سعی کنید اشتباهات دیگران را ببخشید، حس انتقام انرژی منفی دارد.
خانه » فرهنگ » آثار پژوهشی » مرورى بر زندگى، مبارزات سیاسى و آثار علمى شهید آیت الله سید محمدعلى قاضى طباطبایى
429 بازدید

مرورى بر زندگى، مبارزات سیاسى و آثار علمى شهید آیت الله سید محمدعلى قاضى طباطبایى

شمع محفل ادراک

مرورى بر زندگى، مبارزات سیاسى و آثار علمى شهید آیت الله سید محمدعلى قاضى طباطبایى

«بمناسبت سالگرد شهادت»

على اصغر شعردوست

 

خاندان طباطبایى و قاضى از خاندانهاى مهم تبریز مى باشند که چهره هاى ماندگار و مهمى داشته اند که منشاء آثار مهم و جاودانه در کشور و شهرتبریز بوده اند. نام و آوازه برخى از بزرگان این خانواده اصیل و ریشه دار تبریزى از محدوده شهر و کشورمان فراتر رفته است، علامه سیدمحمدحسین طباطبایى صاحب تفسیر المیزان از این خاندان است، اما در ایام سالگرد شهادت آیت الله قاضى طباطبایى، مناسب دیدم که براى اداى دِین به اولین امام جمعه تبریز نگاهى اجمالى به کارنامه پربرگ و بار حیات علمى و مجاهدات سیاسى آن شهید سعید داشته باشم. این نگاه را با ابیاتى از شعر آن علامه فقید آغاز مى کنم:

چل سال بیش با خرد و هوش زیستم

آخر نیافتم به حقیقت که چیستم

عاقل ز هست گوید و عارف ز نیستى

من در میان آب و گل هست و نیستم

من صدر بزم انس و مجلس نشین قدس

لیکن تو چون به بزم نشینى بایستم

زان خنده آمدم به کمالات دیگران

کاندر کمال خویش چو دیدم گریستم

شعر، سیل خروشانى است که از دریاى پرمایه ذوق سرچشمه مى گیرد و موجى از احساسات و دریافت ها و باورهاى درونى را بر ساحل نشینان هنر دوست به ارمغان مى آورد. آیت الله سید محمد على قاضى طباطبائى سخنورى چیره دست و شاعرى سخن شناس بود. او با طبع لطیفش چشمه ساران زیبایى جارى مى ساخت و تشنگان معرفت را سیراب مى کرد و نغمه دلنشین توحید و عرفان را به گوش روزگار زمزمه مى کرد :

چهل سال بیش با خرد و هوش زیستم

آخر نیافتم به حقیقت که چیستم …

خاندان طباطبایى و پیشینه آن

این خاندان از ذریه حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام از نسل حسن مثنى ، از اولاد ابراهیم طباطبا هستند و در ابتدا جد بزرگوار آنها در زمان استیلاى خلفاى بنى عباس از خطه عربستان ، مدینه منوره به ایران هجرت نمودند و در اصفهان سکونت اختیار کردند ناگفته نماند که اولاد امام حسن مجتبى علیه السلام از صدر اول تا امروز، مردانى بزرگ و اشخاصى معروف و اغلب از علماء و بزرگان دین و دنیا بوده اند ـ مانند آیت الله بحرالعلوم و آیت الله شهید سید رضى الدین على بن طاووس حسنى ـ اول کسى که مؤسس این خاندان بزرگ در آذربایجان گردیده و ریشه این تبار برومند را در آن سامان کاشته عالم ربانى و فقیه متبحر شیخ الاسلام امیر عبدالغفار طباطبائى مى باشد. خاندان عبدالوهاب چه در زبانها و چه در کتابهایى که در شرح حال آنان نگارش یافته است به دو نام «قاضى طباطبایى» و «شیخ الاسلامى» مشهور و معروف بوده اند . دلیلش این است که اکثر مردان این دودمان باعظمت از عالمان و بزرگان دین و سیاست بودند و سالیان درازى به امر قضاوت و حل و فصل امور اجتماعى و مردم اشتغال داشتند.

محمدعلى قاضى طباطبایى

آغاز مبارزات سیاسى

بر اساس اطلاعات موجود و از جمله گزارشهاى شهربانى که پس از تأسیس ساواک در چند جلد پرونده شهید قاضى طباطبایى مضبوط است، نخستین رویارویى شهید قاضى با حکومت جائر در سال ١٣۴٧ قمرى به وقوع مى پیوندد.

در آن سال  به دنبال قیام مردم تبریز به دستور حکومت وقت محمد على جوان به همراه پدرگرامیش راهى تبعیدگاه شد و به مدت دو ماه ناگزیر به اقامت اجبارى در تهران گردید و از آن جا بار دیگر به مشهد مقدس تبعید شد و یکسال در آن دیار پاک ، دوران تبعید خود را گذراند.

دژخیمان پهلوى به این مقدار هم رضایت ندادند و در غیاب آقا میرزا محمد باقر دستور دادند که خانه اش را در تبریز خراب نموده و جزو خیابان سازند بدون اینکه ضرر و زیان وى را جبران نمایند و این اولین تجربه مبارزاتى سید محمد على بود، در آن سالها شهید قاضى طباطبایى که طلبه اى کوشا، باهوش و پرجنب و جوش بود، دنبال استادى بود که در کنار تحصیل علم، راه مبارزه با حکومت جائر را هم پى بگیرد، دیرى نپایید که آرزوى وى جامه عمل پوشید و چشم پرانتظارش به جمال آیت الله روح الله خمینى(ره) روشن شد. در آن موقع امام خمینى از برجسته ترین اساتید حوزه علمیه قم بود و در رشته فلسفه دو کتاب مهم «شرح منظومه» و «اسفار» را تدریس مى کرد.

تبحر علمى و روش جالب تدریس و همچنین خصوصیات ارزشمند اخلاقى و منش هاى والاى روحى امام ، باعث شده بود که حوزه تدریس ایشان از پرجمعیت ترین دروس حوزه باشد.

سید محمد على طباطبائى با شور و شوق وصف ناپذیرى در این دو درس ‍ امام شرکت جست و از همان زمان رابطه نزدیک و پیوند عمیقى بین او و رهبر کبیر انقلاب بر قرار شد. وى ضمن استفاده هاى علمى ، با بهره جویى از افکار بلند استادش به تلاش و کوشش جهت دست یابى به آرمانهاى مقدس ‍ انقلاب اسلامى پرداخت.

ایشان از سال ١٣۵٩ قمرى به مدت ده سال  علاوه بر درسهاى حضرت امام از محضر آیات عظام : سید محمد حجت کوه کمرى ، سید صدرالدین صدر، سید محمد رضا گلپایگانى و دیگر اساتید زبردست بهره هاى شایانى برد.شهید آیت الله قاضى در سال ١٣۶٩ قمرى براى ادامه تحصیل و بهره گیرى از محضر استادان حوزه هزار ساله نجف، راهى عراق شد . در حوزه هاى درسى بزرگ مردان علم و فقاهت همچون آیت الله العظمى سید محسن حکیم (ره) و آیت الله العظمى سید ابوالقاسم خویى(ره) و آیت الله العظمى حاج شیخ عبدالحسین رشتى و آیت الله العظمى شیخ محمد حسین کاشف الغطا و … شرکت جست و مشغول کسب علم و دانش و تحصیل در فنون مختلف فقه و اصول و فلسفه شد.

شهید قاضى در میان اساتید نجف براى آیت الله العظمى حاج شیخ محمد حسین کاشف الغطاء احترام فوق العاده اى قایل بود و بیشتر با آن مجاهد نستوه انس و الفت داشت و در واقع شیفته و مرید اخلاق والا و تبحر عمیق علمى و افکار بلند سیاسى ، اجتماعى کاشف الغطاء گشته بود. این موضوع در مکاتباتى که بین شهید قاضى طباطبایى و علامه کاشف الغطا در مقدمه کتاب وزین «جنه المأوى» درج شده بخوبى مشهود است.

اقامت در نجف و استفاده هاى علمى و معنوى از حوزه علمیه نجف بهترین و شاداب ترین روزگاران عمر آیت الله قاضى طباطبائى بود که ایشان طى آن سالها به درجات عالى فقاهت و اجتهاد رسید و از مراجع بزرگى مثل آیت الله العظمى حکیم و آیت الله العظمى کاشف الغطاء و دیگران به اخذ اجازه اجتهاد نایل آمد و پس از سه سال اقامت در نجف ، در سال ١٣٧٢ قمرى معادل با سال ١٣٣١ شمسى و در سن ۴٢ سالگى  به تبریز مراجعت کرده و در زادگاه خود ، در جهت اشاعه فرهنگى غنى و پویاى آیین حیات بخش اسلام تلاش گسترده و عمیقى را آغاز کرد.

با اوج گیرى مبارزات امام خمینى بر علیه نظام ستمشاهى پهلوى در سال ١٣۴٢ شمسى آیت الله قاضى طباطبائى سهم بسزائى در برانگیختن احساسات مردم آذربایجان و تبریز داشتند. بر اساس اسناد موجود که بخشهایى از آن را در کتاب «مجلس نشین قدس» آورده ام، سخنرانى هاى روشنگر و صدور اعلامیه هاى ضد رژیم از سوى آن شهید، مردم قهرمان تبریز را به صحنه مبارزه با طاغوت آورد.

شهید آیت الله قاضى طباطبایى در طى سالهاى ١٣۴٢ تا سال ١٣۵۶ مکرر از سوی ساواک دستگیر مى شد اما با توجه به نفوذ گسترده اش در بین مردم، رژیم مجبور به آزاد کردن ایشان مى شد. با اوج گیرى شعله هاى انقلاب مردم تبریز از سه کانون مبارزاتى دستورالعمل مى گرفتند که هر سه متعلق به آیت الله قاضى بود، مسجد مقبره در بازار تبریز، مسجد شعبان در اول خیابان تربیت و بیت شهید قاضى در کوى مقصودیه. پس از آنکه اعتراض مردم قم به درج مقاله اى بر علیه روحانیت در ١٩ دى ماه سال ١٣۵۶ با گلوله هاى مزدوران رژیم به خاک و خون کشیده شد، آیت الله قاضى به مبارزات مردم مسلمان تبریز شدت بخشید، علاوه بر سخنرانیهاى روشنگر خود و برخى روحانیون تبریز با دعوت از روحانیون انقلابى جهت سخنرانى مسجد شعبان و منزل خود رابه کانون هدایت مبارزان تبدیل کرد.با نزدیک شدن چهلم شهداى قم ، علیرغم فشارهایی که ساواک  با دستگیرى و ارعاب مبارزان اعمال مى کرد، شهید قاضى طباطبایى با همراه کردن جمعى از روحانیون و مبارزان و روشنگرى مردم از طریق اعلامیه ها و سخنرانى هاى روشنگرانه ، مردم را به برگزارى هر چه باشکوه تر مراسم یادبود شهداى ١٩ دى قم فراخواندند.

در تبریز آیت الله قاضى با صدور اعلامیه اى که امضاء برخى علماى بزرگ تبریز از جمله  آیت الله سید حسن انگجى(ره) هم در ذیل آن اعلامیه بود، مردم همیشه در صحنه آذربایجان را به شرکت در مراسم یادبود شهداى قم دعوت کردند ،روز سه شنبه ٢٩ بهمن ماه سال ١٣۵۶ مقارن با چهلم شهداى ١٩ دى قم  ، تبریز حال و هواى دیگرى داشت . مجلس با شکوهى در مسجد حاج میرزا یوسف معروف به قزلى مسجد بر پا بود.

مدارس و بازار بصورت خودجوش تعطیل شده بود و مردم دسته دسته براى عزادارى مى آمدند ، اینجانب که در جلو منبر مسجد ایستاده و شعارهاى انقلابى مى دادم و جمعیت انبوه مسجد آن را تکرار مى کردند، بناگاه صداى گلوله اى شنیدم ، گویا یکى از مزدوران رژیم به ساحت مقدس مسجد اهانت کرد و بدنبال آن غریو اعتراض مؤمنین مبارز مسجد برخاست.

در این میان جوانى از غیرتمندان تبریز که از پاره کردن اعلامیه و سخنان توهین آمیز آن مأمور وقیح به هیجان آمده بود با وى گلاویز شد، و او با استفاده از کلت او را هدف تیر قرار داد و به شهادت رساند. در این لحظه مردم خشمگین جنازه خون آلودآن شهید را برداشته، بر روى یک درب همانند تابوت قرار داده و  همچون سیل خروشان به طرف خیابانها راه افتادند و بخش عمده اى از مظاهر طاغوت را به آتش کشیدند.

دلاور مردان تبریز با این حماسه سرنوشت ساز خود  در ٢٩ بهمن سال ١٣۵۶چنان ضربه اى بر پیکر طاغوت و طاغوتیان آوردند که رژیم تا آن روز نظیرش را ندیده بودند. بدین ترتیب بذر نهفته در پانزده خرداد سال ۴٢، در ١٩ دى ماه سال ۵۶ جوانه زد و در ٢٩ بهمن ماه در تبریز شکوفه داد و پس از آن سلسله چهلم شهدا تکرار گردید تا روزى که امام خمینى به مام میهن بازگشت و پس از ده روز فجر انقلاب به صبح پیروزى منجر و در ٢٢ بهمن ماه سال ١٣۵٧ انقلاب اسلامى به پیروزى رسید.

نقش بى بدیل شهید آیت الله قاضى طباطبایى در هدایت مردم و راهبرى مبارزات و مبارزان از سال ١٣۴٢ تا سپیده دم انقلاب اسلامى آن عالم وارسته را به صورتى خودجوش به عنوان نماینده امام خمینى در اذهان مردم آذربایجان جلوه گر کرد. البته در این میان حضور مکرر مبارز همیشه در تبعید شهید آیت الله مدنى که در مقاطع حساس با حضور در تبریز و همراهى با آیت الله قاضى رمقى مضاعف به مبارزات مى داد لازم به ذکر است.

پس از پیروزى انقلاب امام خمینى آن مجسمه تقوا، عدالت، مبارزه و فقاهت را بعنوان نماینده خود و امام جمعه تبریز منصوب فرمود.

آیت الله قاضى در سنگر امامت جمعه نیز منشاء آثار عظیم و ماندگارى بود. بیت ایشان که از سالهاى دیر و دور مأمن مبارزان بود این بار علاوه بر ساماندهى امور استان و شهر ملجاء انسانهایى بود که براى استمداد به خانه اش مى آمدند و هیچگاه دست خالى بر نمى گشتند.

آیت الله قاضى طباطبایى سرانجام بعد از عمرى تلاش مؤمنانه در راه فقاهت و مجاهدت در یازدهم آبان ماه سال ١٣۵٨ شمسى در روز عید سعید قربان به هنگام نماز مغرب و عشاء در مقابل مسجد شعبان که کانون مبارزاتى خود بر علیه طاغوت بود، هدف گلوله یک شقى از تبار ابن ملجم ها قرار گرفته و در راه خدا قربانى شد. او که بعد از شهادت آیت الله مطهرى به حال او غبطه مى خورد و مکرر آرزوى شهادت مى کرد، سرانجام آخرین دعاى خود را به مرحله استجابت رسانیده ، و با شهادت در راه خدا در روز عید قربان، پاداش یک عمر مجاهدت خود را از حق تعالى گرفت.

پیام امام خمینى به مناسبت شهادت آن عالم فرزانه حاوى فرازهاى شورانگیزى است که راه روشن و تابناک مجاهدان در راه خدا را تبیین کرده است. امام در پیام خود فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

با کمال تاسف ضایعه ناگوار شهادت عالم مجاهد حجت السلام والمسلمین آقای حاج سید محمد على قاضى طباطبائى رحمت الله علیه بر عموم مسلمانان متعهد و علماء اعلام مجاهد و مردم غیور و مجاهد آذربایجان و به خصوص بازماندگان این شهید سعید تسلیت عرض نموده، و از خداوند متعال صبر انقلابى براى مجاهدین در راه حق و اسلام خواستارم . ملت عزیز و برومند ایران ، و آذربایجانیان غیرتمند عزیز، باید در این مصیبت هاى بزرگ که نشانه شکست حتمى دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتوانى و خودباختگى آنان است هر چه بیشتر مصمم و در راه هدف و اعلاى اسلام و قرآن مجید بر مجاهدات خود افزوده و از پاى ننشینند تا احقاق حق مستضعفین از جباران زمان بنماید.

عزیزان من در انقلابى که ابرقدرتها را به عقب رانده و راه چپاولگرى آنان را از کشور بزرگ بسته است این ضایعات و ضایعات بالاتر اجتناب ناپذیر است ما باید از کنار این وقایع با عزم و خونسردى بگذریم و به راه خود که راه جهاد فى سبیل الله است ادامه دهیم.

شهادت در راه خداوند، زندگى افتخارآمیز ابدى و چراغ هدایت براى ملت هاست ، ملتهاى مسلمان از فداکارى مجاهدین ما در راه استقلال و آزادى و اهداف توسعه اسلام بزرگ الگو بگیرد و با پیوستن به هم سد استعمار و استثمار را بشکنند و پیش به سوى آزادى و زندگى انسانى بروند. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و رحمت و مغفرت براى شهداى راه حق و شهید سعید طباطبائى خواستارم.

۱۱ ذى الحجه الحرام ۱۳۹۹

روح الله الموسوى الخمینى

فرداى آن روز مردم مصیبت زده آذربایجان با قلوبى آکنده از اندوه و غم و فراق و در عین حال انزجار از دشمنان دین با چشمانى اشکبار پیکر پاک آن شهید را تشییع کردند و در آرامگاه خانوادگى واقع در مسجد مقبره به خاک سپردند.

بر محراب مسجد مقبره اینک فرزند برومند، پاکدامن ، متقى و مؤدب شهید آیت الله قاضى طباطبایى، حجت الاسلام سید محمدتقى قاضى طباطبایى نماز مى گزارند و از احترام زایدالوصف مردمان تبریز برخوردارند.

ره آورد فکرى

شهید محراب  و یا بقول مبارز نام آشنا، نماینده مردم تبریز در ادوار مختلف مجلس شوراى اسلامى ، آیت الله محمدحسین انزابى ، پیشگام شهداى محراب از عالمان پرکار و خوش قلمى بود که در کنار مبارزات سیاسى، محراب و منبر، لحظه اى از تفقه در دین و تألیف آثار مهم و اثرگذار در حوزه علوم دینى نیاسود. ایشان با تشخیص نیازهاى فکرى جهان اسلام آثار ارزشمندى تألیف کرد که دامنه تاثیر آنها به مجلات معتبر علمى مصر و لبنان رسید. این بخش از حیات طیبه شهید آیت الله قاضى خود نیازمند تألیفى مستقل است ، اما اینجانب در اینجا به عنوان یکى از خادمان فرهنگ ، خود را موظف به تذکار این نکته مى دانم که هنوز برخى از آثار عمیق و تألیفات منیف آن شهید سعید به صورت خطى بوده و روى چاپ به خود ندیده است . اینجاست که ضرورت تأسیس بنیادى براى تنظیم و نشر آثار أن شهید سعید ضرورى مى نماید، که امیدوارم دستگاههاى مسئول سى و شش سال بعد از شهادت به آن جامه عمل بپوشانند.

ره آورد فکرى شهید قاضى که به صورت نوشته به یادگار مانده است عبارتند از:

  1. الاجتهاد و التقلید (عربى – خطى)
  2. الفوائد (فقهى – تاریخى)
  3. خاندان عبدالوهاب (فارسى – خطى)
  4. کتاب فى علم الکلام (عربى – خطى)
  5. فصل الخطاب فى تحقیق اهل الکتاب (عربى – خطى)
  6. السعاده فى الاهتمام على الزیاره (عربى – خطى)
  7. اجوبه الشبهات الواهیه (فارسى – خطى)
  8. رساله فى اثبات وجود الامام علیه السلام فى کل زمان (عربى – خطى)
  9. سفرنامه بافت (بافت کرمان )، (فارسى ،خطى)
  10. المباحث الاصولیه (عربى – خطى)
  11. حاشیه بر کتاب رسائل شیخ انصارى (ره)
  12. حاشیه بر کتاب مکاسب شیخ انصارى (ره)
  13. حاشیه بر کفآیت الاصول آخوند خراسانى (ره)
  14. تقریرات اصول آیت الله حجت کوه کمرى
  15. تاریخ قضا در اسلام
  16. صدقات امیرالمؤ منین و صدیقه طاهره علیهما السلام
  17. حدیقه الصالحین
  18. رساله در دلالت آیت تطهیر بر اهل بیت علیه السلام
  19. رساله در اوقات نماز
  20. رساله در مباهله
  21. رساله فى مساله الترتب
  22. رساله در نماز جمعه
  23. تعلیقات بر کتاب الفردوس الاعلى تاءلیف علامه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء (عربى ـ چاپى)
  24. تحقیق درباره روز اربعین حضرت سید الشهدا علیه السلام (فارسى – چاپى)
  25. تعلیقات بر کتاب انوار نعمانیه (عربى – چاپى)
  26. مقدمه و تعلیقه بر تفسیر جوامع الجامع طبرسى (عربى – چاپى)
  27. تعلیقات بر کتاب اسلام صراط مستقیم (فارسى – چاپى)
  28. تعلیقات بر کتاب کنزالعرفان (عربى – خطى)
  29. مقدمه بر کتاب صحائف الابرار کاشف الغطاء (عربى – چاپى)
  30. آثار تاریخى آیت الله العظمى حکیم (فارسى – چاپى)
  31. مقدمه بر تنقیح الاصول آقا رضا متوفى ۱۳۳۷ شمسى
  32. مقدمه بر کتاب مرآت الصلوه
  33. پیشگفتار بر علم امام علامه طباطبائى
  34. مقدمه بر کتاب معجزه و شرایط آن
  35. مقدمه بر کتاب جنه الماوى (عربى – چاپى)
  36. پاورقى بر تعلیقات بر کتاب اللوامع الالهیه فى المباحث الکلامیه (عربى – چاپى)
  37. مقدمه بر انیس الموحدین نراقى (فارسى – چاپى)
  38. تحقیق در ارث زن از دارائى شوهر (فارسى – چاپى)
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه