاجئیدینیز saxlıyaceydınız (نگه میداشتید)، ساخلییاجئیدیلر saxlıyaceydılar .
  19. در صیغه اول شخص ، دوم شخص جمع و سوم شخص مفرد زمان گذشته در آینده غیرمعین و در کلیه صیغه‌های افعال منتهی به واکه مانند: تـﯚکردۇغtükərduğ (میریختیم) >تـﯚکردیک، گلردۇخ//گلردیخ gələdux// gələrdıx (می‌آمدیم) >گلردیک، یازاردیyazardi (مینوشت) >یازاردی، آلمازدیalmazdi (نمیخرید) >آلمازدی، باشدییردون başdiyərdun (شروع میکردی)باشلییاردین، ساخلییردیم saxliyərdim ، ساخلییردین saxliyərdin ، ساخلییردیsaxliyərdi ، ساخلییردیکsaxliyərdik ، ساخلییردیییز saxliyərdiniz ، ساخلییردیلر saxliyərdilər (نگه میداشت).
  20. در صیغه اول شخص و دوم شخص جمع افعال در وجه آرزو که مفهوم آینده درآن باشد و در افعالی که به واکه ختم شوند و یا در شکل منفی هماهنگی رعایت نمیشود. مانند: دیاخdiyax (بگویم) >دئیک، گلاخgəlax (بیاییم) >گلک، آلمییاخalmiyax (نخریم) >آلمایاق، اوخۇمییللرoxumiyəllər (نخوانند) > اوخۇمایالار، باشدییئکbaşdiyək (شروع بکنیم) >باشلایاق.
  21. افعال در وجه آرزو اگرچه فعل به گذشته مربوط شود در تمام صیغه‌ها هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: آلئیدیخaleydix (میگرفتیم) >آلاردیق، آلئیدینaleydin (میخریدی) >آلاردین، آلئیدینیزaleydiniz (میخریدید) > آلاردینیز.
  22. افعال در وجه التزامی‌اگر عمل به آینده مربوط شود در صیغه اول شخص و دوم شخص جمع هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: گلسییخ gələsıyıx (باید بیاییم) >گله سییک، گلسیسینیزgələsisınız (باید بیایید) >گلسیسنیز،دییه سییخ deyəsiyıx (باید بگوییم) >دییه سییک.
  23. افعال در وجه وجوب(واجب) اگر عمل فعل به آینده یا گذشته مربوط شود در تمام صیغه‌ها هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: یازمالییمyazmaliyəm (باید بنویسم) >یازمالییام، دیمه لییخdiməliyıx (باید بگوییم) > دئمه لییک، اوخۇمالییدینیزoxumaliydiniz (باید میخواندید) >اوخۇمالییدینیز، یازمالیدۇز yazmaliduz (باید مینوشتید) >یازمالیدینیز، یازمالییدیyazmalidi (باید مینوشت) >یازمالیدی.
  24. افعال در وجه شرطی اگر عمل فعل به آینده مربوط شود در صیغه اول شخص و دوم شخص جمع و در صورتیکه عمل به گذشته مربوط شود در کلیه صیغه‌ها هماهنگی واکه‌ها رعایت نمیشود. مانند: یئساخyesax (اگر بخوریم) >یئسک، دیساخdisax (اگر بگوییم) >دئسک، قالسئیدیqalseydı (اگر میماند) > قالسایدی، آلسئیدینalseydın (اگر میخریدی) >آلسایدین.
  25. در وجه توانایی افعال در حالت منفی و در زمانهای ماضی نقلی و ماضی ساده و زمان حال ساده و مضارع معین و غیرمعین در کلیه صیغه‌های مفرد و جمع هماهنگی واکه رعایت نمیشود.مانند: آلممدیaləmmədi (نتوانست بخرد) >آلا بیلمدی، یازئلمیرyazelmir (نمیتواند بنویسد) >یازابیلمیر، گللمدیgələlmədı (نتوانست بیاید) >گله بیلمدی.
  26. در اسم فعلی. مانند: یازیyazi (نوشته) >یازی، قورخیqorxi (ترس) >قورخۇو، چالغیçalği (نواختن) >چالغی.
  27. در صفات فعلی. مانند: اوخۇمالیoxumali (خواندنی) >اوخۇمالی، آغریینağriyən (درددار) >آغرییان، اوخۇینoxuyən (خواننده) >اوخۇیان، گلجاخgələcax (آینده) >گلجک، آتیجیatıci (پرتاب کننده) >آلیجی
  28. در قیود فعلی. مانند: اوخۇیندهoxuyəndə (ضمن خواندن) >اوخۇیاندا، اوخۇینن سوراoxuyənən sora (پس از خواندن) >اوخۇیاندان سونرا، آلانیalani (پس از خرید) >آلانی، اوخۇییبoxuyib (پس از خواندن) > اوخۇیوب، قۇرۇبانیqurubani (پس از نصب) >قۇرۇبانی، گئتدیخجا getdıxca (رفته-رفته) >گئتدیکجه، یئدیخداyedıxda (پس از خوردن) > یئدیکجه.

هماهنگی واکه‌ها در زبان ترکی آذربایجانی نسبت به سایر زبانهای ترکی مستحکمتر است.

پی نوشت ها:

  1. spontaneous changes
  2. combinatory changes
  3. .M.İ.Adilov،N.Verdiyeva،F.M.Ağayeva، İzahli dilçilik terminləri،Maarif، Bakı، ۱۹۸۹،s.30
برچسب ها :
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه