شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.
خانه » فرهنگ » آثار پژوهشی » کشف ابعاد مختلفی از محل زندگی خاقانی در تبریز / محمدرضا شفیعی کدکنی
863 بازدید

کشف ابعاد مختلفی از محل زندگی خاقانی در تبریز / محمدرضا شفیعی کدکنی

محل زندگی خاقانی در تبریز

تبریز / محل زندگی خاقانی

شهریارنیوز: خاقانی شیروانی شاعر بلند آوازه ی قرن ششم هجری و دانشمند بی بدیل زمان خود بود. با کشف سفینه تبریز، نوشته ابوالمجد تبریزی (در قرن هشتم)، ابعاد مختلفی از زندگی این شاعر بزرگ در تبریز کشف شد.

محمدرضا شفیعی کدکنی / خاقانی

اولین پژوهشگر این عرصه، استاد یگانه ی ادبیات زمان ما، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی است که با تفحص در سفینه تبریز، محل زندگی خاقانی را از امالی امین الدین حاج بله تبریزی (استاد کاتب سفینه تبریز) استخراج کرد. به دنبال آن پژوهشگران بومی ، آقای حسین شهبازی( دانشجوی دکترای ادبیات دانشگاه تبریز و نویسنده مسئول این پژوهش)، خانم ساناز جعفر پور (دانشجوی دکترای مرمت و بازسازی بافت های تاریخی دانشگاه هنر اصفهان)، آقای کریم میمنت نژاد ( تبریزپژوه و کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات)، محدوده محل زندگی خاقانی را با مستندات تاریخی کشف کردند که در ادامه با نویسنده مسئول این پژوهش،آقای حسین شهبازی به این کشف مهم تاریخی می پردازیم.
نتایج حاصل از این پژوهش، مرهون تحقیقات دکتر شفیعی کدکنی است که با متن پژوهی استادانه خویش، محل زندگی خاقانی در تبریز را از نسخه خطی سفینه تبریز استخراج کردند.

پیشتر این مقاله، به صورت علمی پژوهشی در نشریه زبان وادب فارسی دانشگاه تبریز در بهار وتابستان ۱۳۹۵ با رویکردی علمی چاپ شد. ولی در این گزارش ، سعی بر این است تا به صورت گزارشی به این کشف مهم جغرافیای تاریخی تبریز بپردازیم.

وی در مقاله نخست خود در این زمینه با عنوان «نکته های نویافته درباره خاقانی»، به دو نکته مهم از زندگی و روحیات خاقانی، از کتاب «التدوین فی ذکر اهل العلم بقزوین» اثر عبدالکریم بن محمد الرافعی القزوینی پرداخته است. یکی ارادت خاقانی به امام ابوالفضل رافعی و مدح وی به زبان عربی در جریان دیدار آن دو در تبریز، و دیگری با تمرکز بر روانشناسی شخصیتی به پُر سخن بودن و مجال سخن از دیگران گرفتن خاقانی اشاره دارد، چنانکه در محاورات روزمره، همواره از استعاره و سجع و تمثیل بهره می برده است.  دومین تحقیق ایشان در این باب پس از کشف نسخه خطی سفینه تبریز بوده است. به نحوی که با امعان نظر و متن  پژوهی استادانه خویش با آوردن عین گفتار مؤلف، نتیجه گیری های درخور توجه ای از متن ایراد نموده اند که به جغرافیای تاریخی و محل زندگی خاقانی در میدان کهن تبریز، ضیافتی به دروازه سنجاران، گذر از کوچه صاین الدین و دیدار با اثیرالدین اخسیکتی در آن کوچه، می پردازد. با این حال در مقاله ایشان، موارد مبهمی در خصوص جغرافیای تاریخی تبریز باقی مانده است که رسالتِ یافتن آن نکته ها در راستای اطاعت از امر استاد و تکمیل تحقیقاتشان، متوجه نویسندگان بومی شد.

لازم است پژوهش و استنباط دکتر شفیعی کدکنی برای تبیین هدف تحقیق عیناً نقل شود. وی می نویسد: «آنچه از این بخش می توان به روشنی استنباط کرد این است که روشن می شود:

۱) منزل خاقانی در تبریز، در «میدانِ کهنِ» شهر قرار داشته. هرگونه اطلاعی در باب این میدان که امروز به دست آید برای ما دارای کمال اهمیت است.

۲) آنچه از جغرافیای تاریخی تبریز نیمه دوم قرن ششم در این حکایت قابل بررسی و تحلیل است این است که:

الف) وقتی خاقانی از مهمانی برمی گشته است تا به منزل خود برود از دروازه سنجاران عبور می کرده است. بنابراین کوچه صاین الدین در فاصله منزل خاقانی (در میدان کهن تبریز) و دروازه سنجاران قرار داشته است.

ب) در عصر مؤلّف، کوچه خواجه صاین الدین موجود بوده است و مؤلف با اشاره خویش به وجود چنین کوچه ای اذعان داشته است. این کوچه صاین الدین، به احتمال قوی نام خود را از نام خواجه صاین الدین یحیی تبریزی گرفته که از جمله مریدان بابا حسن سرخابی بوده است» . بدین ترتیب دکتر شفیعی کدکنی، با تصریح به نشانیِ منزلِ خاقانی در میدان کهن تبریز (براساس سفینه تبریز) هرگونه اطلاعات در خصوص این میدان را حائز اهمیت دانسته اند.

آنچه در پژوهش های متنی، مورد مداقه قرار می گیرد، توجه به کاربرد واژه و استنباط معنای آن با بررسی عناصر مختلف در داخل متن است. ابوالمجد تبریزی می نویسد: «چون اثیر  [اخسیکتی، م. ۵۷۰ یا ۵۷۷ ه.ق.] بیامد ابتدا طلب خانه خاقانی [م. ۵۸۲ ه.ق.] کرد. نشانش دادند که در میدان کهن است. او برفت دید کی خاقانی مسندی نهاده است بر کنار صفّه و بر آنجا نشسته است.» در نتیجه در زمان کاتب، این عرصه، به «میدان کهن» مشهور بوده، بدین معنی  که طی قرون هفتم و هشتم هجری به عنوان میدانی کهن و قدیمی در شهر شناخته می شده است.

وقایع حادث در میدان کهن تبریز را ـ در برخی منابع به صورت «میدان تبریز» یا «میدان عتیق» ذکر شده ـ می توان در بسیاری از منابع تاریخی یافت. نخستین بار به نام میدان تبریز در « تاریخ مبارک غازانی» (تألیف: ۱۰-۷۰۰ه.ق.) ضمن نقل حوادث سال ۶۹۵ و ۶۹۶ه.ق. برمی خوریم.

براساس این نوشته، به یاسا رسانیدن اینه بک، سپس بالتو و پسرش در میدان تبریز صورت گرفته است. در «مجمع الآداب فی معجم الالقاب» (تالیف: ۷۲۰ق)، در ذکر احوال ابوالمعالی محمد بن یوسف الخلاطی، قاری و خطاط، در تبریز به سال ۶۶۴ق. به مکتب خانه اش در مسجدی که مقابل دارالضیافه شمس الدین محمد جوینی در محله میدان کهن واقع بوده، اشاره شده است.) از سویی «زبده التواریخ» (تالیف: ۸۳۰ ه.ق) با ذکر توقف امیر شیخ حسن کوچک در تبریز به سال ۷۴۲ه.ق. به احداث مجموعه ای بزرگ از مسجد و مدرسه و خانقاه بر میدان کهن تبریز در این سال اشاره دارد. مسجدی که در سال ۷۴۲ قمری در میدان کهن تبریز بنا شد، مسجد استاد شاگرد است. این مسجد در زمان کاتب سفینه تبریز(ابوالمجد تبریزی) و ۷ سال یعد از آخرین اضافات نسخه خطی سفینه، احداث شده است. با مطالعات میدانی و تحلیلی می توان چنین نتیجه گیری کرد که:
میدان کهن تبریز محل زندگی خاقانی شروانی، شاعر و عالم بلندآوازه قرن ششم، در شهر تبریز از جایگاهی سیاسی ـ مذهبی اقتدارگرانه ای طی دوره های مختلف تاریخی برخوردار بوده است.

خط شفیعی کدکنی / خاقانی

ابنیه احداثی پیرامون میدان از فضایی نیمه حکومتی حکایت دارد که به سطح اجتماعی بالای جامعه تعلق داشته است. از نظر ساختار فیزیکی محدوده میدان وسیع تر از آنچه در نقشه دارالسلطنه قراجه داغی تحت نام میدان قراکوللیک آمده، بوده است. چنانکه فضای میدان توسط راسته بازارها و بازارچه ها از شمال به بازار بزرگ و از جنوب به دروازه نارمیان( مهادمهن) راه داشته است. از قدیمی ترین مساجد واقع در میدان کهن، مسجد شهیدگاه در جوار مزار شهیدگاه است که احتمالاً مقابر واقع در آن به سال های نخست ورود مسلمانان به آذربایجان مربوط است.

قبرستان قراکوللیک به عنوان تنها گورستان واقع در محدوده داخلی باروی کهن (نجفقلی خانی)، نشان از ارزش معنوی این مکان برای ساکنان شهر طی ادوار مختلف دارد. مسجد دار نیز که دو تن از امامزادگان در آن مدفون گشته اند دارای قدمتی کهن تا دوره بنی امیه و دهمین خلیفه اموی، هشام بن عبدالملک (خلافت: ۱۲۵-۱۰۵ه.ق.) می باشد. به دنبال ابنیه مذهبی ـ آموزشی احداث شده در قرن ششم، در دوره  ایلخانان (۷۳۶-۶۵۴ه.ق.) و چوپانیان (۷۵۸-۷۳۸ه.ق.) این امر به توسعه ی فضاهای حکومتی عام المنفعه از سوی وزرا و حکام انجامید. با جای گرفتن ابواب البرّ علائیه شامل مسجد، مدرسه، و خانقاه (۷۴۲ه.ق) در بخشی از ضلع شرقی میدان کهن، میدان هر چه بیشتر ساختاری حکومتی یافت. البته در دوره صفویه با تغییر مذهب تا حد قابل توجهی از جایگاه و وجه مذهبی ـ سیاسی میدان کاسته شد. پس از زمین لرزه ۱۱۹۳ه.ق.، محدوده بازسازی شده از میدان کهن محدود گشته و بین میدان کهن و مزار شهیدگاه( قبرستان قراکوللیک) انفصال به وجود آمده است. این احتمال وجود دارد که بخشی از عرصه  باز میدان طی تلفات سنگین زمین لرزه به قبرستان اختصاص یافته باشد. احداث خیابان فردوسی در سال ۹-۱۳۰۸ش. بر روی مسیری تاریخی که از جانب غربی میدان کهن گذر می کرد، موجب شد تا فضای میدان قراکوللیک در پشت بدنه نوساخته خیابان فردوسی ناپدید شود. و به مرور عملکرد شهری خود را نیز از دست دهد. بدین ترتیب بنابر موارد ذکر شده می توان موقعیت مکانی خانه خاقانی در اواخر قرن ششم تبریز را در اراضی محدوده خیابان فردوسی (به ویژه در بخش شمالی خیابان) دانست. از طرفی موضع کوچه صاین الدین نیز در حد فاصل بین مسجدجامع تا دروازه سنجاران در محله چهارمنار واقع بوده است. مسجد استاد شاگرد یادگار کهن و شناسنامه فرهنگی تبریز، اکنون پشت مدرسه بنت الهدی پنهان مانده است.

ای کاش مسئولان به فکر این هویت های تاریخی شهرمان باشند. مسجدی با حدود ۷۰۰ سال پیشینه تاریخی اگر در شهرهای دیگر همچون اصفهان وشیراز بود الان جزو آثار تاریخی محسوب بوده و برای دیدار از مردم پول می گرفتند. در حالی که آثار تاریخی اصفهان وشیراز بیشتر مربوط به صفویه و قاجاریه است.

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه