لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید.
خانه » فرهنگ » آثار پژوهشی » مجله تجدد خواه ادب و یحیی آرین پور / رضا همراز
600 بازدید

مجله تجدد خواه ادب و یحیی آرین پور / رضا همراز

مجله تجدّد خواه  ادب و یحیی آرین پور

رضا همراز

یحیی آرین پور

زنده یاد یحیی آرین پور و مجله متجدّدانه ادب برای کسانی که سری در تحقیق و تفحص در مسائل روزنامه نگاری و ادبیات معاصر به ویژه نقد و بررسی ادبیات مشروطه را دارند نامیست آشنا . وی توانست با نشر اشعار و مقالات خود و هم فکرانش در مجله پر محتوای ادب ، منتشره در تبریز که خود نیز از شماره اول آن که در ۱۵ عقرب ۱۲۹۸ شمسی مطابق با ۱۴ صفرالمظفر ۱۳۳۸ تا شماره ۶ سردبیر آن بود نبوغ و استعداد خود را به اثبات رساند . خود آرین پور در مورد شناسنامه ی مجله ی ادب می نویسد « مجله ی ادب را محصلین مدرسه متوسطه تبریز منتشر می کردند .

مدیر و صاحب امتیاز آن عبدالله  زاده فریور و بعد اسماعیل امیرخیزی و سردبیر آن یحیی دانش بود . شماره یکم مجله در ۱۵ آبان ۱۲۹۸ ش مطابق با ۱۴ صفر المظفر ۱۳۳۸ ه انتشار یافت و تا سال  اول سرطان ۱۳۰۰ ش جمعا دوازده شماره از آن منتشر گردید … شعار جوانان مجله ادب چنین بود – « ما اولاد امروزیم ؛ لیکن فردا را فراموش نکرده ایم »۱

وی اگر چه خود شاعر و از پیشگامان شعر نو و مکتب تجدد بود که من آن را در جای دیگری به تفصیل نوشته ام ؛ منتقدی ژرف اندیش ؛ مترجمی چیره دست و ناقدی نام آشنا بود که تحقیقات ارزنده اش شاعر بودنش را تحت الشعاع قرار داد و نامش را دوشادوش محققان و مترجمان یاد شد و می شود . در این مجله ی نو گرا بزرگترین شاعر معاصر ؛ استاد زنده یاد سید محمد حسین شهریار اولین تجربه شعری خود را به نمایش گذاشت . این شعر در شماره ۸ همین مجله با عنوان «آزادی و اتحاد » و با امضای میر محمد حسین اسمعیل زاده به چاپ رسید . البته خوانندگان محترم به یاد دارند که شناسنامه در سال ۱۳۰۴ شمسی به تبریز آمده و قبل از آن معمولا اشخاص با نام پدر و جد خواننده می شدند و چون پدر استاد شهریار سید اسمعیل موسوی مشتهر به میر آقا خشکنابی بود به همان نام خوانده می شد . شعر ذکر شده چنین بود

صد شکر که نوروز جوان کرد جهان را

هنگام نشاط است کنون پیر و جوان را

آهسته نسیم طرب انگیز بهاری

بخشید یکی روح شعف زنده دلان را

بلبل زقفس گشت چو آزاد روان شد

خرم به سوی گلشن و بگشود زبان را …

آری چو شود ملت شهری همه یک دل

تسخیر نمایند سراپای جهان را۲

به غیر از استاد شهریار شعرایی چون میرزا تقی خان رفعت ، احمد خرم ، نقی برزگر و … اشعار و مقالاتشان در این مجله چاپ و نشر می گردید و مرحوم آرین پور افتخار هم دوره بودن با شعرایی به غیر از نام برده گان با بزرگانی چون دکتر غلامعلی رعدی آذرخشی ، دکتر علی اصغر حریری ، استاد حبیب ساهر ، مهندس ناطق ناصح ، حسن علی سلطان زاده پسیان ( ۱۳۷۳-۱۲۸۵ ) برادر زاده کلنل محمد تقی خان پسیان و استاد زبان انگلیسی دانشگاه تهران ، که خواهر زاده یحیی آرین پور بود و …را داشته . خوشبختانه یک دوره از این مجله ی ارزشمند در کتابخانه ی نیکمرد خیر مرحوم حاج محمّد نخجوانی محافظت می شود که امید می رود روزی با چاپ افست دوباره احیاء شده و روانه ی بازار مطالعه شده و محققان بهتر بتوانند از آن استفاده نمایند .

گویا نیای پدری وی ، عباس میرزا بود و از طرف مادر سلسله نسبش به خواجه نصیرالدین طوسی می رسد . خود وی به تعریض در شعری به این مورد اشاره دارد :

اغیار به ما شوند حامی

وز چار طرف شویم محصور

ای جد بزرگوار و نامی

یادآر ز این نبیره یاد آر

زنده یاد آرین پور در سال ۱۲۷۶ شمسی در شهر خاطره ها و هزاره ها تبریز دیده به هستی گشود . خود او سالها قبل که شرح حالش را می نگاشت این سان نوشت – « در تبریز متولد شده ام . روز و ماه و حتی سال تولدم را به درستی نمی دانم . آنچه از این بابت در شناسنامه ام آمده راه به جایی نمی برد . زیرا مستند به بیاضی و یادداشت پشت جلد قرآنی نیست . همین قدر می دانم که در دوران نهضت مشروطه خواهی چشم به جهان گشوده و نخستین سالهای کودکی را در نایره ی انقلاب خونین آذربایجان گذرانده ام و هم اکنون صفیر گلوله های ستارخان سردار ملی و دیگر مجاهدان غیور تبریز در گوشم طنین انداز است .

آغاز تحصیلاتم بر حسب اوضاع آن زمان در مکتب خانه بوده ؛ درس ابتدایی را در دبستان تبریز آموخته ام » علوم متوسطه را در دبیرستان محمدیه آن شهر به پایان برده ام . آموزگاران من در دبیرستان از جمله  شادروان ابوالقاسم فیوضات ؛ تقی رفعت و سید احمد کسروی تبریزی بوده اند و من از بضاعت علمی هر چه دارم از آن بزرگواران دارم . در دبیرستان و مدت ها بعد از آن گاهی به تفنن قصیده و غزلی می ساختم و « دانش» تخلص می کردم . تقی رفعت که از دانش و ادب جهان متمدن بهره وافی داشت برای نخستین باز چشم و گوشم را به ادبیات نو باز کرد و پس از آن شعر سرودن با آن قیود بی حد و حصر بیزاری نمودم . بعدها بعضی قطعات و ترجمه ها ی شعریم به طور پراکنده در مجلات سخن و یغما به چاپ رسیده است .

در اواسط سال ۱۲۹۸ که در کلاس ششم دبیرستان تحصیل می کردم ؛ شش شماره از مجله « ادب » را انتشار دادم و چون به واسطه ی فراغت از تحصیل دبیرستان سردبیری مجله را ترک کردم . شش شماره ی دیگر از آن مجله تحت نظر شادروان امیر خیزی منتشر شد . زبان روسی را در آموزشگاهی در تبریز فرا گرفته ام و با زبانهای انگلیسی و فرانسه آشنایی دارم . در سال ۱۳۴۶ کتاب « ناصر خسرو و اسماعیلیان » تالیف نفیس برتلس ایرانشناس روسی را به فارسی ترجمه و چاپ کرده ام . ترجمه دیگرم کتاب « خاطرات سیمونیچ » وزیر مختار روس است که حاوی قسمتی از وقایع تاریخی پایان کار فتحعلی شاه و روزگار پادشاهی نواده اش محمد شاه و بخصوص شرح جنگ و عقب نشینی او از پشت دیوار هرات است »۳

یحیی آرین پور به غیر از زبان مادری اش ترکی با زبانها یی چون فرانسه ؛ انگلیسی و فارسی آشنائی داشت ؛ توانست در طول حیات پر بار خود قسمتی از آثارش را که عبارتند از:

۱- کتابشناسی ایران

۲- برای تاج ( نمایشنامه در پنج پرده )

۳- از صبا تا نیما

۴- از نیما تا روزگار ما

۵- فارسی بر مبنای تالیف استوری . ترجمه از انگلیسی یو . ا . برگل ترجمه از روسی به وسیله مرحوم آرین پور – جلد اول ؛ تهران ۱۳۶۲

به حلیه چاپ بیاراید . همچنین برای چندین کتاب و نمایشنامه نیز مقدمه و حواشی نوشته بودند که روانه چاپخانه نمایند . بعد از وفاتشان ورّاث آن مرحوم توانستند جلد سوم از صبا تا نیما را که « از نیما تا روزگار ما » نام داشت به چاپ رسانده و در دسترس عموم قرار دهند . از آثار چاپ نشده اش می توان به کتابهای زیر اشاره کرد:

۱- بایاتیلار

۲- آتالار سوزو آذربایجان دیلینده۴

۳- تورکجه شعر لر

۴- دیوان فارسی دانش تبریزی

۵- مجموعه مقالات یحیی آرین پور

که امید می رود این چند اثر ارزشمند نیز به همت فرزندانش روزی چاپ و نشر شوند . با این همه مقالات و اشعار چاپ شده و چاپ نشده آن مرحوم ؛هرکدام کتابی می شوند که بدون شک تدوین آنها ارزشمند و مفید می باشند . اما در کنار اینها نام زنده یاد آرین پور به موازات کتاب رشک انگیز ” از صبا تا نیما ”  همراه است .

قدر مسلم است که این کتاب اکنون چون مرجعی در دسترس عموم قرار گرفته و با گذشت بیش از چند دهه از تالیف آن باز از کتب معتبر و پایه می باشد . لازم به توضیح است که در زمان حیات مصنف آن بازتاب کتاب بیشتر بود. تا جایی که استاد زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب که از اساتید بنام دانشگاه بودند پس از چاپ کتاب یاد شده به نقد این اثر دل انگیز ؛ دل بستند و حاصل تتبع معظم در مجله ی « راهنمای کتاب » درج و ملخصی از آن در مجله ی« کتاب امروز » نشر یافت .

استاد در حین کاووش در متن کتاب از مولف با عباراتی چون – مولف که خود نیز شاعر و نویسنده و مترجم قابلی است۵ یاد آور شده و می نویسد که « در باره دوران قاجار و عهد مشروطیت با این همه به نظر می رسد که مولف بیش از تمام کسانی که در سالهای اخیر در ایران راجع به ادبیات عهد قاجار ؛ نهضت بازگشت ادبی و ادبیات عهد مشروطیت سخن گفته اند توفق یافته است و از اسباب عمده این توفیق گذشته از آشنائی وی با ماخذ ترکی و روسی که در چنین تحقیقی اهمیت تمام دارد اهتمام عاری از ملال اوست در استعاره درست از ماخذ گونه گون و اجتنابش از اظهار نظرهای نسنجیده یا مبتنی بر داوری های گستاخانه و سرسری و جاری »۶ وی در فرجام سخنش می افزاید « به وجود سهوها و اشتباهاتی که البته در چنین تالیف جامع اجتناب ناپذیر است . مولف وسعت نظر و مایه ی تتبعی نشانه داده است که در بین معاصران ما فوق العاده کمیاب است . همین نکته اثر وی را در شمار وآثار پر ارج امروز قرار می دهد . »۷

این محقق و نویسنده خوشنام با اینکه نام کتابش را از صبا تا نیما گذاشت و در اذهان چنین می نمود که تذکره الشعرا می باشد چون صبا و نیما هر دو شاعر بودند ؛ اما چنین نشد . او در واقع دایره المعارفی پدید آورد که در آن به نمایشنامه نویسی ؛ تئاتر ؛ نقد نوین ؛  شعر نو و … پرداخت گردیده بود و بسیاری از رازهای سر به مهر و نامکشوف امروزی در ادبیات معاصر ؛ مدیون تلاش وی می باشد . هر چند « تصور می رود برخی از اسناد و مدارک و مطالب از صافی ( ادیت ) فرانکلین اجازه عبور نیافته اند و برخی اظهارات و مقولات تاریخی نیز بنا به اقتضائات فرانکلینی ؛ ساییده و کمرنگ تر شده اند »۸

آرین پور چون از اول استعداد شگرفی داشت با جسارت توانست ادبیات مشروطه را به سنگ محک زند و پرده از خیلی رازها بردارد و تاریکی این دوره را حتی المقدور روشن نماید . البته ” دوره ی صدو پنجاه ساله اخیر ادب پارسی دوره ای است پیچیده که در آن دگرگونی و تحولی در جنبه هایی از زندگی این خطه صورت گرفته است و در این میان وضع ادبیات از همه متحول تر بوده و همراه با این تحول گسترش حوزه ها و تنوع انتظارهای ادبی ؛ بر مشکلات تحقیقی می افزاید ؛ از این رو پیداست که مولف کاری بس خطیر را تعهد کرده است و در حوزه ای بسیار وسیع یا بهتر بگوییم حوزه های مختلف و گسترده به تحقیق در ایستاده۹ بسیاری از تحقیقاتی که امروزه از مساله ادبیات دوره مشروطه نقل می شود مدیون و وامدار کتاب ارجمند ” از صبا تا نیما ” است . به عنوان مثال نسخه های مجله ی ارزشمند آزادیستان که به همت فرزند خلف آذربایجان شادروان میرزا تقی خان رفعت تنها توانستد چهار شماره منتشر شوند و تا امروزه دو شماره آن به نظر راقم این سطور رسیده ؛ متاسفانه در دسترس نمی باشند . اما  محققان اکنون می توانند فرازهایی از آن را در این کتاب مستطاب ملاحظه و مطالعه نمایند و از این روست که ” از صبا تا نیما به واسطه توالی سندی  و انبوه مدارک لازم برای تحقیق ادب این دوره تاریخی دارای ارزش بسیاری است۱۰.

مرحوم آرین پور بعدها جلای وطن نموده و به تهران عزیمت می نماید . در آنجا نیز با بزرگان بسیاری افت و خیز می نماید و داروخانه اش که در حوالی سالهای ۱۳۰۶-۱۳۰۷ در آنجا شاغل بود کم کم به محفل ادبی می مانست . بزرگان به شخصیت بارز آرین پور خوب پی برده و او را حتی المقدور نیک شناخته بودند تا جایی که نیما در یکی از نامه هایش از وی با عنوان « دوست بسیار مهربان »۱۱ یاد می کند . البته وی بعدها به موطنش بازگشته و مصدر خدمات چندی میگردد و در زمان استقرار حکومت ملی آذربایجان از آن جانبداری کرده و ” در جلسه ۹ مرداد در انجمن ایالتی آذربایجان  قرار بر این شد که آقای رسولی به عنوان رئیس اداره غله و آقای یحیی آرین پور به عنوان رئیس اداره قند و شکر و قماش تعیین گردند۱۲ متاسفانه اطلاعاتی زیادی از حضور ایشان در حکومت ملی آذربایجان در دست نیست و همتی عالی می طلبد که از لابلای اسناد نام و خدماتش را به بیرون کشید . دریغا با این همه مقام و منصب شایسته ؛ همچنین ۳۰ سال خدمت صادقانه در وزارت دارائی و تتبع در ادبیات که کتاب اخیرش ( از صبا تا نیما ) زمانی در زمره بهترین کتابهای ادبیات مشروطه خوانده شده و حتی «گام هایی که [او برداشته بود] دانشکده های ادبیات را دست کم تا حدی خجلت زده کرد »  صبح روز شنبه ۲۴ آبان ۱۳۶۲ پس از یک دوره بیماری جان به جان آفرین تسلیم نموده و در دیار غربت – تهران رخ در نقاب خاک کشید

در پایان این مقال قطعه شعری از این محقق و شاعر فرزانه را زینت بخش این اندک نموده ؛ شادی روحش را از خدای بزرگ خواهانم .

آنگاه که کوکب سعادت

گردد ز پی افق نمایان

هر کس به هوای عیش و عشرت

هر کس به سوی طرب شتابان

خوانند نشیده ی مسرت

گردند ترانه خوان عرفان

خندد ز صفا لب طبیعت

گردد ؛ خورشید علم تابان

از دیده ی کور و خیره یاد آر

آن دم که بتابد از سماء هور

وز خوابگهت برون خرامی

از باده ی ناب ذوق مخمور

در عین صفا و شادکامی

یاران همه کامکار و مسرور

اغیار به ما شوند حامی

وز چار طرف شویم محصور

ای جد بزرگوار و نامی

یادآر ز این نبیره یاد آر ۱۳

پی نویس ها:

۱- از صبا تا نیما، یحیی آرین پور، چاپ دوم ، نشر زوار ، تهران ۱۳۷۲٫

۲- مجله ادب، شماره ۸ ، صص ۲۰-۲۱ ، سال اول ، برج سنبله ۱۲۹۹ شمسی ، منطبعه تبریز . از این ماهنامه ادبی که توسط دانش آموزان مجمع ادب تبریز منتشر می شد مجموعاً ۱۲ شماره انتشار یافته است . دوره ای از این مجله حالیا در کتابخانه ملی تبریز مقید به شماره ۱۲۷ از مجموعه اهدایی شادروان حاج محمد اقا نخجوانی محافظت می گردد .

۳- هفته نامه احرار ، صحیفه « هنر و اندیشه » دوشنبه ۲۳ آبان  ۱۳۷۲ تبریز – این صحیفه ادبی به همت راقم از ۲۰/۷/۷۳ لغایت ۱۰/۱۱/۷۳ منتشر می شد .

۴- دوستلار گوروشو ، دکتر سلام الله جاوید و حسن مجید زاده « ساوالان » – تهران اسفند ۱۳۵۹ ؛ ص ۹۶٫

۵- مجله کتاب امروز ، باز هم از صبا تا نیما ؛ عبدالحسین زرین کوب ، پائیز ۱۳۵۱ ؛ ص ۲۸٫

۶- همان ص ۲۸٫

۷- زرین کوب ؛ پیشین ؛ ص ۳۱٫

۸- نگاهی به از صبا تا نیما ؛ سیاوش روزبهان ؛ صدا ؛ مجموعه ادبیات و هنر ؛ چاپ دوم ۱۳۵۷ زیر نظر رحمان کریمی ؛ ص ۲۷٫

۹- روزبهان ؛ پیشین.

۱۰- پیشین.

۱۱- این نکته را نیما در یکی از نامه هایش که به مرحوم آرین پور نوشته ذکر کرده . بنگرید ؛ نامه های نیما – سیروس طاهباز ، چاپ اول ۱۳۶۸ ؛ دفترهای زمانه ص ۲۳۳٫

۱۲- روزنامه آذربایجان ، شماره ۲۶۶ از دوره دوم ، یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۲۵ ؛ ص ۳ ؛ تبریز.

۱۳- مجله ادب ، شماره ۴ ، ۱۵ دلو ۱۲۹۸ ، تبریز . ی . دانش.

(قسمت اعظم این مقاله پیشتر در هفته نامه عصر آزادی تبریز به مشخصات زیر چاپ گردیده بود . عصر آزادی ، سال دوم ، شماره ۴۷ ، پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۷۷ ؛ ص ۷٫)

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه